تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) of femsplain: fem  این بخش از واژه به کلمه "female" اشاره دارد، که در زبان انگلیسی به معنی �زن� است. explain  یعنی �توض ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) of mansplain: man  یعنی �مرد� explain  یعنی �توضیح دادن� 👈 ترکیب این دو می شود: man explain → mansplain  یعنی: �مردی ک ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Small sausages ( usually pork ) wrapped in dough or pastry and baked  سوسیس های کوچک ( معمولاً گوشت خوک ) که در خمیر پیچیده شده و پخته می شوند. معن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمهٔ "wobble" در انگلیسی هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده می شود و چند معنی مختلف دارد، بسته به زمینه. در ادامه، معانی مختلف آن را همراه با ت ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Something or someone that suddenly reminds you of the past چیزی یا کسی که ناگهان یاد گذشته را برایت زنده می کند؛ یک خاطره یا تجربه قدیمی که دوباره ظا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "bust one's balls" از نظر لغوی به معنای �ترکاندن بیضه ها� است که تصویر بسیار دردناک و خشن دارد. این اصطلاح در زبان انگلیسی عامیانه برای بیان شد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Midwife در انگلیسی به زنی گفته می شود که حرفه اش کمک به زنان در دوران بارداری، زایمان و پس از آن است. این فرد معمولاً در زایمان طبیعی و مراقبت های مر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ معنی Catchphrase در فارسی: عبارت کوتاه و معروفی که زیاد تکرار می شه و در ذهن می مونه. ممکنه مربوط به یک شخص معروف، فیلم، تبلیغ، یا حتی یک جوک باشه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

✅ معنی Catchphrase در فارسی: عبارت کوتاه و معروفی که زیاد تکرار می شه و در ذهن می مونه. ممکنه مربوط به یک شخص معروف، فیلم، تبلیغ، یا حتی یک جوک باشه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

✅ رایج ترین ساختار: renege on [promise/agreement/deal/contract/etc. ] ( زیر قول یا تعهد یا قرارداد زدن ) 📌 Collocations with "renege": renege on ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

آشتی کردن دشمنی را کنار گذاشتن فارسی: دفن کردن تبر → آشتی کردن، صلح کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

re, neg ریشه لاتین "neg - " / "negare" که به معنی "انکار کردن ( to deny ) " است 📌 واژه هایی با ریشه "neg - /negare": 1. Negate Meaning: to deny t ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سزای کارشون را دیدند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سزای کار خودش را دید ( او - مرد )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سزای کار خودش را دید ( او - زن )

پیشنهاد
٠

عبارت "take with a grain of salt" در انگلیسی به معنای "با احتیاط پذیرفتن چیزی" یا "با شک و تردید پذیرفتن چیزی" است. وقتی این عبارت را می گوییم، منظور ...

پیشنهاد
٠

عبارت "take with a grain of salt" در انگلیسی به معنای "با احتیاط پذیرفتن چیزی" یا "با شک و تردید پذیرفتن چیزی" است. وقتی این عبارت را می گوییم، منظور ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. به همراه داشتن چیزی ( To bring or carry something with ) Meaning: به معنای بردن یا داشتن چیزی با خود. فارسی: به همراه داشتن چیزی Example: "I al ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "taken with something" در انگلیسی به معنای "شیفته چیزی شدن" یا "مشتاق به چیزی بودن" است. این عبارت معمولاً وقتی استفاده می شود که کسی به شدت از ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبت توئه توی صفی / در نوبتی آماده باش، قراره بری تو قراره الان نوبتت بشه بعدی تویی وقتشه که بری جلو ریشه: این اصطلاح از ورزش بیسبال میاد. در ب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ها چند collocation رایج با عبارت "push one's luck" هستند: Push one's luck too far مثال: "Don’t push your luck too far, or you might regret it. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بقول دوستمون لگد به بخت خود زدن - خود را به خطر انداختن Jake had always been lucky. He had won a small amount of money in the lottery a few months a ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 Collocations with "flaunt" ترجمه فارسی: - flaunt wealth ثروت را به رخ کشیدن He loves to flaunt his wealth by wearing designer clothes. عاشق این ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلمه flout به معنی نادیده گرفتن یا بی اعتنایی عمدی به قانون، قاعده یا عرف است، به ویژه وقتی این کار با تمسخر یا چالش همراه باشد. حالا چند ترکیب ( col ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) کلمه armoire: - از فرانسوی کهن: armoire → به معنی "کمد یا قفسه نگهداری اشیاء" - از لاتین متأخر: armarium → به معنی "قف ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به معنی: زانوها خم می شوند یا توان نگه داشتن بدن را از دست می دهند. 🔸 معنی در فارسی محاوره ای: زانوها سست می شن زیر پا خالی می شه از حال می ری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی: زانوها خم می شوند یا توان نگه داشتن بدن را از دست می دهند. 🔸 معنی در فارسی محاوره ای: زانوها سست می شن زیر پا خالی می شه از حال می ری ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

intravenous یا "IV line" از ترکیب دو بخش اصلی تشکیل شده است: IV: مخفف عبارت Intravenous است، که به معنی "داخل وریدی" یا "درون رگ" می باشد. این واژه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسم "IV line" از ترکیب دو بخش اصلی تشکیل شده است: IV: مخفف عبارت Intravenous است، که به معنی "داخل وریدی" یا "درون رگ" می باشد. این واژه از دو بخش ت ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یک بازی روانی هم هست بنام بازی روانی عیب بازی "همه چیز را دست کم بگیر" ( Blemish ) ویژگی ها: فرد تمام دستاوردها و موفقیت های خود یا دیگران را ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 1. Triangulate در زمینه روانشناسی یا روابط فردی: معنی: در روابط فردی یا روانشناسی، triangulate به معنای وارد کردن یک شخص سوم به یک وضعیت یا تضاد ب ...