پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٣٩)

بازدید
١٩,٠١٦
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متخصص تغذیه درمانی {ا}: کسی که از طریق اصلاح رژیم غذایی بیماران، در درمان آنها نقش دارد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متخصص تغذیه رسمی ایالتی {ا}: متخصص تغذیه ای که یک دوره آموزشی شناخته شده منتهی به مدرک تغذیه را گذرانده و یا فارغ التحصیل رشته ای مرتبط می باشد که دو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرهیزانه گیاهخواری {ا}: رژیم غذایی که در آن، از مصرف هرگونه گوشت و فراورده یا محصول گوشتی پرهیز می شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزانه سیپی {ا}: یک رژیم غذایی برای درمان زخم معده که هدف آن، خنثی کردن اسید هیدروکلریک در معده ( با تغذیه مکرر ) می باشد. ابتدا فقط با شیر و خامه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزانه برنج {ا}: رژیم غذایی کم چرب، کم نمک و کم کلسترول و دربردارنده برنج و میوه به همراه ویتامین ها و آهن که در درمان پر فشار خونی شریانی و بیماری ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزانه کلیوی {ا}: رژیم غذایی با نیتروژن کم و حذف ادویه ها، الکل و چاشنی ها

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

macrobiotic diet [ˌm�krəʊbaɪˈɒtɪk ˈdaɪət]� Zen macrobiotic diet Zen macrobiotic diet [zen m�krəʊbaɪˈɒtɪk ˈdaɪət]� پرهیزانه دُرُشت زایاگانی ذن {ا}: رژ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزانه کم پروتئین {ا}: رژیم غذایی که حاوی حداقل مقدار پروتئین باشد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رژیم ضدکتون زا: رژیمی که تولید اجسام کتونی را در بدن کاهش می دهد یا مهار می کند. این نوع رژیم معمولاً با افزایش کربوهیدرات و کاهش چربی، از ورود بدن ب ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پرهیزانه سبک {ا}: رژیم غذایی مناسب برای فردی که فعالیت کمی انجام می دهد، مثلاً بیمار بستری یا در حال نقاهت. این رژیم شامل غذاهایی از چهار گروه اصلی ا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

acid ash diet [ˈ�sɪd �ʃ ˈdaɪət] پرهیزانه اسید ساز {ا}: رژیم غذایی که باعث ایجاد رسوب اسیدی شده و ممکن است برای جلوگیری از تشکیل سنگ های ادراری تجویز ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دی استراز ( اسم ) : آنزیمی مانند نوکلئاز که پیوندهای متصل کننده نوکلئوتیدها را در اسید نوکلئیک می شکند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوگانه ( صفت ) : رشد کننده یا مرتب شونده به صورت جفت یا جفت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

= orchiditis [ɔːkidˈa‍itis] بیضه آماس {ا}: التهاب بیضه که باعث درد، قرمزی و تورم کیسه بیضه می شود و ممکن است با التهاب اپیدیدیم همراه باشد. این بیمار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

= lobster claw deformity [ˈlɒbstər klɔː dɪˈfɔːməti] ناهنجاری پنجه خرچنگی| دوانگشتی {ا}: فقدان مادرزادی همه انگشتان دست یا پا به جز انگشتان اول و پنجم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dichromophil [ˌdaɪkrəʊˈmɒfɪl]� دو رنگ دوست ( ص ) : مربوط به سلول یا بافتی که هم رنگ بازی و هم رنگ اسیدی را به خود می گیرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

dichromophil [ˌdaɪkrəʊˈmɒfɪl]� دو رنگ دوست ( ص ) : مربوط به سلول یا بافتی که هم رنگ بازی و هم رنگ اسیدی را به خود می گیرد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dichromatopsia [ˌdaɪkrəməˈtɒpsiə] دو رنگ بینی ( اسم ) : کوررنگی که در آن، فرد فقط قادر به تشخیص و تمایز دو رنگ از سه رنگ اصلی قرمز، آبی و سبز است. د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوقلوهای دوبرون شامه ای {ا}: دوقلوهایی که کوریون های جداگانه دارند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو برون شامه ای ( صفت ) : دارای دو کوریون

