پیشنهاد‌های علی سیریزی (٧,٨٣٧)

بازدید
١٣,٣٦٤
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخواست، آرزو، تقاضا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارزو، امیدواری، امید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوگ، ماتم، عزا، عزاداری، سوگواری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اندوه، غم ، حزن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

افسردگی، پژمردگی، حزن، اندوه، نژند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افسردگی، پژمردگی، حزن، اندوه sadness

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شادی، خوشحالی، خرسندی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لبخند، تبسم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خنده و شادان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گریان، اشک ریزان، خروشان She kept crying after watching the sad movie. بعد از دیدن فیلم غمگین، مدام گریه می کرد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکه شدن و پاره کردن: The dog tore the newspaper into pieces. ( سگ، روزنامه را تکه تکه کرد. )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشک ریختن She wiped a tear from her cheek. ( او اشک آرامی از گونه اش پاک کرد. )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاری، گریه ، التماس She knelt in supplication before the altar او در مقابل محراب زانو زد و التماس کرد. His supplication was heard and answered by th ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اه، ناله، زاری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آه. ناله، افسوس، حسرت sigh

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اه. ناله، افسوس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فریاد، داد، cry،

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعتراف: ( فاش کردن چیزی، به صورت استعاری در ادبیات یا شعر ) : The suspect was forced to cry under pressure. ( مظنون تحت فشار مجبور به اعتراف شد. )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوچک شمردن ( نادیده گرفتن ) : [در اینجا "cry" بیشتر به صورت اصطلاحی یا ترکیبی معنا دارد]: Don't cry over spilled milk. ( برای چیزی که دیگر قابل تغ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

فریاد: He let out a loud cry for help. ( او فریاد بلندی برای کمک کشید. )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه "cry" در انگلیسی می تواند معانی مختلفی داشته باشد که شامل "گریه"، "فریاد"، "کوچک شمردن" ( در معنای استعاری مثل �نه به حساب آوردن� یا نادیده گرفت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گریه کردن : She began to cry when she heard the sad news. ( او وقتی خبر ناراحت کننده را شنید شروع به گریه کرد. )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزادی، خلاص نجات

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زندانی، اسیر captive

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زندانی، دربند، دستگیر، اسیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

أزاد، مجانی، رها liberated free

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قفس، زندان Synonym of cage is prison

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

nightingale عندلیب، هزاردستان، پرنده خوش صدا، پرنده خوش خوان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بلبل، هزار دستان، پرنده خوش خوان nightingale

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

گُل ، شکوفه، بهترین، گل Blossom flower The rose is a popular flower known for its fragrance. رز یک گل محبوب است که به خاطر عطرش شناخته شده است. گِ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکوفه، بهترین، گل Blossom flower

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شهرام شب پره ( زادهٔ ۱۷ بهمن ۱۳۲۶ ) خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و بازیگر ایرانی است. وی یکی از پیشگامان موسیقی پاپ ایرانی است که فعالیتش را از دههٔ ۱ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه، بید، شاپرک و ( Moth ) از رده Lepidoptera پروانه سانان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه، بید، شب پره و ( Moth ) از رده Lepidoptera پروانه سانان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاپرک، پروانه، بید، شب پره از رده Lepidoptera پروانه سانان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مجوز، پروانه ، permit

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حشره، butterfly

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه، مجوز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حشره، پروانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چراغ، روشنایی candle

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چراغ، روشنایی، شمع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع، انجمن، مجلس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جمع، انجمن، مجلس، پارلمان، نشست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جمع، انجمن، محفل

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تنهایی، مکان دنج، عزلت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکتا، بی همتا، منحصربه فرد، نام بانوان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملاً تنها، بسیار تنها، تنهاترین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تنها، واحد، منفرد، مجرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

همراه، رفیق، جلیس

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوست، معشوق، رفیق