پیشنهادهای Sara Hatami (٨٦٨)
�یکی از مزایای شغل�
�شغل اداری� یا �کار ساعات مشخص�
�شغل پرزرق وبرق / پرنفوذ� یا �شغل پُردستگاه� ( در زبان عامیانه )
�حجم کار سنگین� یا �بار کاری زیاد�
�کار اشتراکی کردن� ( یعنی تقسیم یک شغل تمام وقت بین دو یا چند نفر )
�خودت رئیس خودت باشی� یا �کارفرمای خود بودن�
�برای مصاحبه فراخوانده شدن�
�سبک زندگی فعال� یا �زندگی پویا�
تکامل ناکافی / رشد نارس ( در مورد اندام، بافت یا عملکرد بدن ) مثال: inadequate lung development → �تکامل ناکافی ریه�
سبک زندگی ثانویه توضیح: این اصطلاح معمولاً به عادات یا سبک زندگی ای اشاره دارد که نتیجهٔ شرایط، انتخاب ها یا تأثیرات بیرونی است و نه سبک زندگی اصلی ...
آبریزش بینی
عضله اش کشیده شدن / عضله ای را کشیدن
با تلفن مرخصی بیماری گرفتن / اطلاع دادن که بیمار هستی
بهبودیِ سریع پیدا کردن
وقت گرفتن / نوبت گرفتن
سرماخوردگی شدید
کشیدن دندان
پر کردن دندان
خصوصی شدن / به بخش خصوصی رفتن
کاملاً سرحال و سالم بودن
سرما خوردن
احساس ناخوشی داشتن
گرفتگی بینی
در آمار، **آرگومان ( Argument ) ** معمولاً به یکی از این دو معنی اشاره دارد: 1. **پارامترهای یک تابع یا توزیع** مثال: در تابع \ ( f ( x ) = 2x 1 \ ...
این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی کمی بیمار، خسته یا ضعیف باشد، معمولاً نه خیلی جدی، فقط احساس ناخوشی عمومی دارد. �حال خوشی نداشتن�
از بدترین مرحله گذشتن / از بدترین وضعیت عبور کردن توضیح: این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی دیگر در سخت ترین، دردناک ترین یا خطرناک ترین مرحلهٔ ب ...
در حال بهبودی بودن. این اصطلاح وقتی استفاده می شود که کسی پس از بیماری، آسیب، یا دورهٔ سختی جسمی یا روانی کم کم بهتر می شود و حالش رو به بهبود است. ح ...
در آستانهٔ مرگ بودن
�درد و رنج�
�فیلم های خارجی�
�گسترش دادن دیدگاه�
�داستان . . . را روایت کردن�
�فیلم دیدن�
�کتاب از کتابخانه امانت گرفتن�
�فضا� یا �صحنه� ( در داستان )
�سانس ها� یا �نوبت های نمایش�
�از اول تا آخر خواندن� یا �از جلد تا جلد خواندن�
دیدن یک فیلم
یک فیلم با بودجه کم
�روی پرده بزرگ� یا �روی پرده سینما�
�رمان تاریخی�
�به نمایش عمومی درآمدن� ( برای فیلم ) یا �عرضه گسترده شدن� ( برای محصول )
�امتیاز خوب گرفتن� یا �فیدبک خوب گرفتن�
�ورق زدن� یا �به سرعت نگاه کردن�
بسیار توصیه شدن / به شدت توصیه شده بودن / تعریف و توصیهٔ زیادی درباره اش شده
آخرین فیلم را دیدن / فیلم جدید را تماشا کردن ( معمولاً با حسِ �از دست ندادن� یا �به موقع دیدن� )
فیلمی بسیار پرفروش / موفق در گیشه
غرقِ چیزی شدن / کاملاً جذبِ چیزی شدن / محوِ چیزی شدن
در زمان گیر افتادن احساس ایستایی و توقف در زمان در گذشته ماندن
وام مسکن گرفتن / وام برای خرید خانه گرفتن