پیشنهادهای Sara Hatami (٨٥٠)
نسبت به کسی حقشناس بودن.
از کسی نظر خواستن.
احساس امنیت.
دیگران را مقدم داشتن.
از کوره در رفتن.
استعداد خود را پنهان کردن.
خود را به آب و آتش زدن.
تغییرات اجتماعی - اقتصادی / تحولات در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه یعنی تغییراتی که هم بر زندگی اجتماعی افراد و هم بر وضعیت اقتصادی آن ها تأثیر ...
هدر دادن پس انداز / خرج کردن پول ذخیره شده به شکل نادرست یا بی فایده یعنی پولی که برای آینده ذخیره شده بود، بدون فکر یا برنامه خرج شود.
اخراج شدن به دلیل اضافه بودن نیرو / تعدیل نیرو یعنی فرد به دلیل ساختار شرکت یا کاهش نیرو، نه به دلیل عملکرد ضعیف، شغلش را از دست می دهد.
حداکثر کردن سود / بیشینه کردن درآمد شرکت یا کسب وکار یعنی تلاش برای کسب بیشترین سود ممکن از فروش محصولات یا ارائه خدمات، با کاهش هزینه ها یا افزایش د ...
به دست آوردن برتری رقابتی / کسب مزیت نسبت به رقبا یعنی کاری انجام دادن یا ویژگی ای داشتن که باعث می شود در بازار یا رقابت بهتر از دیگران عمل کنی.
بهبود تصویر عمومی / ارتقای اعتبار و شهرت یک فرد یا سازمان در دید مردم یعنی کاری انجام دادن که مردم یا مشتریان، شرکت یا فرد را مثبت تر ببینند.
پرداخت با تأخیر / پرداخت بعد از انجام کار یا دریافت خدمات یعنی پول یا دستمزد بعد از دوره مشخص یا بعد از تحویل کالا/خدمت پرداخت می شود، نه قبل یا همزم ...
انجام دادن یک محاسبه / حساب کردن چیزی به صورت عددی یا منطقی یعنی یک مقدار، هزینه، سود یا هر کمیت دیگری را با اعداد و داده ها مشخص کردن.
مدیریت انتظارات / کنترل و تنظیم توقعات دیگران یعنی طوری عمل کردن که دیگران انتظارات واقع بینانه ای داشته باشند و بعداً ناامید نشوند.
کاهش هزینه ها / تعدیل نیرو یا منابع در سازمان یعنی شرکت یا سازمان برای کاهش هزینه ها، بخشی از منابع، پرسنل یا فعالیت ها را کم می کند.
کسب وکار تعطیل شدن / ورشکست شدن یعنی یک شرکت یا کسب وکار دیگر فعالیت اقتصادی ندارد و بسته می شود، معمولاً به دلیل مشکلات مالی یا عدم موفقیت در بازار.
رسیدن به توافق جمعی / اجماع نظر پیدا کردن یعنی گروهی از افراد بعد از بحث و بررسی به یک تصمیم یا نظر مشترک برسند که همه آن را قبول دارند.
به حرف یا قول خود عمل کردن / وفادار ماندن به وعده ای که داده ای یعنی وقتی چیزی را قول می دهی، آن را انجام می دهی و قابل اعتماد هستی.
وارد شدن به یک بازار جدید و شروع فروش یا ارائه خدمات در آن معمولاً وقتی یک شرکت یا کسب وکار تازه می خواهد مشتریان یا سهم بازار در یک منطقه یا حوزه جد ...
چیزی را در نظر گرفتن / به حساب آوردن هنگام تصمیم گیری یعنی هنگام برنامه ریزی یا تصمیم گیری، یک عامل یا اطلاعات خاص را مدنظر قرار دادن.
خودت را نگه داشتن از گفتن چیزی که ممکن است باعث دردسر، بحث یا مشکل شود یعنی چیزی را که در ذهن داری نگه می داری و به زبان نمی آوری.
برای خودت کار کردن / مستقل کار کردن یعنی شما یک کارفرما یا صاحب کسب وکار هستید و دیگر برای شخص یا شرکت دیگری کار نمی کنید.
بردن یک قرارداد / برنده شدن پیشنهاد کاری یا پروژه رسمی یعنی یک شرکت یا فرد موفق می شود قراردادی را برای ارائه کالا یا خدمات به مشتری یا سازمان دریافت ...
گرفتن وام / دریافت قرض از بانک یا مؤسسه مالی یعنی شما پولی قرض می گیرید که بعداً باید با شرایط مشخص ( مثلاً با سود یا قسط بندی ) بازپرداخت کنید.
