تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در طول عمر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ keep sticking to . . . همواره به . . . چسبیدن Ex. It kept sticking to her hand. همواره به دستش چسبیده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ex. Work on the problem روی مسئله ای کار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی مسئله ای کار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما سالها بعد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ measure in. . . بر حسب . . . اندازه گیری کردن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر حسب . . . اندازه گیری کردن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گیری می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر حسب . . . اندازه گیری شدن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گیری می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Widely expected بسیار محتمل Ex. A widely expected defeat شکستی بسیار محتمل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ گاه معنای "بسیار" را به ترکیب اضافه می کند👇 Ex. A widely expected defeat شکستی بسیار محتمل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجساد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داره بهتر میشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ it's getting better داره بهتر میشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمدتا در Mostly at 40 years عمدتا در ۴۰ سالگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیوع ِ . . . Ex. Many people die from outbreaks of illness. بسیاری از مردم به دلیل شیوع بیماری جان خود را از دست می دهند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ outbreaks of . . . شیوع ِ . . . Ex. Many people die from outbreaks of illness. بسیاری از مردم به دلیل شیوع بیماری جان خود را از دست می دهند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دلیل . . . جان خود را از دست دادن Ex. Many people die from outbreaks of illness. بسیاری از مردم به دلیل شیوع بیماری جان خود را از دست می دهند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیاری از مردم Ex. Many people die from outbreaks of illness. بسیاری از مردم به دلیل شیوع بیماری جان خود را از دست می دهند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نواحی پرجمعیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با اینحال، علی رغم ِ . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغذیه نامناسب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من باهات شوخی ندارم!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بداخلاقی Ex. My wife puts up with all my bad behavior. زنم با تمام بداخلاقی هایم کنار می آید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. My wife puts up with all my bad behavior. زنم با تمام بداخلاقی هایم کنار می آید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موارد بسیار بیشتر Ex. Lots more can be found in this article. موارد بسیار بیشتری را می توان در این مقاله پیدا کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. The ground sources ( coal, oil and uranium ) may be used up soon. منابع زمین ( زغال سنگ، نفت و اورانیوم ) ممکن است به زودی تمام شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منابع زمین Ex. The ground sources ( coal, oil and uranium ) may be used up soon. منابع زمین ( زغال سنگ، نفت و اورانیوم ) ممکن است به زودی تمام شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیاده روی تند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هزینه های . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال برای " ناشی از . . . "👇 Ex. People with health problems caused by heart attack or strokes should see a doctor before choosing an exercise prog ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وضع کسی رسیدگی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مشکل برخوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرین Ex. Happy memories خاطرات شیرین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطرات شیرین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکم دل و جیگر از خودت نشون بده! جرأت داشته باش!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ With my very soul با تمام وجودم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تمام وجودم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دار و ندارم را از دست دادم همه چیزم بر باد رفت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ An important thing امری ضروری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالعات روان شناختی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرکاربردترین معادل برای این واژه - - - > بیش یادگیری Ex. According to psychological studies, however, overlearning is important. اما بنابر مطالعات ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتک کاری راه انداختن Ex. They were itching to start a fight آنها دنبال بهانه می گشتند که کتک کاری راه بیاندازند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبال بهانه گشتن Ex. They were itching to start a fight آنها دنبال بهانه می گشتند که کتک کاری راه بیاندازند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هلن، قهرمان تروا Ex. His wife was as beautiful as Helen of Troy. همسرش به زیبایی هلن، قهرمان تروا، بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ busy trying to . . . مشغول ِ . . . Ex. In the end, you have to be your own hero, because everyone is busy trying to save themselves! آخرش باید ق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخرش Ex. In the end, you have to be your own hero, because everyone is busy trying to save themselves! آخرش باید قهرمان خودت باشی؛ چون همه مشغول نجا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ busy trying to . . . مشغول ِ . . . Ex. In the end, you have to be your own hero, because everyone is busy trying to save themselves! آخرش باید ق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی بیشتر Ex. Life is beautiful when you love yourself a little more everyday. زندگی وقتی زیباست که هر روز کمی بیشتر خودت را دوست داشته باشی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رفته رفته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال واقعی نمونه ی واقعی