پیشنهاد‌های علی باقری (٣٩,٧٥٣)

بازدید
٣٢,٢٦٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مال مشاع ؛ ( اصطلاح حقوقی ) مال مشاع و یا ملک مشاع مالی را گویند که دو یا چند نفر مالک داشته باشد و سهم هریک مشخص و ممتاز نباشد. ( ترمینولوژی حقوق ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- مال مشترک ؛ در اصطلاح حقوقی مدنی و فقه به معنی مال مشاع است. ( ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعفری لنگرودی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مال مفروز ؛ ( اصطلاح فقهی و حقوقی ) سهم هرمالک در ملک مشاع پس از افراز و تفکیک سهام را مال مفروز گویند، به مالی که سابقه اشاعه نداشته باشد مال مفروز ...

پیشنهاد
١

مال مردم خوری ؛ حالت و عمل مال مردم خور. و رجوع به ترکیب قبل شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال مرهون ؛ ( اصطلاح فقهی و حقوقی ) مالی که مورد رهن واقع می شود خواه منقول باشد خواه غیرمنقول. وجه نقد را نمی توان به رهن داد. ( ترمینولوژی حقوق ، ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال محترم ؛ ( اصطلاح فقهی ) در مقابل مال مباح بکار رفته است. مال محترم یعنی مالی که تصرف در آن بدون مجوز قانونی ممنوع است مانند اموالی که در مالکیت غ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال مردم خور ؛ آنکه مال دیگران را تلف می کند. و آنکه مال دیگران را به وام می گیرد و هرگز ادا نمی کند. ( ناظم الاطباء ) . کسی که مال دیگران را به تصرف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال کاسد؛ مالی که کم فروخته شود لهذا کساد بازار به معنی عدم فروخت است. ( آنندراج ) . مالی که کمتر بفروش رود و خریدار اندک داشته باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال مباح ؛ ( اصطلاح فقهی وحقوقی ) اموالی که ملک اشخاص حقیقی یا حقوقی نباشد یعنی به عنوان مالکیت در اختیار اشخاص نباشد. ( ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- مال غائب ؛ مالی که مالکش پیدا نباشد مثلاً شخصی به سفر رود و مدتی خبر مرگ و حیاتش منقح در میان نباشد، پادشاه مال او را جهت احتیاط زیر مهر خود امانت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال کاسب ؛ مال پر و ارزان ، چون میوه ارزان شود گویند مال کاسب شده است یعنی به حدی ارزان گشته که به مردم کاسب و اهل حرفه که اکثر مفلس و مفلوک می باشند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال ضمان ؛ ظاهراً پرداخت مالی به حکام و سلاطین بود که مردم ناحیه ای به عهده می گرفتند شاید مصونیت از تعرض و جز آن را : گرگانیان بترسند و مال ضمان دو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال ضامن ؛ کسی که ضمانت می کند ادای مال الاجاره و یا بدهی دیگری را. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال ضامنی ؛ ضمانت مال الاجاره و یا بدهی کسی را. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال شاه ؛ ( اصطلاح حقوقی ) مالک مقداری دام را به کسی ( عامل ) می دهد که نگهدارد و مقداری روغن یا پنیر یا کشک ( و مانند اینها ) به مالک بدهد و باقی من ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال صامت ؛ طلا و نقره. ( ناظم الاطباء ) . زر و نقره و مانند آن. ( آنندراج ) . زر و نقره. ( فرهنگ رشیدی ) . و رجوع به صامت شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال تلف کردن ؛ بر باد دادن دولت و ثروت. ( ناظم الاطباء ) . تلف کردن مال. از بین بردن مال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال زنده ؛ گله و رمه و ستور. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال دنیا ؛ عَرَض. ( منتهی الارب ) . دارایی و خواسته این جهانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال بی صاحب ؛ مالی که صاحب نداشته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ) . - || چیزی که آن را ارزان فروشند یا در نگاهداری آن اهمال کنند. ( فرهنگ فارسی معین ) .

