relative humidity

/ˈrelətɪvhjuːˈmɪdəti//ˈrelətɪvhjuːˈmɪdɪti/

(هواشناسی) رطوبت نسبی، رطوبت نسبی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the amount of moisture present in the air compared to the maximum amount the air could hold at the same temperature.

جمله های نمونه

1. The relative humidity will be about 80% today.
[ترجمه ترگمان]رطوبت نسبی امروز حدود ۸۰ درصد خواهد بود
[ترجمه گوگل]رطوبت نسبی امروز حدود 80 درصد خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A relative humidity of 75% or more will increase the effectiveness of the procedure.
[ترجمه ترگمان]رطوبت نسبی ۷۵ % یا بیشتر، اثربخشی این روش را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]رطوبت نسبی 75٪ یا بیشتر باعث افزایش کارایی روش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Even indoors, the relative humidity is changing all the time, especially between night and day.
[ترجمه ترگمان]حتی در داخل خانه، رطوبت نسبی همیشه در حال تغییر است، به خصوص بین شب و روز
[ترجمه گوگل]حتی در داخل خانه، رطوبت نسبی همیشه در حال تغییر است، به ویژه بین شب و روز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Also relative humidity must be kept down.
[ترجمه ترگمان]همچنین رطوبت نسبی باید پایین نگه داشته شود
[ترجمه گوگل]همچنین رطوبت نسبی باید پایین نگه داشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Average relative humidity is high throughout the year, ranging from 80 to 88% saturation, with an annual mean of 85%.
[ترجمه ترگمان]متوسط رطوبت نسبی در طول سال زیاد است، از ۸۰ تا ۸۸ % اشباع، با میانگین سالانه ۸۵ %
[ترجمه گوگل]رطوبت نسبی متوسط ​​در طول سال زیاد است و از 80 تا 88 درصد اشباع است و میانگین سالانه آن 85 درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Autogenous deformations, internal relative humidity and compressive strength were recorded.
[ترجمه ترگمان]تغییر شکل پلاستیک، رطوبت نسبی داخلی و مقاومت فشاری ثبت شده است
[ترجمه گوگل]تغییرات اتوژن، رطوبت نسبی داخلی و مقاومت فشاری ثبت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A suitable relative humidity is important for the preservation of furniture.
[ترجمه ترگمان]رطوبت نسبی مناسب برای حفظ اثاثیه اهمیت دارد
[ترجمه گوگل]رطوبت نسبی مناسب برای حفظ مبلمان مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. If the temperature and relative humidity paper match, the basic problems do not cause self - crimping.
[ترجمه ترگمان]اگر دما و رطوبت نسبی با هم مطابقت داشته باشند، مشکلات اولیه باعث کم شدن self نمی شوند
[ترجمه گوگل]اگر رطوبت نسبی دما و رطوبت مطابقت داشته باشد، مشکلات اساسی سبب ایجاد انعطاف پذیری نمی شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Psychrometer: An instrument for the accurate determination of relative humidity.
[ترجمه ترگمان]Psychrometer: ابزاری برای تعیین دقیق رطوبت نسبی
[ترجمه گوگل]روان سنج یک وسیله برای تعیین دقیق رطوبت نسبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Keeping air conditioning system, cleaning room, modulating indoor relative humidity are also important.
[ترجمه ترگمان]تمیز نگه داشتن سیستم تهویه هوا، اتاق تمیز کننده، تعدیل رطوبت داخلی داخلی نیز مهم هستند
[ترجمه گوگل]نگه داشتن سیستم تهویه مطبوع، تمیز کردن اتاق، تعدیل رطوبت نسبی داخلی نیز مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The influence of air Relative Humidity and mass flow on dust generation rate was determined.
[ترجمه ترگمان]اثر رطوبت نسبی هوا و جریان جرم بر نرخ تولید گرد و غبار تعیین شد
[ترجمه گوگل]تاثیر رطوبت نسبی هوا و جریان جرم در میزان تولید گرد و غبار تعیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The STHR01 is a MCU based temperature and relative humidity sensor module, comprising a SPI interface (master mode) for direct temperature and humidity read out.
[ترجمه ترگمان]The یک MCU مبتنی بر MCU و ماژول حسگر رطوبت نسبی است که شامل یک رابط SPI (حالت اصلی)برای درجه حرارت و رطوبت است
[ترجمه گوگل]STHR01 یک ماژول سنسور دما و رطوبت نسبی مبتنی بر MCU است که شامل یک رابط SPI (حالت اصلی) برای دمای مستقیم و رطوبت خوانده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The relation between elongation and relative humidity follows the so-called"Gay-Lussac"scale generally, but by special treatment a linear relationship may be obtained.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین طویل شدن و رطوبت نسبی به طور کلی به اصطلاح مقیاس Lussac نامیده می شود، اما با رفتار خاص یک رابطه خطی ممکن است بدست آید
[ترجمه گوگل]رابطه بین طول کشش و رطوبت نسبی به طور کلی به اصطلاح 'Gay-Lussac' مقیاس است، اما با درمان ویژه ای می توان یک رابطه خطی به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective To determine the impact of temperature and relative humidity on sulfuryl fluoride fumigation against rats.
[ترجمه ترگمان]هدف مشخص کردن تاثیر دما و رطوبت نسبی بر روی sulfuryl فلورید روی rats
[ترجمه گوگل]هدف: تعیین تأثیر دما و رطوبت نسبی بر خوردگی سولفورفیل فلورید در برابر موش صحرایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[شیمی] رطوبت نسبی
[سینما] رطوبت نسبی
[عمران و معماری] رطوبت سنجی - نم نسبی
[برق و الکترونیک] رطوبت نسبی نسبت مقدار بخار آب موجود در هوا به مقداری که هوا را در دمای معین اشباع خواهد کرد .
[مهندسی گاز] رطوبت نسبی
[زمین شناسی] رطوبت نسبی ،نم نسبی - نسبت میان بخار آب موجود در حجم معینی از هوا به میزان بخار آب موجود در همان حجم هوایی که در همان درجه حرارت به حالت اشباع رسیده باشد
[نساجی] رطوبت نسبی
[معدن] رطوبت نسبی (تهویه)
[پلیمر] رطوبت نسبی
[آب و خاک] رطوبت نسبی

به انگلیسی

• relation between the amount of vapor in a unit of air and the maximum amount the air can absorb

پیشنهاد کاربران

relative humidity ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: رطوبت نسبی
تعریف: خارج قسمت آمیختگی به نسبت آمیختگی سیری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما