پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)
مغز رنجوری پرفشار خونی {ا}: انسفالوپاتی همراه با فشار خون بدخیم که با تشنج و کما مشخص می شود.
[vɜːnikəz ensefəlˈɒpəθi] مغزرنجوری ورنیکه یا الکلی {ا}: وضعیتی ناشی از کمبود ویتامین B، که اغلب افراد الکلی را تحت تاثیر قرار می دهد و در آن فرد دچار ...
= Wernicke's encephalopathy
مغز - نخاع رنجوری پسا عفونت {ا}: انسفالومیلوپاتی که به صورت ثانویه در پی بیماری های شایعی مانند اوریون، سرخک، آبله مرغان و آنفولانزا رخ می دهد.
مغز - نخاع آماس اسبی {ا}: انسفالومیلیت ویروسی که توسط کنه ها و پشه ها به اسب ها و انسان منتقل می شود.
مغز - پرده برونی ( اسم ) : بیرون زدگی غشاهای مغزی و جسم مغز از طریق نقصی در استخوان های جمجمه
مغز - پرده آماس ( اسم ) : التهاب مغز و پرده های آن
سرطان مغزسان| مغزتود {ا} تومور بدخیم مغز
مغزآماسی {ص}: مربوط به انسفالیت
مغزآماس پسا مایه کوبی{ا}: آنسفالیت حادی که گاهی اوقات پس از واکسیناسیون رخ می دهد.
مغزآماس پسا سرخجه {ا}: آنسفالیت ( اغلب کشنده ای ) که معمولاً ظرف چهار تا شش روز پس از بثورات پوستی شرخجه ایجاد شده و با افزایش ناگهانی تب و خواب آلود ...
مغزآماس تبخالی{ا}: آنسفالیت ناشی از ویروس هرپس سیمپلکس که معمولاً کشنده است.
مغز آماس منتشره حاد یا پسا عفونت {ا}: عفونت حاد دستگاه عصبی مرکزی در افرادی که از یک بیماری عفونی ( معمولاً ناشی از ویروس ) بهبود می یابند.
= postinfection encephalitis
مغز سستی ( اسم ) : خستگی ذهنی، به ویژه هنگامی که منشأ عاطفی داشته باشد.
[ɛnsəˈlaɪtɪs] درون شکم آماس ( اسم ) : التهاب در هر یک از اندام های شکمی
= hemoptysis
آمفیزمی {ص}: مربوط به| دچار آمفیزم
آمفیزم جلدی {ا}: وجود هوا یا گاز در بافت های همبند زیر پوست
آمفیزم زیر جلدی {ا}: وجود هوا یا گاز در بافت های زیر جلدی
آمفیزم تمام لپکی {ا}: آمفیزمی که تمام بخش های ریه را تحت تأثیر قرار داده، آلوئول ها آتروفی و بستر عروقی تخریب می شود.
= panlobular emphysema
آمفیزم انسدادی {ا}: اتساع بیش از حد ریه ناشی از انسداد نسبی مجاری هوایی که به هوا اجازه ورود به آلوئول ها را می دهد، اما در بازدم اختلال ایجاد می کند.
آمفیزم بینابینی ( اسم ) : وضعیتی که در آن، هوا به جای حرکت به داخل آلوئول ها، در بافت ریه محبوس می شود. این آمفیزم در سندرم زجر تنفسی نوزادان رخ می د ...
[ˌsɛntriˈ�sɪnər ˌɛmfɪˈsiːmə] آمفیزم سنتریاسینار یا مرکز لپکی ( اسم ) : آمفیزمی که عمدتاً برونشیول ها را ( به جای آلوئول ها ) تحت تأثیر قرار داده و ا ...
هوش هیجانی {ا}: اصطلاحی که توانایی درک، ارزیابی و تأثیرگذاری مثبت بر عواطف و احساسات خود و دیگران را توصیف می کند.
= menses
امیوسیتوز ( اسم ) : عبور ماده سلولی دانه دار از غشای سلولی. این واژه به ویژه در مورد گرانول های انسولین در سلول های جزایر لانگرهانس گفته می شود که به ...
[ˌɛmbriˈɒpəθi] رویان نژندی ( اسم ) : بیماری یا وضعیت غیرطبیعی ناشی از تداخل در رشد و نمو طبیعی رویان یا جنین که اگر در سه ماه اول رخ دهد، جدی تر خوا ...
