پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)
tunica dartos [ˈtuːnɪkə ˈdɑːrtɔs] ورقه پوسته ای {ا}: لایه نازکی از بافت عضله صاف که بخشی از نیام کیسه بیضه را تشکیل داده و بیضه ها را می پوشاند. سرما ...
tunica dartos [ˈtuːnɪkə ˈdɑːrtɔs] ورقه پوسته ای {ا}: لایه نازکی از بافت عضله صاف که بخشی از نیام کیسه بیضه را تشکیل داده و بیضه ها را می پوشاند. سرما ...
Dakin’s solution [ˈdeɪkənz səˈluːʃən] محلول داکین {ا} : یک محلول ضد عفونی کننده خنثی، حاوی 0. 5 % محلول هیپوکلریت سدیم که قبلا برای پاک سازی زخم ها ا ...
Dakin’s solution [ˈdeɪkənz səˈluːʃən] محلول داکین {ا} : یک محلول ضد عفونی کننده خنثی، حاوی 0. 5 % محلول هیپوکلریت سدیم که قبلا برای پاک سازی زخم ها ا ...
dactylar [d�ktilə] انگشتی {ص}: مربوط به انگشت dactylate [d�ktileit] dactylar
dactylar [d�ktilə] انگشتی {ص}: مربوط به انگشت dactylate [d�ktileit] dactylar
dacryocystotomy [ˌd�kri. oʊsɪˈstɑːtəmi] مجرای�اشک سنبی�{�اسم�}�:�برش�جراحی�مجرای�اشکی�که�معمولا�برای�تسهیل�درناژ�انجام می شود�.
dacryocystotomy [ˌd�kri. oʊsɪˈstɑːtəmi] مجرای�اشک سنبی �{�اسم�}�:�برش�جراحی�مجرای�اشکی�که�معمولا�برای�تسهیل�درناژ�انجام می شود�.
dacryoblennorrhea [ˌd�kri. oʊˌblɛnəˈriːə] اشک لیزابه روی { اسم } : ترشح مخاطی اغلب مزمن از غده اشکی از طریق مجرای اشکی
dacryoblennorrhea [ˌd�kri. oʊˌblɛnəˈriːə] اشک لیزابه روی { اسم } : ترشح مخاطی اغلب مزمن از غده اشکی از طریق مجرای اشکی
thrombokinase
thrombokinase [θrɒmbəʊ'kaineiz] لختگی آور| لخته ساز| لختاک| فاکتور 3 {ا}: ماده ای که در مراحل اولیه انعقاد خون تشکیل می شود. این ماده به عنوان یک آنز ...
cytozoic [ˌsaɪtoʊˈzoʊɪk] یاخته زی {�صفت�}�:�دارای�زندگی�بر روی��سلول ها�یا�درون آنها
cytophysiology [ˌsaɪtoʊfɪziˈɒlədʒi] کاراندام شناسی یاخته ای {ا}�:� فیزیولوژی سلول ها
cytoscopy [saɪˈtɒskəpi] یاخته نمایی { اسم } : بررسی میکروسکوپی سلول ها
cytophagy [saɪˈtɒfədʒi] یاخته خواری {�اسم�}�:�خورده شدن�سلول ها�توسط�دیگر�سلول ها
cytopathology [ˌsaɪtəʊpəˈθɒlədʒi]� آسیب شناسی یاخته ای {�اسم�}�:�شاخه�آسیب شناسی�که�با�تغییرات�درون�سلول�سر�و�کار دارد.
histoplasmosis
cytomorphosis [ˌsaɪtəʊmɔːrˈfəʊsɪs] یاخته دیسی { اسم } : تغییرات صورت گرفته در سلول ها در مسیر تکامل آن ها
cytomegaly [ˌsaɪtoʊˈmɛɡəli]� بزرگ یاختگی�{�اسم�}�:�بزرگ شدگی�مشخص�سلول ها
cytoid [ˈsaɪtɔɪd] یاخته سان�{�اسم�}�:�شبیه�سلول
cytoglomerator [sɪtoʊɡloʊməˈreɪtər]� انعقادگر یاخته { اسم } : دستگاهی که جهت منجمد کردن خون اهدا شده برای نگهداری طولانی مدت ( پس از استخراج پلاسما ...
