پیشنهاد‌های سلطان امیرحسین (١٧٤)

بازدید
٢٨٥
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذابیت، وقار Friends S1E10 while Daryl Hannah is beautiful in a conventional way, you are luminous with a kind of a delicate grace

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه جورایی همون تُرد خودمونه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرگردون، پریشون Friends ( S1E2 ) you're, like, all chaotic and twirly

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی مزه، بی نمک، حوصله سر بر ( From Friends S10E05 ) ?where else would lame Mr. No Balls hide it

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پتیاره، هر جایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصوری که یک فرد از خود دارد، مخصوصا در قبال ظاهر یا توانایی های خود This problem of yours stems from poor self - image

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر نوع رسانه خبری اعم از مطبوعات و غیره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درباره بانوان ) پتیاره، بی قید و بند، بی بند و بار From Friend S5E17: I am not some hussy who will just sleep around to get ahead

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر سِری، هر بار He found support from his friends at every turn, making his difficult times more bearable

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وا رفتن، خراب شدن، از هم گسستن dissolving suture would give way in a few days نخ بخیه دیزالوینگ بعد از چند روز وا میره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پا دادن، نظر داشتن، عشوه آمدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خودم تجربه نکردم ولی ) می فهمم، درک می کنم، می تونم تصور کنم Trump: which is harder to quit? Alcohol or drugs? I’ve heard alcohol is harder to quit ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هم ریخته، داغون، افتضاح From Friends S10E03: you look positively ghastly

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عجب گرفتاری شدیما!

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوضاع را آرام کردن Friends S08E24 Phoebe: Joey, we’re trying to dial down the crazy

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشت گره کرده را در هوا به علامت شعار دادن یا پیروزی یا موفقیت تکان دادن ( مثلا مثل شعار دادن در نماز جمعه )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدم نشد، بهتر it’s for the best

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خونه تکونی ( به معنای تغییرات زیاد )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آشغال، عوضی Freeze, punk give me your money, punk

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یِر به یِِر کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُنده، سُر و مُر و گُنده "He told me a big fat lie. " "That was a big fat mistake. " "She handed me a big fat envelope full of money. " "I saw a big ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاص، جالب، باحال

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بهترین وجه، در کامل ترین صورت، perfectly he would take whatever he was given, and he would do it to the tens هر کاری بهش می گفتن قبول می کرد و به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداقل if nothing else, it’ll make you feel better

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنل he's Satan in a smock

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببین کی داره میگه، تو خودت از من بدتری بابا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ببین کی داره میگه، تو خودت از من بدتری بابا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدبیاری، بدشانسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصحیح می کنم منظورم nod بود نه node . ظاهرا متاسفانه امکان ادیت وجود نداره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان node به معنای حرکت سر به سمت بالا و پایینه ( مثلا برای تاکید صحبتهای فرد دیگری که در حال صحبت با شماست ) . off هم که معناش مشخصه. بنابرین node ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در معرض خطر ، آسیب، صدمه، حمله

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بازخورد، برداشت عمومی، افکار عمومی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( معنای حقیقی یا استعاره ) آب از لب و لوچه کسی آویزون شدن Joey : Fine! Let’s just go. I don’t need your stupid dinner. Chandler : That would be a lo ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نو نوار کردن، تر و تمیز کردن، دستی به سر و روی چیزی کشیدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما هم می تونیم از این کارا بکنیم، چیزی که عوض داره گله نداره، ما هم چلاق نیستیم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

روشنفکرانه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دردِ ( چیزی ) خوردن، ارزش داشتن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عمراً، به همین خیال باش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بذله گویی کردن، بذله گویی

پیشنهاد
٠

بسته به شنونده حرف و نظر خود را تغییر دادن، به هر کی یه چیزی گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to express an opinion through your actions, for example by not going to a place or by deciding not to spend money توسط اقدامات خود نظر خود را در مواف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( منفی و دروغین ) اظهار فضل، فضل فروشی، جا نماز آب کشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جِر دادن all I want to do is rip off his sweatpants

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( خواسته یا نا خواسته ) ایزوله، بدون ارتباط با دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعجوبه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با توجه به معانی ارائه شده در دیکشنری های آکسفورد و لانگمن، معنای شهر محل تولد ( زادگاه ) یا محل و شهر دوران کودکی رو میده. ( Oxford: the place whe ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

مرکز همایش، سالن اجتماع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناچیز، کم مثال زیر از سریال فرندز: Ross: Rach, what are you doing here? Rachel: Hey! You know what? You are in our apartment all the time! Okay? thi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ramble ( on ) ( about something ) دری وری گفتن، چرت و پرت گفتن، پرت و پلا گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سُر و مُر و گنده there he was in your car. Big as life تو ماشینت نشسته بود. سر و مر و گنده