تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور . . . چرخیدن Ex. As the Earth moves round the Sun, so the Moon revolves round the Earth. به همان ترتیبی که زمین دور خورشید می چرخد، ماه نیز دور ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان . . . در نظر گرفته شدن Ex. John Milton is usually thought of as the greatest of all English poets after Shakespeare. معمولا جان میلتون بعد ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Thought of as . . . به عنوان . . . در نظر گرفته شدن Ex. John Milton is usually thought of as the greatest of all English poets after Shakespeare. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ندرت Ex. From the twelfth year of my age, I scarce ever went to bed before midnight. از دوازده سالگی ام به ندرت قبل از نیمه شب به رختخواب می رفت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. From the twelfth year of my age, I scarce ever went to bed before midnight. از دوازده سالگی ام به ندرت قبل از نیمه شب به رختخواب می رفتم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار منفی👇 It was not a long time ago. . . از زمانی که . . . خیلی نگذشته است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جاهای دیگر ِ . . . Ex. Elsewhere on the coast در جاهای دیگر ساحل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Elsewhere on . . . در جاهای دیگر ِ . . . Ex. Elsewhere on the coast در جاهای دیگر ساحل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنها تا وقتی ( که ) Ex. The general rule is to exercise only until you feel very tired. قاعده ی کلی آن است که تنها تا وقتی ورزش کنید که احساس خستگ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ The general rule is . . . قاعده ی کلی آن است که . . . Ex. The general rule is to exercise only until you feel very tired. قاعده ی کلی آن است که ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Feel very tired احساس خستگی شدید کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس خستگی شدید کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدید Ex. Feel very tired احساس خستگی شدید کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت شدن Ex. Until breathing becomes laboured. تا وقتی که نفس کشیدن سخت می شود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Become laboured سخت شدن Ex. Until breathing becomes laboured. تا وقتی که نفس کشیدن سخت می شود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. Before entering this room, you must make sure you have permission. قبل از ورود به این اتاق باید مطمئن شوید که اجازه ی ورود گرفته اید.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ entering . . . ورود به . . . Ex. Before entering this room, you must make sure you have permission. قبل از ورود به این اتاق باید مطمئن شوید که ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the far side of . . . طرف دیگر ِ . . . Ex. The far side of the Moon is toward the Sun. طرف دیگر ماه رو به خورشید است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the far side of . . . طرف دیگر ِ . . . Ex. The far side of the Moon is toward the Sun. طرف دیگر ماه رو به خورشید است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ fall into . . . در . . . فرو رفتن Ex. Fall into darkness در تاریکی فرو رفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تاریکی فرو رفتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در قسمت پایین Low in the western sky در قسمت پایین غرب آسمان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان ِ . . . موقع ِ . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساطع کردن نور

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارتباط با . . . Ex. God's dealings with mankind ارتباط خداوند با انسانها

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خلقت جهان Ex. From the creation of the world از زمان خلقت جهان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از زمان ِ . . . Ex. From the creation of the world از زمان خلقت جهان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در طول سالهای گذشته ☆ اگر بازه ی زمانی داشته باشد👇 در طول . . . سال گذشته Ex. Over the past hundred years در طول صد سال گذشته

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تولد ☆ Babies being born تولد نوزادان Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزولی شدید در میزان تولد نوزادا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولد نوزادان Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزولی شدید در میزان تولد نوزادان از دهه ۱۹۷۰ به بعد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در میزان ِ . . . Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزولی شدید در میزان تولد نوزادان از دهه ۱۹۷۰ به بعد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزول شدید Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزولی شدید در میزان تولد نوزادان از دهه ۱۹۷۰ به بعد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ From . . . onwards از . . . به بعد Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزول شدید در میزان تولد نوزادان ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

☆ From . . . onwards از . . . به بعد Ex. A sharp decline from the 1970s onwards in the number of babies being born نزول شدید در میزان تولد نوزادان ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Play a key role in . . . نقش مهمی در . . . ایفا کردن Ex. Slaves played a key role in the economy of European overseas colonies from the 16th cent ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Play a key role in . . . نقش مهمی در . . . ایفا کردن Ex. Slaves played a key role in the economy of European overseas colonies from the 16th cent ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . شروع شدن Ex. Old age begins at 65 or 70. سن پیری از ۶۵ یا ۷۰ سالگی شروع می شود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be for something موافق چیزی بودن Ex. Friedrich Froebel was for informal instruction. He managed to start the first kindergarten. فردریک فروبل مو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق چیزی بودن Ex. Friedrich Froebel was for informal instruction. He managed to start the first kindergarten. فردریک فروبل موافق آموزش غیر رسمی ب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Be on the wrong track در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Be on the wrong track در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مسیر اشتباهی بودن Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به این نتیجه رسید که. . . Ex. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه کسی Ex. He could not prove that his idea was right. نتوانست اثبات کند که دیدگاهش درست است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He could not prove that his idea was right. نتوانست اثبات کند که دیدگاهش درست است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

به فاصله ی . . . Ex. In a laboratory 93 million miles away در آزمایشگاهی به فاصله ی ۹۳ میلیون مایلی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ At no expense رایگان/بدون هزینه Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایگان/بدون هزینه Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولید شده Ex. The power developed at no expense in the laboratory برق تولید شده ی رایگان در آزمایشگاه