تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به موثرترین شکل Ex. Exercises that improve fitness most effectively. ورزش هایی که تناسب اندام را به موثرترین شکل بهبود می بخشند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Most effectively به موثرترین شکل Ex. Exercises that improve fitness most effectively. ورزش هایی که تناسب اندام را به موثرترین شکل بهبود می بخشند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخالت کامل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] قانونیت شکلی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهاد سیاسی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقق پیدا کردن Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تحقق پیدا نکند. . . ☆ علت منفی ترجمه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Become realized تحقق پیدا کردن Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تحقق پیدا نکند. . . ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این وجود، اگر . . . . . [فعل جمله به صورت منفی] Ex. Yet, unless your vague promises becomes realized . . . با این وجود، اگر وعده و وعیدهایتان تح ...

پیشنهاد
٠

درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آموزان درک درستی از بیش آموزی ندارند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a clear understanding of. . . درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Have a clear understanding of. . . درک درستی از چیزی داشتن Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درک درست Ex. Many students do not have a clear understanding of overlearning. بسیاری از دانش آموزان درک درستی از بیش آموزی ندارند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حد معمول Ex. More than normal بیشتر از حد معمول

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر از حد معمول

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید Ex. It needs to be more than normal. باید بیشتر از حد معمول باشد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ I'm not joking with you! من باهات شوخی ندارم!

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کار در مزرعه Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. بردگان مج ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارباب ها Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. بردگان مجبور ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هر زمینه ای کار کردن Ex. Slaves were forced to work at anything their masters ordered them to, be it field work, house keeping, or road building. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کار امتناع کردن Ex. Slaves were often worked till they dropped dead, and were beaten if they refused to work. بردگان اغلب تا زمانیکه از پا می اف ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا هر وقت که . . . Ex. You can read this book for as long as you want. تا هر وقت که بخواهید می توانید این کتاب را بخوانید.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مطالب آموزشی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیوه ی . . .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر ماندگار

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

در جایی حضور داشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفحه نمایش کامپیوتر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. Very young children خردسالان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خردسالان

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع برق Ex. This device doesn't need a power source either. این دستگاه حتی به منبع برق هم نیاز ندارد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاپی/ کاغذی Ex. Books on paper کتابهای کاغذی ( در مقابل کتابهای الکترونیکی )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویداد نادر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چادر زدن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تسهیل کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنین مسائلی Ex. These problems were no longer important. چنین مسائلی دیگر اهمیت نداشت.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حقوق کم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. All our lives زندگی همه ی ما

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندگی همه ی ما

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در طول عمر

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ keep sticking to . . . همواره به . . . چسبیدن Ex. It kept sticking to her hand. همواره به دستش چسبیده بود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ex. Work on the problem روی مسئله ای کار کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی مسئله ای کار کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اما سالها بعد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ measure in. . . بر حسب . . . اندازه گیری کردن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر حسب . . . اندازه گیری کردن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گیری می شود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر حسب . . . اندازه گیری شدن Ex. Energy in food is often measured in calories. انرژی موجود در غذاها اغلب بر حسب کالری اندازه گیری می شود.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Widely expected بسیار محتمل Ex. A widely expected defeat شکستی بسیار محتمل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ گاه معنای "بسیار" را به ترکیب اضافه می کند👇 Ex. A widely expected defeat شکستی بسیار محتمل

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجساد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داره بهتر میشه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ it's getting better داره بهتر میشه