استخدام کارکنان / به کارگیری نیروهای جدید یعنی یک شرکت یا کسب وکار تصمیم می گیرد افرادی را به تیم خود اضافه کند.
راه اندازی یک کسب وکار / ایجاد یک شرکت یا بیزنس جدید یعنی مراحل اولیه برای شروع کسب وکار را انجام دادن، مثل ثبت شرکت، برنامه ریزی و آماده کردن منابع.
کسب وکار خودت را مدیریت کردن / اداره کردن کسب وکار شخصی یعنی شما صاحب کسب وکار هستید و مسئول همه یا بخش عمده ای از تصمیم ها، عملیات و موفقیت آن هستید.
ارتقا دادن جایگاه یا شناخته شدگی یک شرکت یعنی کاری می کنید که شرکت بیشتر دیده شود، اعتبار بیشتری پیدا کند و در ذهن مشتریان یا بازار برجسته شود.
سود کردن / کسب درآمد بیش از هزینه ها یعنی بعد از پرداخت همه هزینه ها، پول اضافه ای برای خود یا کسب وکار باقی می ماند.
اخراج کردن کارکنان به دلیل کاهش نیروی کار یا مشکلات مالی شرکت توجه: این نوع اخراج معمولاً به دلیل عملکرد فرد نیست، بلکه به دلایل اقتصادی یا ساختاری ا ...
داشتن حضور در اینترنت / آنلاین بودن با کسب وکار یا برند یعنی شما یا کسب وکارتان در وب سایت ها، شبکه های اجتماعی، یا هر پلتفرم آنلاین قابل دسترسی و دی ...
ورشکست شدن / شکست مالی خوردن / از پا افتادن کسب وکار معمولاً وقتی یک شرکت یا کسب وکار دیگر نمی تواند بدهی ها را پرداخت کند و مجبور به تعطیلی می شود. ...
تنهایی جلو رفتن / بدون شریک یا کمک کار را انجام دادن یعنی آگاهانه تصمیم می گیری: به کسی تکیه نکنی شریک نگیری مسیر را مستقل پیش ببری
با کسی شریک کاری شدن / وارد شراکت تجاری با کسی شدن یعنی تصمیم می گیری با یک نفر ( یا شرکت ) به صورت رسمی یا نیمه رسمی یک کسب وکار راه بندازی یا همکا ...
ورشکست شدن / به خاک سیاه نشستن ( مالی ) وقتی یک فرد یا کسب وکار دیگه نتونه بدهی هاشو بده و عملاً از نظر مالی فروبپاشه. 📌 خیلی رایجه برای شرکت ها ...
امرارِ معاش کردن / خرج زندگی رو درآوردن یعنی پولی درآوردن که باهاش زندگی بچرخه؛ نه لزوماً پول زیاد یا شغل رؤیایی.
جذب مشتری / ایجاد و افزایش کار و درآمد معمولاً با تلاش فعالانه مثل تبلیغ، بازاریابی، تماس گرفتن، معرفی، شبکه سازی.
👉 تهیه / تدوین یک طرح کسب وکار یعنی یک business plan رو به صورت رسمی، مرحله به مرحله و ساختارمند آماده کردن.
جای خود را پیدا کردن / سرپا شدن / عادت کردن به شرایط جدید یه idiom هست وقتی کسی در محیط جدید یا موقعیت جدید احساس راحتی و اعتمادبه نفس پیدا می کنه ...
آراسته و مرتب بودن / خوش تیپ و مرتب بودن
عینک زدن / عینک داشتن
اندام باریک / قامت لاغر و متناسب
نسخه حرفه ای / نسخه پیشرفته کاربرد معمولاً برای نرم افزار، اپ، یا سرویس ها استفاده می شه که امکانات بیشتری نسبت به نسخه رایگان یا پایه دارند. غیر ...
اضافه وزن داشتن
همیشه کاملاً مرتب و بی نقص بودن
فرم اندام خود را از دست دادن / چاق شدن و تناسب اندام قبلی را نداشتن این اصطلاح معمولاً به تغییر در شکل و تناسب بدن، به ویژه پس از افزایش وزن، باردار ...
جوان تر از سن به نظر رسیدن
**to be hard of hearing** **سخت شنوا بودن / کم شنوا بودن** این عبارت برای توصیف فردی به کار می رود که شنوایی اش کاهش یافته است، اما معمولاً ناشنوا ...