try harder

انگلیسی به انگلیسی

• put in a greater effort, work harder

پیشنهاد کاربران

تلاش خود را بیشتر کردن
Ex. Jim tried harder and finally managed to run away.
جیم تلاشش را بیشتر کرد و درنهایت موفق شد فرار کند.
سخت تلاش کنید

سخت کوشش کردن