cytodiagnosis [saitodiagˈnousis] یاخته تشخیص {�اسم�}�:�تشخیص�با�مطالعه�میکروسکوپی�سلول ها
cytoclasis [saɪˈtɒkləsɪs] یاخته شکنی {ا}: خردشدن یا نکروز سلول ها
dendrite
cytoblast [ˈsaɪtəbl�st] یاخته تنده { اسم } : هسته یک سلول
cytobiology [saɪtəbaɪˈɒlədʒi] زیست یاخته شناسی�{�اسم�}�:�مطالعه�زیست شناسی�سلولی
cythemolysis [sɪˈθɛməlɪsɪs] خون یاخته کافت { اسم } : انحلال سلول های خونی , گلبول های قرمز و گلبول های سفید
cystourethrogram [sistəʊjʊəri'θrɒgrəm] مثانه - پیشابراه نگاره {ا}: تصویر حاصل از مثانه و پیشابراه با اشعه ایکس
cystoureterogram [sistəʊjʊəri'trɒgrəm] مثانه - حالب نگاره {ا}: تصویر حاصل از مثانه و حالب ها با اشعه ایکس
cystorrhea [sɪstəˈriːə] مثانه� روی�{�اسم�}�:�ترشح�مخاطی�از�مثانه
cystopyelonephritis [sɪstopaɪəloʊnɛˈfraɪtɪs] مثانه - کلیه - لگنچه آماس {ا}: التهاب مثانه همراه با التهاب لگنچه کلیه و جسم کلیه
cystopyelitis [sɪstoʊpaɪˈɛlaɪtɪs] مثانه - لگنچه آماس { اسم } : التهاب مثانه و لگنچه کلیه
cystometrogram [sɪstoʊməˈɡr�m] مثانه سنج نگاره {�اسم�}�:�یک�تصویر�گرافیکی�ساخته شده�با�یک�مثانه سنج�از�تغییرات�فشار�داخل�مثانه�تحت�شرایط�مختلف�که�در ...
cystolithectomy [ˈsɪstəʊlɪθɛktəmi] مثانه سنگ برداری { اسم } : برداشتن سنگ یا سنگ ها از مثانه با برش به درون آن
cystolith [ˈsɪstəʊlɪθ] مثانه�سنگ��{�اسم�}�:�سنگ�در�مثانه
cystoid [ˈsɪstɔɪd] کیسه سان {ا}: توموری که شبیه یک کیست بوده و حاوی مایع یا مواد خمیری است، اما فاقد کپسول می باشد. ■ کیسه سان {ص } : 1 . شبیه مثانه ...
cynorexia [ˌsaɪnoʊˈrɛksiə] سگ اشتهایی { اسم } : گرسنگی یا اشتهای بیش از حد بیمارگونه و سیری ناپذیر
cylindruria [sɪlɪnˈdrʊəriə] سیلندر ادراری�{�اسم�}�:�وجود�تعداد�زیادی�از�کست�های سیلندی شکل�در�ادرار�که در نفرون�شکل�گرفته�و بیشتر مشخصه�بیماری�کلیه� ...
culdotomy [kʌlˈdɒtəmi] بن بست شکافی { اسم } : برش به درون بن بست دوگلاس
crystallin [ˈkrɪstəlɪn] کریستالین { اسم } : هر یک از دو گلوبولین که از ترکیبات اصلی لنز چشم می باشد.
cryptorchidopexy [ˌkrɪptɔːrˈkɪdəʊpɛksi] نهان�بیضه�تثبیتی��{�اسم�}�:�تثبیت و�پایدارسازی�جراحی�بیضه�نزول نیافته�در�کیسه بیضه
cryptolith [ˌkrɪptoʊlɪθ] غار�سنگ��{�اسم�}�:�سفت شدگی�یا�سنگی�که�درون�یک فولیکول�غده�یا�دخمه تشکیل می شود. لوزه یکی از محل های شایع می باشد.
cryptoinfection [ˌkrɪptoʊɪnˈfekʃn] نهان عفونت { اسم } : عفونت پنهان، نهفته یا مخفی
cryocautery [ˌkraɪoʊˈkɔːtəri] سرما سوزی/ داغ سرمایی { اسم } : تخریب بافت زنده با استفاده از سرمای شدید ( مثلاً استفاده از دی اکسید کربن جامد )
crymodynia [ˌkraɪməˈdɪniə] سرما درد {�اسم�}�:�درد�روماتیسمی�ناشی�از�هوای�مرطوب�یا�سرد
crux of the heart [krʌks ɒv �ə hɑːrt] صلیب قلب {ا}: ناحیه اطراف اتصال دیواره های چهار اتاقک قلب
swing - to gait [swɪŋ tuː ɡeɪt] گام برداری پرتابی {ا}: روشی که می توان هنگام استفاده از عصا یا چوب زیر بغل اتخاذ کرد، به این صورت که فرد� هر دو عصا ر ...
swing - through gait [swɪŋ - θruː ɡeɪt] گام برداری پرتابی {ا}: روشی که می توان هنگام استفاده از عصا یا چوب زیر بغل اتخاذ کرد، به این صورت که فرد هر د ...
crash trolley [ kr�ʃ ˈtrɒli ] چرخ دستی احیاء {ا}:�یک�ترالی اورژانس�حاوی�تجهیزات، تدارکات، �ابزارها�و�داروهای�مورد نیاز�برای�احیای�قلبی ریوی�یا�سایر�ر ...