پیشنهاد‌های مهدی صباغ (٢,٣٤٦)

بازدید
٩,٥٢٥
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

Aluminum Conductor Steel Reinforced ( در بحث هادی های برق ) هادی آلومینیومی با هسته فولادی ساختار و ویژگی کلیدی: بخش داخلی: از یک یا چند رشته فولا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

geometric mean radius شعاع متوسط هندسی ( در بحث سیم ها - کابل ها و هادی ها در برق ) در واقع GMR یک شعاع مؤثر فرضی برای یک هادی است که در محاسبات ا ...

پیشنهاد
٠

پیوستِ قرارداد ضمیمه ی قرارداد �پیوست قرارداد� به صفحه ها، مدارک یا اطلاعات اضافه ای گفته می شود که جدا از متن اصلی قرارداد هستند، اما جزئی از آن محس ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماکزیمم راندمان حداکثر راندمان بیشترین میزان بهره برداری

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ماتریس ها: غیر قطری

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

در زمینه کابل و هادی های انتقال شاید بهترین و ملموس ترین ترجمه این گونه باشد: تعداد و نحوه چیدمان رشته ها ( برای توضیح مشخصه فنی ) لایه چینی رشته چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

noun - countable : قرص جوشان ( به عنوان یک اسم کلی و البته عامیانه برای کلیه قرص هایی که برای خوردن باید در آب حل شوند و حل آنها گاز زیادی نیز تولید ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرچشمه گرفتن از ناشی شدن از نشات گرفتن از

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاهش یافتن کم شدن افت پیدا کردن کاسته شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازه ی زمانی محدوده زمانی بین یک مدت زمان مشخص

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable : بار متغیر ( صنعت برق ) باری که در طول یک بازه زمانی مشخص، دائما در حال تغییر می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در بحث پنل های خورشیدی، “Encapsulant” ( انکپسولانت ) نقش خیلی مهمی در محافظت از سلول های خورشیدی دارد. معنی ساده: انکپسولانت مثل یک چسب یا لایه ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : توربین آبی نمونه : A hydro turbine converts the kinetic energy of flowing water into mechanical energy, which is then transformed ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

واژه Infotainment ( اینفوتینمنت ) یک واژه ترکیبی است که از دو کلمه انگلیسی Information ( اطلاعات ) و Entertainment ( سرگرمی ) ساخته شده است. به زبا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مدت کارکرد زمان بهره برداری نمونه : Operation time of generator = 5000 h 👉 زمان بهره برداری ژنراتور = ۵۰۰۰ ساعت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به اندازه یِ . . . . . به مقدارِ . . . . به میزانِ . . . . . نمونه : Increment N by Z

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

noun - countable : ماشین قطب برجسته نمونه : Hydroelectric generators typically use salient pole machines because their lower rotational speed requir ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

noun - countable : نیروگاه حرارتی نمونه : Minimal work was done until 1883, when a thermal plant was built to process the extracted sulfur.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٨

verb : ناشی شدن از نشات گرفتن از سرچشمه گرفتن از به وجود آمدن از

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

verb : ارزان فروشی کردن ( فروختن چیزهایی که بدون استفاده هستند به نرخ پایین تر تا زودتر از شر آن ها راحت شوید. ) نمونه : Thanks to the unprecedente ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

به صورت حضوری از نزدیک رو در رو چهره به چهره رخ به رخ یعنی نه از راه دور، نه تلفنی، نه آنلاین، بلکه خود گوینده، به صورت فیزیکی کاری را انجام داده اس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

noun - uncountable : رنگ صورتی روشن صورتی کم رنگ نمونه: The bookshop has dictionaries bound in hot pink and blue suede.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

phrase : آینده کسی را پیش بینی کردن پیشگویی کردن طالع کسی را دیدن نمونه : I had an aunt who used to examine the tea leaves at the bottom of our cup ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adjective : خساست ناخن خشکی صرفه جویی مالی رفتار خساست آمیز رفتار خساست گونه بُخل ورزی نمونه: 1 - Local residents have accused the council of penny - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

noun - uncountable : دل چرکین آزرده خاطر ناراحت از گذشته نمونه : There has been bad blood between the two families for years.

