پیشنهاد‌های محمد فروهر (مترجم و ویراستار) (١,١٠٧)

بازدید
٤,٠٣٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

خیره شدن، زل زدن، باتوجه به بافت جمله میتوان از کلمات تکمیلی مثل خیره شدن از روی ترس و تعجب هم بدهد. در روابط اجتماعی میگیم برقراری ارتباط چشمی خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی کردن، یکپارچه کردن، جفت کردن،

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه، میانجی، مداخله ( به ویژه در روانشناسی ) به معنای اقدامات آگاهانه و هدفمندی که برای ایجاد تغییرات ( مثبت ) انجام میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعل گذشتۀ take over مسولیت چیزی را برعهده گرفتن. تصاحب کردن، موفق تر شدن. سهام کسب و کاری را خریدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلوگیری کردن، پیشگیری کردن برگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یکباره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون رفتن معمولا برای تفریح و خوش گذرانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ویژه در ارتباط با خاطرات یا خواب دیدن: به خوبی، خیلی دقیق و با جزئیات به خاطر آوردن. برای مثال: آن لحظه را خیلی خوب یادم است؛ آخرین خداحافظی! دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرزو داشتن، اشتیاق و تمایل به انجام چیزی یا کاری داشتن مثال: This book couldn’t come at a better time for teachers yearning to help their students ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم دشمن نشدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسلیم دشمن شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. شیب، زاویهٔ شیبدار ( مکانی ) - معنی: درجهٔ کج یا شیب یک سطح. - مثال: �شیب سقف این ساختمان خیلی تند است. � → The slant of the roof is very stee ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - مشارکت کردن / همکاری داشتن ( در انجام کاری ) معنی: شرکت فعال در کار گروهی یا طرحی. مثال: او در پروژهٔ تحقیقاتی تیم مشارکت کرد. 2 - کمک کر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شناسایی کردن / اکتشاف کردن: جست وجو برای یافتن اطلاعات، مکان ها یا اشیاء ( to scout a location ) . - گشت زنی / گشت زدن: حرکت در منطقه ای برای برر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- القا کردن: به آهستگی ایده ای را وارد ذهن یا احساس کسی کردن. - فرو کردن / در جان نشاندن: یک باور، ارزش یا عادت را درونی کردن ( مثلاً در کودک یا ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه تلاش ات را بکن / تمام تلاشت را بکن تمام توانت را به کار بگیر همه چیزت را بگذاری/بگذاری روی کار با تمام وجود تلاش کن همه قدمی بجنگ / تا آخرین ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسته شدن، تحلیل رفتن، به پایان رسیدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمان می برد تا. . . برای مثال موفقیت زمان میبرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شیوه ای غیرقضاوتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی عبارت along the same lines چند معنی و کاربرد رایج دارد؛ مهم ترین ها: - مشابه؛ به شکل یا صورت مشابه: نشان می دهد چیزی همانند چیز دیگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعهد، پایندی، پیگیری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین طریق، به همین منوال، به همین شکل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالت دفاعی گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او مرا در جریان امور قرار می داد سایر عبارتهای مشابه که میتوانید برای هر دو موقعیت رسمی و غیررسمی به طور متناوب از آن ها استفاده کنید: - **"Keep m ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طیف مختلفی از مشاغل، زمینه های شغلی مختلف/ گوناگون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مواد یا ابزارهای بازاریابی هم درسته، ولی بهتره بگیم تبلیغات بازاریابی که به صورت مفهومی مواد و ابزار بازاریابی رو هم شامل میشه: عبارت "تبلیغات بازا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزار دهنده، ناراحت کننده و. . . بستگی به متن و محتوا برای مثال صدای بلند آزار دهنده است. رفتار غلط یک فرد میتواند ناراحت کننده باشد و به همین ترتیب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد کردن، به وجود آوردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بذر چیزی را ریختن ایجاد شدن، پایه ریزی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نظر تعداد و کمیت: زیاد، انبوه، فراوان، وفور پزشکی: ازدیداد خون در یک نقطه در حالت منفی: افراطی، بیش از حد ( باتوجه به بافت جمله )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازخورد ۳۶۰ درجه بازخورد ۳۶۰ درجه به فرآیند ارزیابی عملکرد فردی اشاره دارد که در آن فرد بازخوردهایی از منابع مختلف، از جمله مدیران، همکاران، زیرمجمو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

معانی و ترجمه های �takeaway� 1. نتیجه گیری یا پیام کلیدی به معنی اصلی ترین نکته یا پیامی که از یک تجربه یا مشاهدات بدست می آید. مثال: پیام اصلی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - پاینده ، پایا، پردوام ، دیرپاى ، جاوید، همیشگی ، ماندگار، دایمی ، ماندنی 2 - فر شش ماهه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه consolidation در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که بسته به زمینه می توانند متفاوت باشند: 1. تثبیت به معنی تقویت یا استحکام چیزی، مانند یادگیری ی ...

پیشنهاد
١

روانشناس سازمانی مثبت گرا روانشناسان سازمانی مثبت گرا به طورکلی به مطالعۀ توانمندیها، نقاط قوت، ظرفیت های فردی، گروهی و سازمانی و همچنین رویه ها، س ...

پیشنهاد
٠

روانشناس سازمانی روانشناسان I/O متخصصان علمی - عملی هستند که در طراحی، اجرای و تفسیر تحقیقات در روانشناسی تخصص دارند و از یافته های خود برای کمک به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازخورد مثبت بازخورد مثبت به نظرات یا ارزیابی هایی گفته می شود که به فرد یا گروهی ابراز می شود و نشان دهنده رضایت و تحسین در مورد عملکرد، رفتار یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نتیجۀ، به خاطر، به دلیل، براثر،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس از پایان ساعت کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیر تا محل کار. برای مثال: از خانه تا محل کار پیاده میروم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روز کاری معمولی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مارپیچ منفی گرایی مارپیچ منفی گرایی زمانی رخ میدهد که افکار یا احساسات یک شخص به طور فزاینده ای منفی و طاقت فرسا می شوند و در نتیجه، سلامت او بدتر م ...

پیشنهاد
٠

پژوهش سازمانی مثبت گرا ( POS ) یک مفهوم کلی است که برای یکپارچه سازی انواع مختلف رویکردهای مطالعات سازمانی مرتبط با �مثبت گرایی� به کار می رود. در آث ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملکرد بهینۀ انسانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روانشناسی سنتی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سراسر جهان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در متون روانشناسی فشار تقاضا، درخواست، مطالبه، خواستار شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسدود کننده؛ مانع، باطل کننده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشانه، سرنخ، اشارت،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - آشکار، پیدا، هویدا، معلوم 2 - مبرهن ، به آسانی قابل درک یا رویت ، نمایان ، واضح 3 - ظاهرى ، صورى ، وانمودین