پیشنهادهای Sara Hatami (١,٢٦١)
افراد غیردرگیر یا افرادی که دخالتی ندارند 🔹 معنی دقیق تر: به افرادی گفته می شود که به طور فعال در یک فرایند، پروژه، گروه یا فعالیت خاص شرکت نمی کنن ...
غیردرگیران یا افرادی که مشارکت نمی کنند 🔹 معنی دقیق تر: به افرادی گفته می شود که در یک فعالیت، برنامه، پروژه یا فرایند خاص شرکت یا مشارکت ندارند. ا ...
ابتکارات اقلیمی یا اقدامات مرتبط با تغییرات اقلیمی 🔹 معنی دقیق تر: به برنامه ها، پروژه ها یا فعالیت هایی گفته می شود که هدفشان مقابله با تغییرات اق ...
انرژی جامعه محور یا انرژی مردمی 🔹 معنی دقیق تر: به پروژه های تولید، مدیریت یا توزیع انرژی گفته می شود که توسط خودِ جامعه محلی ( نه صرفاً شرکت های ب ...
گروه های جمعیِ شهروندان یا تشکل های شهروندی 🔹 معنی دقیق تر: به گروه هایی گفته می شود که توسط خودِ شهروندان شکل می گیرند ( نه دولت یا شرکت ها ) تا ب ...
توانمندسازی شهروندان 🔹 معنی: ایجاد شرایطی که شهروندان بتوانند تصمیم بگیرند، مشارکت کنند، اثر بگذارند و کنترل بیشتری بر زندگی و جامعه شان داشته باشن ...
جاسازی شده در / درونِ چیزی قرار گرفته / ریشه دار در ( بسته به کانتکست ) اما معنی اش خیلی وابسته به زمینه ست 👀 🔹 ۱️⃣ معنی فیزیکی وقتی چیزی داخل ...
اقدام جمعی یا کنش جمعی 🔹 معنی دقیق تر: وقتی یک گروه از افراد برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم هماهنگ می شوند و دست به عمل می زنند، به آن collective ...
گذارهای پایدار یا تحولات به سوی پایداری 🔹 معنی دقیق تر: به فرایندهای بلندمدتی گفته می شود که در آن یک سیستم ( مثل انرژی، حمل ونقل، اقتصاد یا حتی سب ...
Group processes یعنی: فرایندهای گروهی 🔹 معنی دقیق تر: به الگوهای تعامل، تصمیم گیری، نفوذ، تعارض، همکاری و شکل گیری هنجارها در داخل یک گروه گفته می ...
ذارهای اجتماعی یا تحولات ساختاری در جامعه 🔹 توضیح ساده: وقتی یک جامعه از یک وضعیت یا الگو به وضعیت جدیدی تغییر می کند — مثلاً در ارزش ها، اقتصاد، ت ...
عبارت “be disqualified from participating” به فارسی می شود �از شرکت بازداشته شدن / محروم شدن از شرکت�. یعنی فرد یا تیم به دلیل نقض قوانین یا رفتار نا ...
عبارت “a win at all costs attitude” به فارسی می شود �نگرش برد به هر قیمتی�. یعنی طرز فکری که در آن فرد یا تیم حاضر است برای پیروزی، قوانین یا اخلاق ر ...
فعل “to foster” به فارسی معمولاً به معنای �پرورش دادن، تقویت کردن، ترویج کردن� است. بسته به جمله، می تواند به رشد دادن یک مهارت، احساس، رابطه یا ایده ...
عبارت “the Olympic ideal” به فارسی می شود �ایدئال المپیک� یا �آرمان المپیک�. این عبارت به ارزش ها و اصولی اشاره دارد که بازی های المپیک تلاش می کنند ...
عبارت “to take sensible precautions” به فارسی می شود �اقدامات احتیاطی معقول/هوشمندانه را انجام دادن�. یعنی کارهایی که با دقت و منطق برای جلوگیری از خ ...
عبارت “essential sport gear” به فارسی می شود �تجهیزات ضروری ورزشی� یا �وسایل لازم برای ورزش�. منظور ابزار و وسایلی است که برای انجام یک ورزش خاص لازم ...