پیشنهاد
٠

idiom : جوری که هرگز فکرش را هم نمی کرد جوری که حتی توی خیالش هم بهش دست پیدا نمی کرد جوری که حتی به ذهنشم خطور نمی کرد نمونه ها: 1 - Suddenly she wa ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

noun - countable : اسب باری اسب بارکش اسب هایی با ظاهر قوی و اندامی درشت و عضلانی که در گذشته عمدتا برای باربری از آنها استفاده می شد و امروزه بیشتر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

idiom : می توان این اصطلاح را اینگونه معادل سازی کرد: به باور قلبی من. . . . . به یقین من. . . . . . باور دارم که . . . . ایمان دارم که . . . . . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

noun - uncountable : مدت زمانی که یک شخص عضو هیئت منصفه یک دادگاه است. نمونه: I'm on jury service next week.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : رقابت یا مسابقه ای که فقط یکی از رقبا شانس واقعی برنده شدن در آن را دارد. رقابت یک طرفه نمونه : This election has been a one - h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Verb : فروکش کردن برطرف شدن نمونه : their hunger has been satisfied after hunt and eating a big deer

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Adjective : غافل گیرانه غیرمنتظره نمونه : They were injured in the surprise attack last night

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Adjective : بی انگیزه بدون انگیزه نمونه: The police and many other organisations are putting in a great deal of work to counter motiveless and mindl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

adjective : دور از دسترس دست نیافتنی بعید محال نشدنی نمونه: Many economists think that full employment is an unattainable goal

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

adjective : آسان راحت و بی دردسر نمونه: The application offers frictionless downloading and sharing.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

noun - countable : corbicula سبد گرده ( بخشی بر روی پاهای زنبور عسل که گرده های گل جمع آوری شده را تا هنگام بازگشت به کندو، در آن نگه می دارد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

noun - countable : pollen basket سبد گرده ( بخشی بر روی پاهای زنبور عسل که گرده های گل جمع آوری شده را تا هنگام بازگشت به کندو، در آن نگه می دارد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

adjective - mainly UK : نو و تازه و استفاده نشده ( بیشتر درباره پوشاک استفاده می شود. ) یا لباسی که استفاده شده اما همچنان بسیار نو و شیک دیده می شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

adjective : لباس یقه هفت نمونه : She is wearing a denim top over a V - necked jumper .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

adjective - Scottish English : آب و هوای مرطوب، تاریک و ناخوشایند نمونه : This lifting of winter's dreich saturation can be almost tangible.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

adjective : ( لباس/پارچه. . . . ) قابل شستشو در ماشین لباسشویی نمونه : "the padded cover is machine washable"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

adjective : رقیق ( برای وصف هوای رقیق و کم اکسیژن به خصوص هوایی که در ارتفاعات کوهستان وجود دارد، استفاده می شود. ) نمونه : It's difficult to breath ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

noun - countable : تیزبین شخصی که دارای چشم هایی قوی است و می تواند اجسام کوچک را از فواصل دور به راحتی ببیند. نمونه: We sat down and started the ex ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

idiom : خیلی شاد و سرحال به نظر رسیدن نمونه : We've had a fantastic response!" he said, grinning from ear to ear

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable - informal : آدم بین 30 تا 39 سال نمونه : They aimed their campaign at affluent thirtysomethings

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

noun - uncountable : جُرم شناسی ( روش های علمی حل جرایم که شامل بررسی اشیاء یا مواد مرتبط با جُرم می شود ) نمونه : Using cutting - edge forensics, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable : گنتری سازه فلزی دروازه مانند، درون پست های برق که هادی های انتقال نیرو در ابتدای ورودی پست به آنها آویخته می شوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روش راه اندازی موتورهای سه فاز AC به صورت تک ضرب یا Direct On - Line که به اختصار به آن DOL می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Direct On - Line روش راه اندازی موتورهای سه فاز AC به صورت تک ضرب که به اختصار به آن DOL هم می گویند.