پیشنهادهای شقایق (٢,٠١٣)
تجلی عشق
باعث رنج و عذاب شدن
چیزی را اشتباه فهمیدن Ex. But my father's got this all wrong. ولی پدرم همه چیز را اشتباه فهمیده.
Ex. What happens just happens! هر اتفاقی هم بیفتد زیاد مهم نیست! هر چی بشه دیگه شده!
Ex. What happens just happens! هر اتفاقی هم بیفتد زیاد مهم نیست! هر چی بشه دیگه شده!
☆ have a black eye با چشم کبود Ex. Someone who has a black eye past me. یک نفر با چشم کبود از کنارم می گذرد.
☆ For a long time though با اینکه. . . از مدتها قبل Ex. For a long time though, Adam and I were best friends. People are always asking, did I know a ...
اسم کسی یا چیزی به گوش خوردن Ex. For a long time though, Adam and I were best friends. People are always asking, did I know about Adam Jepsen. با ا ...
همه چیز با جزئیات ☆ Tell every little thing همه چیز را با جزئیات تعریف کردن Ex. Please tell me every little thing. خواهش می کنم همه چیز را با جزئی ...
☆ Tell every little thing همه چیز را با جزئیات تعریف کردن Ex. Please tell me every little thing. خواهش می کنم همه چیز را با جزئیات برایم تعریف کن.
به . . . فشار آوردن Ex. Something pressed against the back of my throat. چیزی به ته گلویم فشار می آورد.
☆ Back of . . . ته ِ. . . Ex. Something pressed against the back of my throat. چیزی به ته گلویم فشار می آورد.
تو خیلی مهربونی!
از اینجور کارها
این طوری نیست!
فکر خوبیه!
Ex. Everything is relocated! همه چیز جا به جا شده!
بسه دیگه!
خاصیت موئینگی
یکی یکی پشت سرهم
در پایان مکالماتی گفته می شود که برای دیدار در مکانی مشخص صورت گرفته👇 [اونجا] می بینمت
[با املای feel alright هم درسته] Ex. Are you feeling alright? حالتون خوبه؟
خل شدن
بی نقص
☆ Don't fuck with . . . . . . شوخی بردار نیست! Ex. Don't fuck with this mission! این ماموریت شوخی بردار نیست!
☆ Don't fuck with . . . . . . شوخی بردار نیست! Ex. Don't fuck with this mission! این ماموریت شوخی بردار نیست!
بیخودی پرسه زدن یا دور خود چرخیدن لول خوردن
☆ Okay, forget it! باشه، بی خیال!
Ex. They're all spying on me. همشون دارن جاسوسی ام رو می کنند.
رد کسی یا چیزی را گرفتن
ممنون که . . . ☆ بعد از for فعل به صورت ing دار می آید👇 Ex. Thanks for sharing these words ممنون که این حرف ها را با من در میان گذاشتی ممنون که ا ...
چهار زانو نشستن
The old people [ informal ] ⚠️ پیر و پاتال ها
این که مسئله ی مهمی نیست!
حیات دنیوی
یک مشت . . . Ex. A handful of change یک مشت پول خرد
☆ برای نشان دادن مفهوم آینده، "بالاخره" را اضافه کنید👇 بالاخره یک روز Ex. We are all going to die, someday! همه ی ما بالاخره یک روز می میریم!
چرت و پرت تحویلم نده! چرت نگو!
تصمیم با خودت است!
از پسش برآمدی
کاملا بی خیالی
قانون قانون است!
غیبش زد Ex. My friend sent me an Email and then disappeared. دوستم برای من یک ایمیل فرستاد و بعد غیبش زد.
همه Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.
یه چیز خوشگل
این کار یعنی چه؟
پایدار Ex. Nothing is static. Everything is falling apart! هیچ چیز پایدار نیست. همه چیز در حال متلاشی شدن است!
یه سر بهم بزن
Like this is a big deal! انگار که اتفاق مهمی افتاده!
باورت میشه؟