پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٩,٢٥٧)
behavioural sensitization واتحمل| حساس شدگی رفتاری {ا}: افزایش پاسخ دهی به یک ماده براثر مصرف مکرر آن یا تمایل به مقادیر کمتر برای کسب اثر مطلوب
ترتیب دو یا چند پاسخ که به نحو معینی داده میشوند
derealization [dɪrɪəlizeɪˈzeɪʃən] مسخ واقعیت| دگرسان بینی محیط {ا}: حالت روانی با احساس غیرواقعی بودن و جدایی از محیط اطراف که در آن، فرد احساس می ک ...
Cut, Annoyed, Guilty, and Eye ( CAGE ) questionnaire [siː ei dʒiː iː kwestʃəˈneər] پرسشنامه قطع، آزردگی، احساس گناه و چشم| غرباله صارت {ا}: ابزار غرب ...
Cut, Annoyed, Guilty, and Eye ( CAGE ) questionnaire [siː ei dʒiː iː kwestʃəˈneər] پرسشنامه قطع، آزردگی، احساس گناه و چشم| غرباله صارت {ا}: ابزار غرب ...
Cut, Annoyed, Guilty, and Eye ( CAGE ) questionnaire [siː ei dʒiː iː kwestʃəˈneər] پرسشنامه قطع، آزردگی، احساس گناه و چشم| غرباله صارت {ا}: ابزار غرب ...
درمان زادگی {ا}: 1. ایجاد ناخواسته یک بیماری یا وضعیت ثانویه از طریق درمان پزشکی یا جراحی برای یک اختلال اولیه؛ 2. هر وضعیتی که در اثر اقدامات پزشکان ...
Douglas pouch [dˈʌgləz pˈaʊtʃ] بن بست داگلاس| کیسه کور {ا}: کیسه صفاقی که فضای بین راست روده و رحم را اشغال می کند.
قدامی مثل cranial part of the isthmus
شریان صورت {ا}: یکی از جفت شریان های پیچ خورده ای که از شریان های کاروتید خارجی منشأ گرفته و به چهار شاخه گردنی و پنج شاخه صورت تقسیم می شوند و به ان ...
[lɪˈveɪtər ˈsk�pjʊliː] بالابرنده کتف {ا}: عضله ای در سطوح پشتی و جانبی گردن که از آسه و اطلس منشأ گرفته و به زوائد عرضی چهار مهره گردنی فوقانی متصل م ...
عضله هرمی بینی {ا}: یکی از سه عضله بینی که هرمی شکل و کوچک بوده و از فاسیای استخوان و غضروف جانبی بینی منشأ می گیرد و به پوست روی قسمت پایینی پیشانی ...
[ˌepɪkˈreɪniəl] بالا جمجمه ای {ص}: مربوط به| واقع بر روی جمجمه
عضله تحت خاری {ا}: ماهیچه ای که از حفره زیر خاری منشأ گرفته و به توبرکول بزرگ استخوان بازو متصل می شود. وظیفه این عضله، چرخاندن جانبی استخوان بازو اس ...
نواری سر {ا}: یکی از دو عضله عمقی گردن و پشت که از رباط پس گردنی منشأ گرفته و به استخوان پس سری و زائده پستانی استخوان گیجگاهی متصل می شود. وظیفه این ...
عضله دندانه ای قدامی {ا}: عضله ای نازک در دیواره قفسه سینه که از که از سطح خارجی و لبه بالایی هشت یا نه دنده اول شروع و به درون زاویه داخلی، لبه مهره ...
سوراخ چانه ای {ا}: روزنه ای در قسمت جانبی تنه فک تحتانی ( پایین تر از دندان آسیای کوچک دوم ) که عصب منتال و رگ های خونی از آن عبور می کنند.
برجستگی آهیانه {ا}: ناحیه ای صاف و گرد که در سطح خارجی استخوان آهیانه ( در هر طرف جمجمه ) یافت می شود. از نظر جنین شناسی، این برجستگی محلی است که است ...
شکاف حدقه ای فوقانی {ا}: سوراخی در بین بال های کوچک و بزرگ استخوان پروانه ای که شاخه های فوقانی و تحتانی عصب چشمی حرکتی، عصب قرقره ای، شاخه های اشکی، ...
بیش دگرگشت ( اسم ) : وضعیتی که در آن تجزیۀ پروتئین و میزان دفع نیتروژن بیمار بیش از حد طبیعی بوده و افزایش غیرطبیعی در استفاده از مواد مغذی توسط بدن ...
بیش توان یابی ( اسم ) : کوچک شدن رحم به کمتر از اندازه طبیعی ( مانند رحم پس از زایمان )
بیش سرما حساسی {ا}: حساسیت غیرطبیعی به سرما
بیش انعقادپذیری ( اسم ) : حالتی که در آن، انعقادپذیری بیش از حد طبیعی می باشد. این وضعیت معمولاً در مورد خون استفاده شده و خطر ترومبوز را افزایش می د ...
بیش شیرگی ( اسم ) : ترشح بیش از حد شیره معده
بیش تغذیه ( اسم ) : تجویز یا مصرف مقادیر زیاد و بیش از میزان بهینه مواد مغذی که ممکن است درمان موقت یا دائمی برای بیمارانی باشد که توانایی جذب آنها ن ...
