تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

؟What did you get . چه چیزی به دست آوردی؟ . . did معمولا با صدای ( j ) در you ترکیب می شود شبیه whadja تلفظ می شود

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

diner::::: به معنی کسی که غذا می خوره ::::مشتری رستوران . . I am a regular diner in your restaurant من مشتری دائم ( ثابت ) رستوران شما هستم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

What kind of accommodation would you prepare for the participants, if at all?. . ll امکانش هست، چه نوع محل اقامتی برای شرکت کنندگان آماده می کنید؟

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I am hoping that you would reply to my queries . . امیدوارم که به سوالات من پاسخ دهید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I am hoping that you would reply to my queries . . امیدوارم که به سوالات من پاسخ دهید

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که زود می رسه قبل از بقیه به کاری رو انجام می ده . . there is an early bird discount provided that booking is done well in advance تخفیف ویژه ب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

early bird آدم سحر خیز . . . یا کسی که زود می رسه و قبل از دیگران کاری انجام می ده . . person who gets up early, or who does something before othe ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

If you go on disturbing me, I will never been be able to finish this report . . اگر به مزاحمت ادامه بدهی، هرگز نمی توانم این گزارش را تمام کنم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

::::صفت :::: touching the emotions; moving :::::مثال::::: a highly affecting account of her experiences in priso

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

of a problem or illness:::: cause pain or suffering to; affect or trouble afflicting :::صفت::: ::::::::: مترادف :::::::: painful دردناک, ناراحت کنن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Due to constant interruptions, the meeting finished late . . به دلیل وقفه های مداوم، جلسه با تأخیر پایان یافت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

This area of town is notorious for gang activity . . این منطقه ی شهر بدلیل فعالیت باند های تبهکاری بد نام است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

an attitude of mind especially one that favors one alternative over others نگرش ذهنی ، به ویژه نگرشی که یک گزینه رو به بقیه ترجیح می ده . . “a tend ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

famous, typically for some bad quality or deed مشهور، معمولاً به خاطر برخی ویژگی های بد یا اعمال ناپسند . . With a bad name

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

concerning. . . . . به معنی� درباره � و یک معنی دیگش � نگران کننده� هست . اما معنی درباره بر ای مواقع رسمی و مکاتبات کاربرد داره و به یک موضوع خاص و ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

about . . . . به معنی �درباره � یا به معنی � در مورد� و یا معانی دیگری مثل � نزدیک ، تفریبا ، اطراف ، درحدود � می باشد که در جملات و مکالمات عامیانه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥

regarding . . . . به معنی� در مورد � یا به معنی � از نظر � می باشد و برای مکاتبات یا جملات رسمی استفاده میشه . his statements regarding the country' ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

a knock at the door صدای کوبیدن در . . he heard a knock at the door صدای در را شنید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

معامله تجاری . . He knew how to Maximize Monetary gains in every business deal he made . . او میدانست که چطور باید سودهای پولی در هر معامله تجا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

serene beauty of the greek island . . زیبایی آرامش بخش جزیره یونانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

his tattered suggested a life full of adventures . . لباس ژنده اش، زندگی پرماجرایی را نوید می داد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

sipped گذشته sip به معنای مزه مزه کردن . . she sipped her cappuccino . . کاپوچینویش را جرعه جرعه نوشید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

known for her bright smile and adventurous spirit . . به خاطر لبخند درخشان و روحیه ماجراجویانه اش شناخته می شود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

steaming cup of coffee فنجان قهوه بخار کرده . . . . . از داغی زیاد . . در واقع می شه یه فنجان قهوه داغ

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شیرینی ها = Pastries شکل جمع. . . . . pastry . . . . به معنی شیرینی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

violet . . . . رنگ بنفش violate. . . . . تخطی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

violet . . . . رنگ بنفش violate. . . . . تخطی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Cash. . . . . پول نقد Cache. . . . مخفی گاه . . مثال برای cash she was always short of cash او همیشه پول نقد کم داشت . . مثال برای cache The pira ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٧

it is important to irrigate fields of crops . . آبیاری زمین محصولات خیلی مهم است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

fields of crops . . زمینهای محصولات

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

املا صحیح conclusion است نتیجه پایان فرجام

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

My father owns an advertising enterprise . . پدر من صاحب یک شرکت تبلیغات است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سر خور ن . . . منحرف شدن When the car slid off of the road, it fell into the ditch زمانیکه اتومبیل از جاده منحرف شد، به داخل گودال سقوط کرد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

if dedicate oneself and put a lot of time and effort into it. you are succeed . . اگر خودت را وقف کنی و زمان و تلاش زیادی صرف آن کنی، موفق خواهی شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

It wove faster and straighter than anyone could Weave by hand . . سریع تر و مستقیم تر از هر فردی با دست می توانست ببافد . . مستقیم تر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

If something is radical, it is very new or different . . اگر چیزی رادیکال است، یعنی خیلی جدید یا متفاوت است . . The president is planning to make ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

people admire or respect them . . مردم آنها را تحسین می کنند یا به آنها احترام می گذارند . . تحسین کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Contempt is the feeling of having no respect for something . . تحقیر، احساسی است که در آن فرد برای چیزی احترامی قائل نیست . . The judge had conte ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