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استعداد خونریزی {ا}: استعداد ابتلا به خونریزی خود به خودی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو نیم نخاعی ( اسم ) : بیماری مادرزادی که در آن، طناب نخاعی به دو نیمه تقسیم شده و توسط یک نوار فیبری از هم جدا می شود و هر نیمه، کیسه سخت شامه مخصوص ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جداشدگی راست شکمی {ا}: جداشدن عضله راست شکمی در خط وسط ناشی از ضعیف شدگی بافت های نگهدارنده که معمولاً در نتیجه بارداری یا جراحی رخ می دهد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diastalsis [ˌdaɪəˈst�lsɪs] دیاستالسیس ( اسم ) : موج انقباض حرکت کننده رو به پایین در روده کوچک در طول هضم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diarthric [daɪˈɑːrθrɪk] دو مفصلی {صفت}: 1. مربوط به دو مفصل؛ 2. مبتلا کننده دو مفصل به طور همزمان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

= diaphragmatic hernia [da‍iəfrəgmˈ�tik hˈɜːniə] فتق واشامه ای {ا}: بیرون زدگی یک اندام شکمی از طریق فتق واشامه به داخل حفره قفسه سینه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dialysance [dahy - AL - uh - suhns]� دیالیزانس ( اسم ) : معیاری برای سنجش سرعت تبادل خون و مایع همودیالیز یا دیالیز صفاقی، در یک بازه زمانی مشخص ( م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diabetogenous [dʌɪəˈbɛtɪdʒɪnəs]� دیابت زاد ( صفت ) : ناشی از دیابت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

diabetogenous [dʌɪəˈbɛtɪdʒɪnəs]� دیابت زاد ( صفت ) : ناشی از دیابت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextroversion [dɛkstrəˈvɜːrʒən] راست گردی ( اسم ) : حرکت یا چرخش به سمت راست ( مانند چرخش چشم ها )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrosinistral [dɛkstrəˈsɪnɪstrəl] راست چپ سو ( ص ) : 1. امتداد یابنده از راست به چپ؛ 2. توصیف گر فردی که چپ دست است اما خود را برای استفاده از دست ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrodextral [sɪnɪstrəˈdɛkstrəl] چپ راست سو ( ص ) : امتداد یابنده از راست به چپ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistroposition [sɪnɪˈstrəpəˈzɪʃən]� چپ وضعیتی ( اسم ) : جابجایی به سمت چپ

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

dextroposition [dɛkˈstrəpəˈzɪʃən] راست وضعیتی ( اسم ) : جابجایی به سمت راست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextropedal [dɛkˈstrəpɪdəl] راست پایی ( اسم ) : استفاده ترجیحی از ساق و پای راست ■ راست پا {ص}: مربوط به پای راست

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrimaltose [dɛkstrəˈmɒltəs]� دِکستری مالتوز ( اسم ) : نوعی قند که در شیر خشک نوزادان استفاده و حاوی مالتوز و دِکسترین می باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrimaltose [dɛkstrəˈmɒltəs]� دِکستری مالتوز ( اسم ) : نوعی قند که در شیر خشک نوزادان استفاده و حاوی مالتوز و دِکسترین می باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrality [sɪnɪsˈtr�lɪti]� چپ برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام چپ از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

sinistrality [sɪnɪsˈtr�lɪti]� چپ برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام چپ از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrality [dɛkˈstr�lɪti] راست برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام راست از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dextrality [dɛkˈstr�lɪti] راست برترى ( اسم ) : استفاده ترجیحی و ارادی از اندام راست از بین اندام های جفت بدن ( مانند چشم یا دست )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

dextrad [ˈdɛkstr�d] راست سویه {ص}: به طرف راست ( مثلاً در توصیف جهت یک اندام یا ساختار آناتومیک نسبت به خط میانی بدن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

پیشنهاد
٠

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

past medical history ( PMH ) [p�st ˈmɛdɪkəl ˈhɪstəri] تاریخچه پزشکی قبلی {ا}: شرح بیماری، جراحی، بستری ، دارو و مشکلات مهم پزشکی فرد در گذشته PMH {a ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

developmental quotient ( DQ ) [dɪˌvɛləpˈmɛntəl ˈkwoʊʃənt] ضریب رشد/ بهره تکاملی {ا}: نمره ای که از تقسیم سن عقلی کودک ( که توسط جدول رشد گزل اندازه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

devascularization [diːˌv�skjʊləraɪˈzeɪʃn] عروق زدایی ( اسم ) : قطع جریان خون به یک ناحیه با تخریب، انسداد و یا برداشتن رگ خونی