[ˈɛmbri. ɒtəmi] رویان زدایی ( اسم ) : از بین بردن عمدی جنین یا رویان در رحم، به منظور سقط یا زمانی که زایمان غیرممکن باشد.
elephantoid [ˌɛlɪˈf�n. tɔɪd] elephantiasic elephantiasic [] فیل سان {ص}: مربوط به| دچار فیل سانی
برق طیف نگاری ( اسم ) : ثبت الگوهای موج الکتروانسفالوگرافی و مطالعه و تفسیر آنها
[ɪˌlɛktroʊˈʃɑːk] شوک الکتریکی ( اسم ) : ۱. شوکی که با اعمال جریان الکتریکی به مغز ایجاد می شود؛ ۲. تحریک ناگهانی اعصاب و انقباض تشنجی عضلات ناشی از ت ...
[ɪˌlɛktroʊˈpʌŋktʃər] برق بزل ( اسم ) : استفاده از سوزن به عنوان الکترودهایی برای اعمال جریان الکتریکی به یک عصب یا عضله
نظریه الکترون {ا}: نظریه ای مبنی بر این که همه اجسام، ساختارهای پیچیده ای هستند که از اتم ها به همراه ذرات کوچک تر الکترون، پروتون و نوترون تشکیل شده ...
[ɪˈlɛktrəˌɡr�m] برق نگاره ( اسم ) : ثبت و ضبط یک رویداد الکتریکی بر روی کاغذ یا فیلم به هنگام رخداد ( مثلاً در نوار قلب )
برق برداری ( اسم ) : برداشتن بافت یا قسمتی از بدن با استفاده از وسایل الکتروجراحی
[ɪˌlɛktroʊdaɪəɡˈnoʊsɪs] تشخیص الکتریکی {ا}: تشخیص بیماری از طریق ثبت گرافیکی و مطالعه ی فعالیت الکتریکی اعضای بدن و پاسخ نسوج به تحریک الکتریکی
[ɪˌlɛktroʊˈkɑːrdiəˌskoʊp] الکتروقلب بین ( اسم ) : وسیله ای برای مشاهده ی فضای درونی حفره های قلب
[ɪˈlɛktrɪkəl ˈsaɪləns] = brain death
سالمند آزاری {ا}: اقداماتی که ( چه از طریق خشونت و چه از طریق غفلت ) به فرد مسن آسیب می رساند. سه دسته اصلی سالمند آزاری وجود دارد: در خانه، در مراکز ...
آرنج پرستاران بچه {ا}: نیمه دررفتگی سر استخوان بازو
[ˈstuːdənts ˈɛlboʊ] student's elbow= [ˈstuːdənts ˈɛlboʊ] miner's elbow
پرش آرنج {ا}: خم شدن غیرارادی آرنج به هنگام ضربه ناگهانی به عضله سه سر بازو
کشسان - تار تود {ا}: توموری متشکل از بافت فیبروز و الاستیک که معمولاً در ناحیه زیر کتف ( به ویژه در افراد مسن ) رخ می دهد.
الاستانس ( اسم ) : معیاری برای توانایی یک عضو یا ساختار برای بازگشت به شکل اولیه خود پس از حذف محتویات آن؛ این اصطلاح اغلب به ریه پر از هوا یا مثانه ...
retarded ejaculation [ˌriː. tɑː. dɪd iː. dʒ�k. jʊ. leɪ. ʃən] انزال دیررس| دیرانزالی {ا}: تأخیر قابل توجه در انزال یا انزال نداشتن یا به ندرت انزال د ...
retarded ejaculation [ˌriː. tɑː. dɪd iː. dʒ�k. jʊ. leɪ. ʃən] انزال دیررس| دیرانزالی {ا}: تأخیر قابل توجه در انزال یا انزال نداشتن یا به ندرت انزال د ...
= Eisenmenger’s tetralogy
[ˈaɪzənˌmɛŋɡərz ˈtɛtrələdʒi] چهارنمایشی آیزن منگر {ا}: یک ناهنجاری مادرزادی شامل نقص دیواره بین بطنی، قرارگیری آئورت در سمت راست، اتساع شریان ریوی و ...