عبارت “an extreme sport” به فارسی می شود �یک ورزش خطرناک / هیجان انگیز�. منظور ورزشی است که ریسک بالا و هیجان زیادی دارد و معمولاً با خطر آسیب یا مرگ ...
عبارت "life - threatening injuries" به فارسی به صورت �جراحات تهدیدکننده زندگی� ترجمه می شود. یعنی صدمات یا آسیب هایی که می توانند جان فرد را به خطر ب ...
کار تکراری / تلاش تکراری مثال: Using the same data in two different projects is duplicated effort.
خطاهای استناد مثال: Check your paper for citation errors before submission.
چالش های بهره وری **مثال:** Remote work often creates **productivity challenges**.
دیتابیس های دیجیتال / پایگاه های داده دیجیتال مثال: Libraries use digital databases for research.
ارتباطات ازدست رفته / فرصت های ملاقات ازدست رفته
زبانه های مرورگر / تب های مرورگر
یادداشت های پراکنده
احتمال بالای آسیب دیدگی That extreme sport has a high probability of injury.
به دلایل ایمنی توضیح: این عبارت معمولاً در متن های رسمی، مقررات یا اعلامیه ها برای بیان دلیل یک تصمیم یا اقدام که مربوط به حفظ سلامتی و جلوگیری از خ ...
ممنوع کردن ورزش های خطرناک Many countries want to outlaw dangerous sports like base jumping.
🔹 انواع جایگزین ورزش / شیوه های متفاوت ورزش کردن Yoga, swimming, and cycling are alternative forms of exercise to running
🔹 ورزش سبک کردن / ورزش ملایم انجام دادن After her surgery, the doctor advised her to take gentle exercise like walking and stretching.
🔹 در اوج آمادگی جسمانی بودن / در بهترین وضعیت جسمانی بودن The athlete was in the peak of condition just before the Olympic Games.
🔹 خود را به تلاش واداشتن / سخت کار کردن جسمی یا ذهنی He had to exert himself to finish the marathon despite feeling exhausted
🔹 شروع به ورزش کردن / ورزش را آغاز کردن After sitting at a desk all day, he decided to take up exercise to stay healthy.
🔹 سخت تمرین کردن / تمرین فشرده داشتن The athletes trained hard every day to prepare for the national championship
🔹 شروع به ورزش کردن / ورزش را شروع کردن After her doctor’s advice, she decided to take up exercise to improve her health.
🔹 مرکز ورزشی / سالن ورزشی The new sports centre offers facilities for swimming, basketball, and gymnastics.
🔹 ثبت رکورد / رکورد زدن She set a new world record in the 100 - meter sprint
🔹 بلیط فصل / کارت اشتراک فصل He bought a season ticket for all the home games of his favorite football team
🔹 ماراتن دویدن / شرکت در مسابقه ماراتن He trained for months to run the marathon in under four hours.
🔹 تنیس بازی کردن I play tennis every weekend with my friends at the local club.
🔹 مربی خصوصی / مربی شخصی She hired a personal trainer to improve her strength and fitness
🔹 بهترین رکورد شخصی / بهترین عملکرد شخصی She ran 5 kilometers in 22 minutes, achieving a new personal best.
🔹 غیرمتناسب بودن / در وضعیت بد جسمانی بودن / فرم نداشتن After months of inactivity, he was completely out of condition
🔹 سلامت و تناسب اندام داشتن / حفظ تناسب اندام She swims every morning to keep fit.
🔹 به دویدن آهسته/دویدن نرم رفتن / پیاده روی تند با دویدن سبک I go jogging every morning in the park to clear my mind.
🔹 بازی در خانه / مسابقه در زمین خودی Our team has a home game against the rivals this Saturday.
🔹 فصل فوتبال / دوره ی مسابقات فوتبال This football season has been full of surprises, with several underdog teams leading the table
🔹 به فرم آمدن / رسیدن به تناسب اندام She started running every morning to get into shape before summer
🔹 زمین فوتبال / چمن فوتبال The players were warming up on the football pitch before the championship final