☆ Be on the wrong trackدر مسیر اشتباهی بودنEx. He himself decided that he was on the wrong track. او خودش به این نتیجه رسید که در مسیر اشتباهی است.در مسیر غلط ( بودن )فکر کردن و رفتار کردن به طور غلط+ عکس و لینک