پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٣٧)
بخار، غبار، مه سیاه، دخان
بخار، غبار، مه سیاه، دخان، دود
شعله، لهیب، اخگر، زبانه، شراره
شعله، لهیب، اخگر
فانوس، لامپ، فروغ، شیشه مشکات
فانوس، لامپ، فروغ، مشکات
فانوس، لامپ، فروغ، زجاجه
سیم، سفید فلز، فِضّه
سیم، سفید فلز، فِضّه، نقره
زر، گوهر، کیمیا
فولاد، فلز، حیدر ( در تعبیر ادبی )
صخره، کلوخ، گُوهر
خیزاب، تلاطم، کف آب
بحر، اقیانوس، خزر
زمین، گِل، تراب
سپیدبار، دانه سفید، یخ بار
نسیم، تندباد، وزش
بارش، باریدن، ریزش
اختر، کوکب، ستاره گون
آفتاب، مهر، خور
قمر، مهتاب، ماهتاب
سپهر، فلک، گنبد نیلی
در bdsm بازی نفس ( Breath Play ) محدود کردن عمدی اکسیژن برای افزایش برانگیختگی جنسی. این یک فعالیت پرخطر محسوب می شود.
بازی نفس ( Breath Play ) محدود کردن عمدی اکسیژن برای افزایش برانگیختگی جنسی. این یک فعالیت پرخطر محسوب می شود.
، رایحه، دم، نسیم، نفس، نیرو، جان
بازی حسی ( Sensation Play ) : استفاده از محرک های حسی مختلف ( غیر از درد ) مانند یخ، پر، شمع و غیره برای بیدار کردن حواس.
بازی حسی ( Sensation Play ) : استفاده از محرک های حسی مختلف ( غیر از درد ) مانند یخ، پر، شمع و غیره برای بیدار کردن حواس.
حس، تاثیر، ظاهر، شور، احساس
بازی ضربه ( Impact Play ) هر فعالیتی که شامل ضربه زدن فیزیکی به بدن باشد. ابزارها می توانند شامل شلاق، فلابر، دست و غیره باشند.
بازی ضربه ( Impact Play ) هر فعالیتی که شامل ضربه زدن فیزیکی به بدن باشد. ابزارها می توانند شامل شلاق، فلابر، دست و غیره باشند.
بازی ضربه ( Impact Play ) هر فعالیتی که شامل ضربه زدن فیزیکی به بدن باشد. ابزارها می توانند شامل شلاق، فلابر، دست و غیره باشند.
بازی ضربه ( Impact Play ) هر فعالیتی که شامل ضربه زدن فیزیکی به بدن باشد. ابزارها می توانند شامل شلاق، فلابر، دست و غیره باشند.
بازی ، نواختن ساز و غیره ، تفریح کردن ، ساز زدن ، الت موسیقی نواختن ، زدن ، رل بازی کردن ، روی صحنه ء نمایش ظاهرشدن ، نمایش ، نمایشنامه ، موسیقی نواخ ...
ضربه ، تاثیر
فعالیت ها و بازی ها بندیج ( Bondage ) اعمال مربوط به محدودیت فیزیکی یک شریک، از محدودیت جزئی تا کامل.
اسارت، بردگی، بندگی
برات ( Brat ) : یک سابمیسیو که از رفتار نافرمانانه و شیطنت آمیز برای تحریک پاسخ از سوی دامیننت خود لذت می برد.
بچه بی ادب بچه لوس بچه بداخلاق و لوس
کلید، شلاق، رابط بین قطع و وصل
سوییچ ( Switch ) فردی که می تواند بین نقش های دامیننت و سابمیسیو جابه جا شود.
سوییچ ( Switch ) فردی که می تواند بین نقش های دامیننت و سابمیسیو جابه جا شود.
سوییچ ( Switch ) فردی که می تواند بین نقش های دامیننت و سابمیسیو جابه جا شود.
سوییچ، ، کلید، شلاق و تعویض در روابط یا رفتار
سلطه پذیر با گرایش کامل یا نزدیک به مازوخیسم سابمیسیو ( Submissive/Sub ) فردی که در یک پویایی بازی قدرت، کنترل را واگذار می کند یا دریافت کنندۀ آن ا ...
سلطه گر با گرایش سادیسم گونه نقش ها و پویایی ها دامیننت ( Dominant/Dom ) فردی که در یک پویایی بازی قدرت، کنترل را به دست می گیرد یا اعمال می کند.
سلطه پذیری
سابمیسیو ( Submissive/Sub ) فردی که در یک پویایی بازی قدرت، کنترل را واگذار می کند یا دریافت کنندۀ آن است.
نقش ها و پویایی ها دامیننت ( Dominant/Dom ) فردی که در یک پویایی بازی قدرت، کنترل را به دست می گیرد یا اعمال می کند.
چیرگی، غالب ، مسلط
امن، خردمند، با رضایت ( SSC ) یک شعار اخلاقی که بر انجام فعالیت های "امن" ( بدون آسیب ماندگار ) ، "خردمند" ( در حوزۀ عقلانیت ) و "با رضایت" تأکید دار ...