An enterprise is a company or business . . My father owns an advertising enterprise . . پدر من صاحب یک شرکت تبلیغاتی است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

To irrigate means to supply water to land so that crops can grow . . آبیاری به معنای رساندن آب به زمین است تا محصولات بتوانند رشد کنند . . In dry ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

The sponge was saturated with soapy water . . . اسفنج با آب صابونی خیس شده بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

To saturate something means to completely soak it with a liquid . . . اشباع کردن چیزی به معنای خیساندن کامل آن با یک مایع است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

The doctor sent her off with a Prescription for some pain medicine دکتر با تجویز مسکن او را مرخص کرد . . pain medicine. . . . . به معنی مسکن با دار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترخیص کردن . . the doctor sent her off with a prescription for some pain medicine . . دکتر او را با تجویز مقداری مسکن مرخص کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It attacked people’s lungs, causing them to need a Respirator to breathe به شش های مردم حمله میکرد، باعث می شد که آن ها محتاج به یک دستگاه تنفس میش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

relies . . . . تکیه می کند relies on . . . . متکی است به relies heavily. . . . . به شدت متکی است relied. . . . . تکیه داد relied on . . . . تکیه کرد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

war broke out in a nearby country جنگ در یک کشور نزدیک رخ داد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I was trying out a new Medication to treat these people . . من سعی می کردم از یک داروی جدید برای درمان این مردم استفاده کنم . . سعی کردن . تلاش ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

to rule over them بر آنها حکومت کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Free speech had been oppressed in his country . . آزادی بیان در کشور او سرکوب شده بود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

worthy of respect . . شایسته احترام

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

When his company went out of business, he faced it with dignity . . زمانیکه شرکتش از کسب وکار افتاد، او با وقار با آن روبرو شد. . . به معنی ورشک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

After eating only a meager amount of food, she suffered from malnutrition . . بعد از خوردن مقدار ناچیزی از غذا، او از سوء تغذیه رنج برد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

not getting دریافت نمی شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

splits in half به دو نیم تقسیم می شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To strive is to struggle

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاهی مترادف با funny میشه ترجمه بشه . . In my small world, things can be absolutely Bizarre در دنیای کوچکم، چیزها میتونن کاملا مسخره باشند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

bizarre املای صحیح این کلمه هست به معنی عجیب و غریب. . غیر مانوس . وهمی . . اما در جمله زیر به معنی funny و مسخره هست In my small world, things ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

protists was the first life form on Eart تک یاخته ها اولین شکل حیات روی زمین بوده اند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Protis's tiny body is made up of one single cell بدن ریز تک یاخته از یک سلول ساخته شده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

He felt very vulnerable when he was stranded in the desert . . او زمانیکه در صحرا سرگردان شد احساس آسیب پذیری بسیاری داشت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

tiny plant that attaches to another animal to get food گیاه کوچکی که برای به دست آوردن غذا به حیوان دیگری می چسبد. . . در این جمله به معنی چسبیدن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The nucleus is made up of many tiny particles هسته از ذرات کوچک بسیاری تشکیل شده است . . . اینجا به معنی ذرات است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

no limit . بدون محدودیت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

It has a rough texture بافت خشن و زبری دارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

no sense to me برای من بی معنی است. . هیچ درکی ندارم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ran home به سمت خانه دوید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

floated out شناور شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

began the Quest to find his way home تلاش برای پیدا کردن راه خانه اش را آغاز کرد . . اینجا به معنی تلاش کردن . . . . یا جستجو برای پیدا کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

He climbed on روی آن سوار شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در نزدیکی . . whenever, the fungus was in close to the bacteria, the bacteria died . . هر بار که قارچ در نزدیکی باکتری بود، باکتری میمرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انگیزه لحظه ای . . he had an Impulse to examine . . انگیزه لحظه ای برای بررسی داشت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مرگ بار . . An infection caused by the bacteria was often Terminal . . عفونتی که توسط باکتری رخ میداد اغلب مرگ بار بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

the visitors scored the winning goal. تیم مهمان گل پیروزی بخش را به ثمر رساند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

The development of plants رشد گیاهان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

he proceeds with haste او با عجله حرکت می کند در این جمله proceeds همان proceed است، به معنی ادامه دادن، که s شخص سوم رو گرفته. اما proceeds که فقط ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

I've ever had من تا به حال داشته ام This strawberry is the best I’ve ever had. این بهترین توت فرنگی است که تا به حال خورده ام ( داشته ام )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی اوقات آسان ترین ترجمه می شه . the cheapest way was not always the best . آسان ترین راه ها همیشه بهترین نیستند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

legislating قانون گذاری . . . . تصویب کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

recycle bin= garbage can هر دو مترادف هستند به معنی سطل زباله

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

to get . . . . ترغیب کردند . در جمله زیر به معنی ترغیب کردن ترجمه می شن . to get people to play the game مردم را برای انجام بازی ترغیب کنند