تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be for something موافق چیزی بودن Ex. Friedrich Froebel was for informal instruction. He managed to start the first kindergarten. فردریک فروبل مو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق چیزی بودن Ex. Friedrich Froebel was for informal instruction. He managed to start the first kindergarten. فردریک فروبل موافق آموزش غیر رسمی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be on the wrong track در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be on the wrong track در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به این نتیجه رسید که. . . Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه کسی Ex. He could not prove that his idea was right. نتوانست اثبات کند که دیدگاهش درست است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He could not prove that his idea was right. نتوانست اثبات کند که دیدگاهش درست است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به فاصله ی . . . Ex. In a laboratory 93 million miles away در آزمایشگاهی به فاصله ی ۹۳ میلیون مایلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ At no expense رایگان/بدون هزینه Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایگان/بدون هزینه Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولید شده Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به موثرترین شکل Ex. Exercises that improve fitness most effectively. ورزش هایی که تناسب اندام را به موثرترین شکل بهبود می بخشند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Most effectively به موثرترین شکل Ex. Exercises that improve fitness most effectively. ورزش هایی که تناسب اندام را به موثرترین شکل بهبود می بخشند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخالت کامل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] قانونیت شکلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهاد سیاسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقق پیدا کردن Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تحقق پیدا نکند. . . ☆ علت منفی ترجمه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Become realized تحقق پیدا کردن Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تحقق پیدا نکند. . . ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این وجود، اگر . . . . . [فعل جمله به صورت منفی] Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تح ...

پیشنهاد
٠

درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آموزان درک درستی از بیش آموزی ندارند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a clear understanding of. . . درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a clear understanding of. . . درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک درست Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آموزان درک درستی از بیش آموزی ندارند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حد معمول Ex. More than normal بیشتر از حد معمول

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر از حد معمول

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید Ex. It needs to be more than normal. باید بیشتر از حد معمول باشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I'm not joking with you! من باهات شوخی ندارم!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کار در مزرعه Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. بردگان مج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب ها Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. بردگان مجبور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر زمینه ای کار کردن Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کار امتناع کردن Ex. Slaves were often worked till they dropped dead, and were beaten if they refused to work. بردگان اغلب تا زمانیکه از پا می اف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا هر وقت که . . . Ex. You can read this book for as long as you want. تا هر وقت که بخواهید می توانید این کتاب را بخوانید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالب آموزشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیوه ی . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر ماندگار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جایی حضور داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفحه نمایش کامپیوتر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. Very young children خردسالان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خردسالان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع برق Ex. This device doesn't need a power source either. این دستگاه حتی به منبع برق هم نیاز ندارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاپی/ کاغذی Ex. Books on paper کتابهای کاغذی ( در مقابل کتابهای الکترونیکی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویداد نادر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چادر زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسهیل کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنین مسائلی Ex. These problems were no longer important. چنین مسائلی دیگر اهمیت نداشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقوق کم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. All our lives زندگی همه ی ما

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندگی همه ی ما