پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٣٧)
شهروندی Citizenship وضعیت قانونی عضویت در کشور
کمپین: به معنی گروهی از پیام ها یا فعالیت های تبلیغاتی. جمع آوری کمک : لشکرکشی و . عملیات نظامی: به معنی یک رشته عملیات جنگی یا نظامی. ارتش. پوی ...
کمپین: به معنی گروهی از پیام ها یا فعالیت های تبلیغاتی. جمع آوری کمک : لشکرکشی و . عملیات نظامی: به معنی یک رشته عملیات جنگی یا نظامی. ارتش. پوی ...
کمپین: به معنی گروهی از پیام ها یا فعالیت های تبلیغاتی. جمع آوری کمک : لشکرکشی و . عملیات نظامی: به معنی یک رشته عملیات جنگی یا نظامی. ارتش. پوی ...
poll vota election ballot Electoral
"vote" به معنای رای دادن یا انتخاب کردن است. وقتی شما به عنوان یک شهروند در یک انتخابات شرکت می کنید، با اعطای رای به نامزدهای مختلف، به آنها کمک می ...
رأی گیری | Ballot | برگه رأی یا فرآیند رأی دادن "ballot" به منظور ورقه یا کاغذی اشاره می شود که در طی فرایند انتخابات برای رای دادن استفاده می شود. ...
شخصی از شتری پرسید: از کجا می آیی؟ شتر گفت: از حمام گرم کوی تو! آن شخص گفت: آری راست گفتی، از چرک و کثافت زانوی تو پیداست! آن یکی پرسید اشتر را که ه ...
شخصی از شتری پرسید: از کجا می آیی؟ شتر گفت: از حمام گرم کوی تو! آن شخص گفت: آری راست گفتی، از چرک و کثافت زانوی تو پیداست! آن یکی پرسید اشتر را که ه ...
بیت کوین یک ارز دیجیتال غیرمتمرکز، بدون بانک مرکزی یا مدیریت واحد است که می تواند بدون واسطه، از طریق شبکه ی بیت کوین به صورتِ همتا به همتا ارسال شود ...
بیت کوین
خودگردان | Autonomous | دارای اداره مستقل
امپراتوری ، امپراطوری | Empire | مجموعه سرزمین های تحت سلطه اِمپِراتور ( به لاتین: Imperator ) یک عنوان سلطنتی لاتین است که در طول تاریخ توسط بسیاری ...
امپراتوری ، امپراطوری | Empire | مجموعه سرزمین های تحت سلطه اِمپِراتور ( به لاتین: Imperator ) یک عنوان سلطنتی لاتین است که در طول تاریخ توسط بسیاری ...
امپراتوری ، امپراطور | Empire | مجموعه سرزمین های تحت سلطه اِمپِراتور ( به لاتین: Imperator ) یک عنوان سلطنتی لاتین است که در طول تاریخ توسط بسیاری ...
تأیید | Endorse | حمایت علنی از فرد یا سیاست
Austerity
ریاضت اقتصادی | Austerity | کاهش هزینه های دولتی
ریاضت سختگیری تشدید
حوزه انگلیسی زبان | Anglosphere | کشورهایی با زبان انگلیسی آنگلوسفر یا سپهر انگلیسی یا جهان انگلیسی ( به انگلیسی: Anglosphere ) به آن دسته از کشوره ...
حوزه انگلیسی زبان | Anglosphere | کشورهایی با زبان انگلیسی آنگلوسفر یا سپهر انگلیسی یا جهان انگلیسی ( به انگلیسی: Anglosphere ) به آن دسته از کشوره ...
حوزه انگلیسی زبان | Anglosphere | کشورهایی با زبان انگلیسی آنگلوسفر یا سپهر انگلیسی یا جهان انگلیسی ( به انگلیسی: Anglosphere ) به آن دسته از کشوره ...
حوزه انگلیسی زبان | Anglosphere | کشورهایی با زبان انگلیسی آنگلوسفر یا سپهر انگلیسی یا جهان انگلیسی ( به انگلیسی: Anglosphere ) به آن دسته از کشوره ...
آنارشیسم، هرج و مرج طلبی، | Anarchism | مخالفت با حکومت مرکزی
آنارشیسم، هرج و مرج طلبی، | Anarchism | مخالفت با حکومت مرکزی
اتحاد، معاهده، پیوستگی | Alliance | در حوزه سیااست : توافق همکاری بین کشورها یا احزاب
فعّال سیاسی، کنشگر | Activist | به لحاظ سیاسی : فردی که برای تغییر سیاسی تلاش می کند |
فعال، فعال سیاسی، کنشگر | Activist | به لحاظ سیاسی : فردی که برای تغییر سیاسی تلاش می کند |
Parliament پارلمان یک نهاد قانونگذاری حکومت است. به طور کلی، یک پارلمان مدرن سه وظیفه دارد: نمایندگی رای دهندگان، وضع قوانین، و نظارت بر دولت از طریق ...
Parliament پارلمان یک نهاد قانونگذاری حکومت است. به طور کلی، یک پارلمان مدرن سه وظیفه دارد: نمایندگی رای دهندگان، وضع قوانین، و نظارت بر دولت از طریق ...
مجلسی | Bicameral | پارلمان با دو مجلس، مانند مجلس سنا و کنگره، مشرانو جرگه ( خانه بزرگان ) ؛ مجلس اعلا و ولسی جرگه ( خانه مردم ) ؛ مجلس سفلا
Bicameral دو مجلسی | Bicameral | پارلمان با دو مجلس، مجلس علیا و مجلس سفلی ، مجلس سنا و کنگره، مجلس بزرگان یا مشرانو جرگه و ولسی جرگه یا خانه سفلی ...
دوحزبی | Bipartisan | همکاری دو حزب سیاسی
دوحزبی | Bipartisan | همکاری دو حزب سیاسی
دو حزبی . دو دستگی ، دو جناحی
در حوزه سیاسی پایگاه رأی | Base | هواداران اصلی یک حزب
پایگاه
همه پرسی | Ballot measure | پیشنهاد قانونی برای رأی گیری |
توازن قدرت | Balance of power | جلوگیری از سلطه یک گروه |
توازن قدرت | Balance of power | جلوگیری از سلطه یک گروه |
محور | Axis | اتحاد سیاسی علیه گروه دیگر
نذر، شرط سوگند
Avow اعلام علنی | Avow | بیان آشکار عقیده قول
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، خودگردانی، استقلال
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، خودگردانی، استقلال
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، خودگردانی، استقلال
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، خودگردانی
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، استبداد
قدرت | Authority | توانایی تصمیم گیری و اجرا | ، قدرت طلبی، تمرکز قدرت،
خودکامگی، استبداد، خود رای | Autocracy | حکومت فردی مطلق