be for something

انگلیسی به انگلیسی

• be in favor of something, be pro-

پیشنهاد کاربران

مثال:
۱. Are you for or against the new proposal?
( آیا شما با پیشنهاد جدید موافق هستید یا مخالف؟ )
۲. We are all for helping the poor.
( ما همه حامی کمک به فقرا هستیم. )

...
[مشاهده متن کامل]

۳. The evidence is for the defendant, not against him.
( شواهد به نفع متهم است، نه علیه او. )

موافق چیزی بودن
Ex. Friedrich Froebel was for informal instruction. He managed to start the first kindergarten.
فردریک فروبل موافق آموزش غیر رسمی بود و موفق به تاسیس اولین کودکستان شد.
I'm for open immigration
من طرفدار مهاجرت آزاد هستم
طرفدار چیزی بودن
موافق چیزی بودن
به نفع چیزی بودن