پیشنهاد
١

مال تحصیل کردن ؛ دولت و ثروت تحصیل کردن و جمع نمودن. ( ناظم الاطباء ) . تحصیل کردن مال. بدست آوردن مال.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال المضاربه ؛ ( اصطلاح فقهی و حقوقی ) سرمایه ای که به عامل برای تجارت به عنوان مضاربه داده می شود. ( ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعفری لنگرودی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال الشرکه ؛ ( اصطلاح حقوقی ) مال مشترک را گویند و در شرکت عقدی بکار می رود نه در شرکت قهری مثلاً ترکه را قبل از تقسیم بین ورثه مال الشرکه نمی گویند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال الکفاله ؛ ( اصطلاحی فقهی و حقوقی ) کفالت عقدی است که بموجب آن یک طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد کند. تعهد کننده را کفیل و طرف او را مکفول له و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال المصالحه ؛ ( اصطلاح فقهی و مدنی ) مالی که مصالح در عقد صلح به طرف خود منتقل می کند و آن را مال الصلح نیز گویند. ( از ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال الرضا ؛ زری که از رعایا در وجه خراج و مال و جهات می گرفتند. . . ( از برهان ذیل همداستانی ) . و رجوع به معنی دوم همداستانی شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مال الرهانه ؛ مرادف مال مرهون است. ( ترمینولوژی حقوق ، تألیف جعفری لنگرودی ) . رجوع به ترکیب مال مرهون شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال السلاح ؛ پولی که به بهای اسلحه برای سپاه داده می شد و آن نوعی از خراج بوده است که عمال حکومت از رعیت می گرفتند. ( فرهنگ فارسی معین ) : فلان ظالم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مال التجاره ؛ کالای بازرگانی. بضاعت بازرگانان. متاع تاجران. جنسی که بازرگانان خرند و فروشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مال الاجاره ؛ آنچه به صاحب ملک از نقد و جنس داده می شود. ( ناظم الاطباء ) . وجهی که مستأجر بابت استفاده از خانه ، دکان یا ملک به موجر دهد. اجاره بها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مال اخروی ؛ کار خیری که در قیامت پاداش آن داده می شود. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
١

از مال پس است و از جان عاصی ، نظیر: حریف باخته باخود همیشه در جنگ است. ضرر تلخ است. ( امثال و حکم ج 1 ص 148 ) .

پیشنهاد
٠

مال دنیا به دنیا می ماند ، یعنی باید مال را صرف کرد و بر سر آن نزاع نکرد. ( امثال و حکم ایضاً ) .

پیشنهاد
١

مال را به روی صاحبش خرند ، یعنی فروشنده راگشاده رویی و چرب سخنی باید. ( امثال و حکم ایضاً ) . مال مال اﷲ است ، تعبیری مثلی است ، او مال همه کس را خو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- نقش بی مآل ؛ نوشته های بیفایده و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
١

یاران حقیقت مآل ؛ دوستان با صداقت و اخلاص. ( ناظم الاطباء ) . || اساس و اصل و بنیاد. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مآل مقال ؛ نتیجه کلام. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیرالمآل ؛ خوبی سرانجام. خوشی عاقبت : شکر یزدان را که روزی کرد از این خدمت مرا لذت خیرالمآل و راحت حسن المآب. امیرمعزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظفرمآل ؛ که به پیروزی پایان یابد. که سرانجام آن با پیروزی توأم باشد : رایت ظفرمآل قرین دولت و اقبال به صوب ماوراءالنهر شتابد. ( حبیب السیر چ قدیم ته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخنده مآل ؛ که سرانجامی مبارک دارد. که دارای پایانی خوش و مبارک است : مجملی از حال فرخنده مآل حضرت ولایت پناه. ( حبیب السیر چ قدیم تهران جزو 4 از ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مآل ؛ بی نتیجه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیرالمآل ؛ خوبی سرانجام. خوشی عاقبت :

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احوال خیرمآل ؛ چگونگی و وقایعی که عاقبت و سرانجام آنها به خوبی و خوشی باشد و کیفیات خوش بختانه. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افعال شقامآل ؛ کارهایی که نکبت و خواری آورند. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ربیعةالرأی ؛ شیخ مالک است. ( منتهی الارب ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رأی قاطع ؛ نظر قطعی. رأی قطعی. تصمیم قطعی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مستبدبرأی ، مستبدالرأی ؛ خودرای. دیکتاتور. که غیر از نظر خود نظری را نپذیرد. که جز به رأی و عقیده خود برای رأی دیگری ارزشی قائل نشود. که نظر و عق ...

پیشنهاد
١

رأی اعتماد دادن ؛نظر موافق دادن. در اصطلاح محافل پارلمانی رأییست که در تأیید برنامه یا عمل دولت از جانب وکیلان و یا سناتورها داده میشود، و در چنین ...

پیشنهاد
٠

رأی جمع کردن ؛ در اصطلاح انتخابات ، دست و پا کردن رأی و نظر به سود خود یا برای دیگری. فعالیت کردن برای جلب آراء موافق.

پیشنهاد
١

تفسیر به رأی کردن ؛ تفسیر کردن قرآن چنانکه پسند خاطر مفسر باشد نه چنانکه حاق واقع است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) .