تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نامناسب بیش از حد معمول Ex This cloth is a bit over the top for a meeting isn't it?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

علاقه مند شدن به چیزی. مثال: I didn't like the university but it is growing on me

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارزش خود یا چیزی را پایین آوردن. مثال: Never water yourself down just because someone can't handle you at 100 proofs

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

صداشو در نیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

She swept me off my feet منو عاشق خودش کرد دلمو برد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تحریک کردن کسی He pushed my buttons! اون منو تحریک کرد!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتیاد به وسایل الکترونیکی Electronic addiction=Eddiction

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

post porn depression That moment after you finished watching some sick, fucked - up, porno and your just sitting there thinking "What the hell is wr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 Li - fi When you see a free wi - fi connection, join the network but it makes you sign up to some bullshit or tries to charge you. Hells yeah t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روز بی حوصلگی و کرختی، روزیکه اکثر موارد بد میاری و به یکی اینو میگی ، ینی تو هم بابا گیر نده دیگه !

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

That means to reject somebody's request Example: She turned me down دختره بهم جواب رد داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

That means to reject somebody's request Example: She turned me down دختره بهم جواب رد داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I've parked my car at hand ماشینم همین نزدیکیا پارک کردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Her best friend stopped talking to her. this reduced her to tear

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

She married beneath her با پایین تر از خودش ازدواج کرد!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Buy sb off کسی رو با پول خریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Buy sb off کسی رو با پول خریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو فروختن یا نارو زدن Like Sell sb off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی رو فروختن یا نارو زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The story of a woodcutter داستان هیزم شکن . Once upon a time a very strong woodcutter asked for a job in a timber merchant, and he got it. His salar ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Bong یه وسیله کاملا شیشه ای باعملکردی شبیه به قلیون برای مصرف ماری جوانا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

That means smoking ، mostly marijuana or cannabis نکته! Bong یه وسیله کاملا شیشه ای باعملکردی شبیه به قلیون برای مصرف ماری جوانا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برا وقتیکه بچه ای زمین میخوره یا دردش میگیره Here , let mommy kiss it better بیا بوست کنم خوب میشه

پیشنهاد
٠

چند تا عبارت و جمله و اصطلاح انگلیسی . 💜 Don't dare do that again! 💜 دیگه نبینم از این غلط ها بکنی! 💚 Ok, now give! 💚 خوب بنال ببینم! 💜 I'll ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تعارف کردن مثال: Don't be ceremonious تعارفی نباش یا همون تعارف نکن Stay out of ceremony تعارف نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعارف کردن . مثال: Stay out of ceremony تعارف نکن Don't be ceremonious تعارفی نباش یا همون تعارف نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقریباً میشه همون نون خامه ای خودمون یه چیزی شبیهش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

cream ( beat ) Our team creamed them badly شکست دادن ========================================== کار برد دوم : کلا دو نوع دختر داریم! نوع اول دخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه چیزی در حد خیلی زیاد مثال He scared me out of my wits از ترس زهره ترکم کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از دل و جون مایه گذاشتن برای چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چی میشه اگر. . . If only they save his life چی میشد اگر. . . If only he didn't leave here ای کاش. . . If only I had listened to you

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The Air Jordan 4 is a classic sneaker in the Air Jordan line. Designed by Nike’s Tinker Hatfield and released in 1989

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Great Firewall ( of China )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

confident or relaxed enough to do or say what you want to Ex: uninhibited laughter • Her acting is completely spontaneous and uninhibited. • ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 [intransitive] if a ball or other moving object rebounds, it moves quickly back away from something it has just hit → ricochet rebound off His sh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Informal somebody who you think is too involved or interested in religion or sex Freak or someone who is mentally ill Somebody who is not responsib ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Oppose or fight against somebody in authority or against an idea or situation which you do not agree with ################################ somebody ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The strong or unreasonable desire to do something the act of forcing/ influencing somebody to do something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Extremely enjoyable and wonderful very beautiful or impressive

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عمیق Ex: درک عمیق : solid grasp

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

لندن یا همون اسلام آباد شعبه ۲ با مدیریت برادران پاکستانی. توضیحات: یکی از شهر های بزرگ مسلمان نشین بریتانییاییی کفیر که ۹۰ درصد مردم ان مسلمان هس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

“Touch grass” is an internet idiom that essentially means “get off the internet and go outside. ” People use it as an insult when someone seems out o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشوند ir یا اینکه اول یه کلمه بیاد یه جورایی کلمه رو منفی یا بر عکس میکنه. ینی اون معنی که میده رو مخالف معنی اصلی کلمه میکنه. مثال: irresistibl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Too strong or powerful to be stopped or prevented So attractive or desire bow that you cannot stop yourself from wanting it Ex: Tax - cutting pro ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a situation that is likely to become a very serious problem Ex: Cutting down the rainforest is an environmental time bomb It's an environmental ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

type of lawyer who represents you in court counsel for The judge asked counsel for the defence to explain

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1: a holy table or surface used in religious ceremonies a crucifix above the high altar ( =the main altar in a church ) The victim was tied to a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

######################### large, impressive, or expensive Ex: a royal palace on a lavish scale a lavish lifestyle The food was lavish. #### ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی دقیق این کلمه میشه : بانگاه به آینده یا آینده نگرانه دیدن . یا یه دیدی که نسبت به آینده داری. مثال : 1likely to do a particular thing or a ...