گروه هیدروکسیل ( اسم ) : گروه OH در یک ترکیب آلی
هیدروکسیل ( اسم ) : گروه تک ظرفیتی OH ( متشکل از یک اتم هیدروژن متصل به یک اتم اکسیژن ) که وقتی با رادیکال های خاص دیگری ترکیب می شود، هیدروکسید تشکی ...
اسید هیدروکسی بوتیریک {ا}: یک محصول واسطه ای که در طول سوخت و ساز چربی تشکیل می شود؛ این اسید یکی از گروه ترکیباتی است که در مجموع اجسام کتون یا استو ...
آب درمانانه {ص}: مربوط به|شامل روش های آب درمانی
هیدروژن دار سازی ( اسم ) : افزودن هیدروژن به یک ترکیب ( به ویژه به یک اسید چرب یا چربی غیراشباع ) که باعث جامد شدن چربی ها و روغن های نرم می شود.
بالابر هیدرولیکی {ا}: وسیله ای مکانیکی برای بلند کردن یک فرد کاملاً ناتوان از تخت به برانکار، صندلی چرخدار، توالت و غیره
آب - بی مغزی {اسم}: فقدان مادرزادی یا فقدان جزئی تمام یا بخشی از نیمکره های مغز، همراه با پر شدگی فضا ( یی که معمولاً اشغال می کنند ) با مایع مغزی نخ ...
آب بَر ( اسم ) : 1. مسهلی که باعث تخلیه آبکی از روده می شود؛ 2. تولید ترشحات آبکی ( به ویژه از روده ها )
هیالورونیک اسید| اسید آبگینی {ا}: پلی ساکاریدی که به صورت ماده ای ژلاتینی در فضاهای بین سلولی ( به ویژه پوست ) وجود داشته و سلول ها را در کنار هم نگه ...
رطوبت نسبی {ا}: نسبت مقدار رطوبت موجود در هوا به مقداری که آن را در همان دما اشباع می نماید.
[ˈhjuːmɪdɪˌfaɪər] مرطوب کننده| رطوبت ساز ( اسم ) : دستگاهی برای افزودن رطوبت به هوا در یک منطقه خاص و یا به هوای خروجی از دستگاه تنفس مصنوعی
رطوبت دهی| مرطوب سازی ( اسم ) : فرآیند مرطوب کردن هوا که در تنفس، توسط رطوبت حاصل از غشای مخاطی آسترکننده دستگاه تنفسی انجام می گیرد.
هافینگ {ا}: بازدم با فشار؛ تکنیکی که در فیزیوتراپی قفسه سینه استفاده می شود.
بیمارستان پایگاه {ا}: بیمارستان نظامی در یک پایگاه نظامی بزرگ که مجروحان واحدهای بیمارستانی کوچک تر نزدیک تر به جبهه جنگ را پذیرش می کند.
آدمک {ا}: ۱. مدل کوچک شده ی بدن انسان یا بخشی از آن؛ ۲. دن مینیاتوری انسان، که زمانی تصور می شد از قبل در اسپرم یا تخمک وجود دارد؛ ۳. midget
جورزاگی| جورتخمی ( اسم ) : 1. تشکیل زیگوت از ترکیب گامت های مشابه؛ 2. برخورداری از آلل های مشابه در یک یا چند جایگاه از قطعات کروموزومی هم ساخت
همگنا ( اسم ) : ماده ای که از طریق همگن سازی تولید می شود.
homosexuality [həʊməʊsekʃu'�liti] همجنس گرایی| وارونگی جنسی {ا}: شهوانیت و کشش جنسی به افراد همجنس یا داشتن روابط جنسی با این افراد
بافت آسیب شناسی ( اسم ) : مطالعه تغییرات میکروسکوپی قابل مشاهده در سلول ها یا بافت های بیمار
هیستامی کاو ( اسم ) : آنزیمی که به طور گسترده در بافت های بدن ( به ویژه دستگاه گوارش ) توزیع شده و هیستامین را خنثی و غیرفعال می کند.
نافِ اندام| دهان گاه {ا}: گودی در سطح یک عضو که در آن، رگ های خونی یا رشته های عصبی وارد اندامی مانند کلیه یا ریه شده و یا از آن خارج می گردند.
هگزوزامین ( اسم ) : یک قند نیتروژنی که در آن، یک گروه هیدروکسیل جایگزین یک گروه آمین شده است؛ گلوکزامین یک هگزوزامین مهم می باشد.
دگر دوست ( صفت ) : توصف گر میکروارگانیسم، سلول یا بافتی که با رنگی غیر از آنچه که معمولاً استفاده می شود، رنگ می گیرد.
چند گونه پذیر ( اسم ) : لوکوسیت دانه دار با اندازه و ویژگی های رنگ آمیزی متفاوت ■ چند جورگرا {ص}: توصیف گر ماده ای که با بیش از یک ماده دیگر قابلیت و ...
دگر نام ( صفت ) : دارای نام های مختلف که نشان دهنده ی ارتباط و همبستگی هستند ( مثلاً مذکر، مونث ) .