پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)
بیماری روان تنی {ا}: بیماری ای که ریشه در ذهن یا احساسات فرد دارد.
بیماری ناشناخته {ا}: بیماری که علت آن مشخص نیست.
بیماری ارثی {ا}: بیماری که از طریق ژنتیک از والدین به فرزندان منتقل می شود.
بیماری مزمن {ا}: وضعیت غیرطبیعی بدن که برای مدت طولانی ادامه داشته و با فقدان نشانه های شدید مشخص و گاهی اوقات به بهبودی ختم می شود.
بیماری حاد {ا}: وضعیت غیرطبیعی بدن که با شروع ناگهانی نشانه های شدید با ماهیت تند و دوره کوتاه مدت ( که به بهبودی یا مرگ ختم می شود ) مشخص می گردد.
تمایز در شنوایی {ا}: توانایی تمایز بین کلماتی که صداهای یکسان یا بسیار مشابه دارند.
صفحه مانند ( ص ) : دارای شکل دیسک
نا زمان درکی ( اسم ) : اختلال در آگاهی فرد از زمان
دیسک مفصلی {ا}: یک غضروف لیفی یا بالشتک بافتی فیبری که در برخی از مفاصل سینوویال یافت می شود.
دی ساکارید کاو ( اسم ) : آنزیمی که یک دی ساکارید را به دو مونوساکارید هیدرولیز می کند.
=geophagia [dʒiːəˈfɑːdʒiə] خاک خواری {ا}: خوردن عادتی خاک یا گل ( شکلی از پیکا )
dipsosis [dɪpsoʊˈsɪs] عطش {ا}: احساس تشنگی شدید یا هوس نوشیدنی های غیرمعمول dipsesis [dɪpsəˈsɪs] dipsosis
تشنگی زا ( اسم ) : عاملی که باعث تحریک تشنگی و مصرف مایعات می شود.
dipsetic [dɪpˈsətɪk] دیپستیک {ص}: مربوط به تشنگی
= thirst
diplosomatia [dɪpləʊsəʊˈmeɪtiə] دیپلوسوماتیا ( اسم ) : وضعیتی که در آن دوقلوها کاملاً شکل گرفته و از قسمتی از بدن به هم چسبیده اند.
دو عصبی ( ص ) : دارای دو عصب ( در مورد عضلات خاصی گفته می شود ) .
وریدهای دیپلوئیک {ا}: وریدهای بزرگ با دیواره نازک که در دیپلوی استخوان های جمجمه قرار دارند.
دوگانه قلبی ( اسم ) : وضعیتی که در آن سمت راست و چپ قلب تا حدی توسط یک شکاف عمیق از هم جدا شده اند.
دیپلو باسیلوس ( اسم ) : یک جفت ارگانیسم میله ای شکل کوتاه که در نتیجه شکافت ناقص از انتها به هم متصل شده اند.
متقارن فلجی صورت {ا}: دیپلژی که هر دو طرف صورت را درگیر می کند.
wound diphtheria [wuːnd dɪpˈθɪriə] دیفتری زخم {ا}: نامی است که به غشای کاذب تشکیل شده بر روی سطح زخم، داده شده است.
دیفتری حلقی {ا}: دیفتری که عمدتاً حلق را درگیر می کند.
دیفتری بینی {ا}: دیفتری محدود به بینی که معمولاً خفیف بوده، اما ممکن است به ساختارها و بافت های اطراف گسترش یابد.
laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...
laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...
دیفتری حنجره/ خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده می شود.
زهرواره دیفتری {ا}: توکسین دیفتری که سم زدایی شده و برای ایجاد ایمنی فعال در برابر دیفتری استفاده می شود.
زهرابه - پادزهرابه دیفتری {ا}: مخلوطی از سم و ضد سم دیفتری که به عنوان واکسن برای ایجاد ایمنی فعال مورد علیه این بیماری مورد استفاده قرار می گیرد اما ...
زهرابه دیفتری {ا}: یک اگزوتوکسین پروتئینی که توسط کورینه باکتریوم دیفتریه تولید و مسئول ایجاد علائم دیفتری می باشد.
پادزهرابه دیفتری {ا}: سرمی حاوی آنتی بادی هایی که سم دیفتری را خنثی می کنند. این سرم از اسب های دیفتریایی ( ایمن شده در برابر سم تولیدی توسط کورینه ب ...
دیفتری پوستی {ا}: نوعی از دیفتری که پوست را تحت تأثیر قرار داده و با ضایعات زخم دهنده عمیق مشخص می شود. این دیفتری با بهداشت ضعیف مرتبط می باشد.
دی پپتید ( اسم ) : پپتیدی که در اثر هیدرولیز دو اسید آمینه تولید می کند.
دی پپتیداز ( اسم ) : آنزیمی که تجزیه دی پپتیدها به اسیدهای آمینه را کاتالیز می کند.
دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی
diorthosis [dʌɪˈɔːrθəsɪs]� دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی
دیوپتومتر ( اسم ) : وسیله مورد استفاده برای اندازه گیری قدرت انکساری چشم و شکست نور در آن
میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
diopsimeter [dʌɪˈɒpsɪmiːtə] میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
diopsimeter [dʌɪˈɒpsɪmiːtə] میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید
گودافتادگی ( اسم ) : فرورفتگی در پوست ناشی از جمع شدن که در تومورهای زیر جلدی ( به ویژه در تومورهای سینه ) رخ می دهد. گودافتادگی همچنین ممکن است در م ...
دوریخت ( ص ) :ویژگی چیزی که به دو شکل متمایز وجود دارد.
= hammer toe ['h�mə təʊ] انگشت پای چکشی {ا}: بدشکلی انگشت پا ( اغلب دومی ) ناشی از خم شدن ثابت مفصل بین انگشتی ابتدایی، که باعث کشش مفاصل دور و نزدیک ...
digitoplantar [dɪdʒɪtoʊˈpl�ntər]� انگشتی کف پایی ( اسم ) : مربوط به انگشتان و کف پا
digitoplantar [dɪdʒɪtoʊˈpl�ntər]� انگشتی کف پایی ( ص ) : مربوط به انگشتان و کف پا
هضم کننده/ گوارنده ( اسم ) : عاملی که به هضم غذا کمک می کند.
دیجستا ( اسم ) : محتویات معده و روده در فرایند هضم
= dialysate [dai'�lisət] مایع دیالیز {ا}: مایعی که در دیالیز مورد استفاده قرار می گیرد. در همودیالیز، این مایع همان آب لوله کشی تصفیه شده است که مقدا ...
رنگ افتراقی {ا}: رنگی که برای تمایز باکتری ها استفاده می شود.
فراموشی افتراقی {ا}: فراموشی انتخابی، به ویژه فراموشی سریع تر پاسخ های نادرست نسبت به پاسخ های صحیح