تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Coast: منطقه ساحلی وسیع ( شامل صخره، ساحل شنی، سنگ، * اقیانوس، دریا و حتی دریاچه بزرگ * ) Shore: منطقه ساحلی، کرانه، حاشیه، لبه دریا و زمینِ * کوچکِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آقا امیر این معنا "لعنت بر شیطون" اشتباه است. معنا درست برای fuck me running "باورم نمیشه" می باشد. این عبارت یک ضرب المثل یا اصطلاح مبتذل و بسیار غ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رزیتا خانم یه اشتباه فاحش داشتن و اینکه این کلمه صفت نیست بلکه اسم ( و قید ) است. ( 1 ) ✘ صفت ( غلط ) ✔اسم ( درست ) - ( شغل و مقام ) : بالاترین در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

home, sweet home خونه، خونه شیرین و راحت خودم. east or west home is best هیچ جا خونه خود آدم نمیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کِش رفتن پول، کِش رفتن از کسی، چیزی را کِش رفتن یا دزدیدن Grift someone - to cheat someone out of money. Grift money - to obtain money dishonestly. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٩

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Understand: فهمیدن، واژه عمومی درک کردن مطلب Realize:فهمیدن ناگهانی، مثل لامپی که ناگهان در ذهن شما روشن می شود. Figure out: فهمیدنی که به حل معما ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام اطلاعات ناقصی که ما می دانیم این است که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"as far as we can tell" or "based on what we currently know. " "تا آنجا که می توانیم بگوییم" یا "بر اساس آنچه در حال حاضر می دانیم. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

آقا شایان، در"آغوش گرفتن" و "بغل کردن" هر دو یکی است و ترجمه مناسبی برای hug و cuddle نیست. hug یعنی بغل کردن یا در آغوش گرفتن cuddle یعنی "دست به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

معانی ذکر شده دقیق نیستند، luggage یعنی هر نوع چمدان، کیف یا ساک که برای سفر استفاده می شود. این یک اصطلاح گسترده تر و عام است. شامل تمام چمدان ها به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Departure lounge یعنی سالن مفارقت، سالن جدایی، یا سالن عزیمت. در فرودگاه یک سالن برای انتظار و خرید است که عملا یک مرحله قبل از پرواز و یک مرحله بعد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Board به معنای تابلو و Departure به معنای عزیمنت یا مفارقت است. در نتیجه departure board می شود: تابلو [نمایش زمان] مفارقت. تابلو مفارقت تابلو عزی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Senior یعنی ارشد، بزرگ، قدیمی Senior partner یعنی شریک تجاری بزرگتر، که قدرت و نفوذ بیشتری در تصمیم گیری آینده شرکت داره شریک ارشد، شریک بزرگ، شریک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest Idea یعنی ضعیف ترین دلیل، کم ترین دلیل، کمرنگ ترین دلیل [I ha ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. Faintest یعنی ضعیف ترین یا کمرنگ ترین [I haven't the faintest [idea ...

پیشنهاد
٠

هیچ کدام از ترجمه ها دقیق نبود. Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Faint یعنی ضعف یا بیهوشی و بیهوش شدن اما وقتی صفت باشد یعنی ضعیف یا کم رنگ. [I haven't the faintest [idea ۱ - من ضعیف ترین دلیل این را ندارم که. . ...

پیشنهاد
٠

یک اصطلاح توهین آمیز و بسیار نامودبانه به معنای آسیب زدن به اموال کسی، خیانت کردن یا کثیف شدن چیزی. ۱ - ریدن به هیکل کسی ۲ - ریده شدن به چیزی ( متع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شخص کلیدی شخصیت کلیدی کسی که در تاریخ نقش مهمی ایفا کرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Legumes یعنی گیاهانی که دانه حبوبات را پرورش می دهند. یا غلاف نخود یا لوبیا، بدون دانه داخل آن، چون میوه گیاه نیست. Pulses: یعنی حبوبات یا دانه های ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتری رو گازی، کتری ای که روی گاز حرارت می بیند و آب را می جوشاند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتری گازی، کتری ای که رو اجاق گاز حرارت می بیند تا آب را بجوشاند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بعنوان ارجاعی از دما یعنی نه گرم نه سرد یعنی معتدل، ملایم و مناسب خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما یعنی سرد در حد سرد شدن اعضای بدن یا اشیاء اما نه خیلی سرد خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بعنوان ارجاعی از دما یعنی گرم اما نه خیلی گرم خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی گرم در حد داغ شدن اعضای بدن یا اشیاء خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعنوان ارجاعی از دما یعنی خیلی خیلی گرم در حد جوش آمدن و پختن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان ارجاعی از دما در آب و هوا یعنی خیلی سرد در حد یخ زدن خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

یعنی سرد، با cold مترادف و هم معنی است خیلی خیلی گرم، جوشیدن: Boiling خیلی گرم، داغ: Hot گرم: Warm نه گرم نه سرد ( خنک cold ) ( ملایم mild ) : Cool ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بعنوان ارجاعی از دما دوتا معنی میده ۱ - نه خیلی گرم نه خیلی سرد: خنک ( متوسط و مناسب ) ۲ - سرد ( به معنای منفی ) مثلا تابستان سرد خیلی خیلی گرم، ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice: خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

nice : خوب lovely : خیلی خوب، دوست داشتنی great : عالی wonderful : بسیار عالی ، فوق العاده، شگفت انگیز excellent : بسیار بسیار عالی، خارق العاده، شگف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

واژه pudding از کلمه فرانسوی boudin ( سوسیس ) گرفته شده اما طی گذشت زمان به دو معنا ارتقا پیدا کرد. ۱ - یک دسر شیرین که حالت خامه ای دارد و از شیر، آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

به ندرت دیدم کسی به معنای درست آن در پارسی اشاره کند زیرا معادل دقیق ندارد. اما بعد از مطالعات شخصی به این نتیجه رسیدم که معادل دقیق آن "رها کردن/شدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه "Caliber" یا "کالیبر" از کلمه عربی "qālib" یا "قالب" به معنی "شکل, " "فرم, " یا "مدل" گرفته شده است. این کلمه در دهه 1560 وارد زبان انگلیسی شد و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت و قید: ایالتی. ( مربوط به ایالات آمریکا یا ایالات کشور دیگر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازوارگی یا constituency در زبانشناسی به چه معناست ؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نقل قول یا Reported Speech یک سر فصل گرامری ( دستور زبان ) است که درباره قواعد نقل قول کردن در زبان انگلیسی بحث می کند. این موضوع شامل دو حالت گفتار ...