پیشنهادهای محمدشفیعی (١,٣٣٤)
چیز میز وقتی اسم ابزاری یادمون نیس ازین کلمه استفاده می کنیم
شقایق آسیایی
زمان فراغت و آسودگی
مسابقه نهایی یا حذفی را برگزار کردن بجان هم انداختن هم معنی داره
بمب کار گذاشتن
استدعا میکنم. . .
ساعتها صحبت کردن بی وقفه
زمینه مفصل و مشروح
سفر با لباس مبدل
فرزند ارشد چنگیزخان مغول و شریک در جنگ با سلطان محمد خوارزمشاه
تجهیزات فرسوده
تقلب دور از شأن شماس
به سیم آخر زدن
بازهای رنگ ثابت در نساجی
رنگ ثابت
کاملا خواب
جرمی را به گردن کسی انداختن
سبیل چخماقی
زیردست پارچه مربوط به نساجی
دوترکه سوار شدن
صندلی جلو نشستن صندلی کنار شوفر
متفکر دگراندیش
عقیده ناموافق
رسوبی
پیچی را پیچاندن
پل های پشت سر را خراب کردن
تصویری ایده آل گرایانه
استدلال آرمان گرایانه
یک اونس یک ذره از
بادبان های گسترده
We 've run out of sugar ما شکر را تموم کردیم
وقت کشی در اواخر مسابقه ورزشی
دیگه به اینجام رسیده یعنی بحرانی شدم
تبدیل به هیچ کردن
خراب کردن
یه مشت احمق
تنگنای موجود درپل
موجود دوپا
چین خوردگی غیر طبیعی ( نساجی )
ضایعات فوق العاده در حسابداری
بازده فوق العاده در حسابداری
For now, try harder to deal with her bad temper to advance your goals. کنار بیا با اخلاق بدش
کسب احترام کردن
به اندازه چیزی که. . . .
In an equilateral triangle, all three sides are equal. sسه ضلع برابرند
سنگ چینی زمین شناسی
قرص سقط جنین