پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
الف : عسل واژه ی عسل در فارسی از واژه ی ئسل گرفته شده که ئسل خودش از لغت ایرانی azā به معنای صمغ یا شیره گرفته شده که آنرا در لاتین asa میخوانند. آس ...
آتش پرست=خدمت گذار آتش ، مثل پرستار به معنی خدمت گذار مریض . نه به معنی پرستنده ی بیمار . پرستش به معنی خدمت و خدمت گذاری است . در شاهنامه واژه ی پرس ...
1 - شکر ریشه واژهٔ شکر در فارسی از sharkara ( ساکارا ) گرفته شده است. که در زبان سانسکریت به گیاه نیشکر اطلاق می شده است . سپس به صورت سکر از فارسی ب ...
در زبان هندی به کریستال" خاندا "گفته می شود که ریشه "قند" در فارسی و "Candy"در انگلیسی است.
1 - انگور واژه ی انگور که در زبان فارسی آمده در زبان های زیر به شکل زیر دیده می شود . اردو ، سندی ، پشتو ( انگور ) اندونزیایی ، سوندایی ، مالایی ...
ریشه لغت انگور در لغتنامه سکایی - ختنی به شکل kūra و kola ثبت شده است. در زبان آذری ( ترکی ) ما به انگور نارس غورا می گوییم این واژه در زبان فارسی نی ...
در زبان هائیتیایی Rezen و در زبان فرانسوی Raisins به معنی انگور آمده احتمال می رود با واژه رزین و رزان ارتباط معنایی داشته باشند
غورا در زبان آذری به معنی انگور کال و نرسیده می باشد البته ریشه لغت انگور در لغتنامه سکایی - ختنی به شکل kūra و kola ثبت شده است. بر این اساس عده ای ...
واژه ی جهل از جهله ( جهلت ) گرفته شده است . جهله به بیابانی گفته می شود که انسان در آن جهات ( چهار جهت اصلی ) را گم کند و به ظن خود در جهت اشتباه حرک ...
کاسا در زبان آذری به کاسه گفته می شود
در زبان آذری آیران یا ائیران گفته میشود .
در زبان آذری حمالی در خانه های چوبی به بزرگترین تیر ی گفته می شود که تیر های دیگر سقف روی آن سوار می شوند . امروزه در خانه های تیر آهنی به آن کش گفته ...
واژه ی پرتو در زبان فارسی به معانی زیر آمده است فروغ؛ روشنی؛ شعاع ، تاب، تابش، درخشش، روشنایی، ، سو، ، شعشعه، ضیا، ، نور اما معنی اصلی پرتو در بیشتر ...
ویل در زبان عربی یا فارسی به معنی چاهی در جهنم است واژه ی انگلیسی Well به معنی چاه احتمالااز این واژه گرفته شده است .
در زبان سبوانو Maayo به معنی چاه و استخر هم آمده است .
در زبان های زیر به معنی چاه آب هم آمده است اویغوری یاخشی ازبکی Yaxshi ترکی آذربایجانی Yaxşı quyu
لامپ در زبان های زیر به معنی نور و روشنی آمده است . در زبان چکی Lemah ، کاتالانLlum ، هائیتیایی Limye ، که به نظر می رسد تغییر یافته ی light در زبان ...
در زبان فارسی شاین یا شایین به معنی درخشش ، روشنی ، درخشندگی، خوشبختی ، می باشد این واژه در زبان ترکی هم دیده می شود . قوْى قوزولار آیین - شایین اوْ ...
نگاه کنید به واژه شاین
واژه ی کتاب در زبان پهلوی "نامک " که بعدا پسوند ( ک ) به ه تبدیل شد مثل ستارک تبدیل شد به ستاره نامک مأخوذ از "نام "، کردی "نامه " ( = مراسله ) ( از ...
ریسیور ( Reservar ) در زبان های فرانسوی و اسپانیایی و در زبان کاتالان ، گالیسیایی ( Reserva ) به معنی کتاب می باشد . ولی در اصطلاح به گیرنده یا دریاف ...
واژه ی پین که یک واژه ی ترکی است از زبان ترکی به زبان های اروپا یی نیز وارد شده است . پین در زبان انگلیسی به معنی سوزن و یا هر چیز ریز ریز و نوک تیز ...
ستاره کلمه ای است که در زبان اصلی ( پهلوی ) استره بوده . این کلمه به معنای شئ پرنور می باشد. یکی بودن واژه ی ستاره ( astron ) تقریباً در همه ی زبان ه ...
به ماده ی خوک وحشی همان خوک گفته می شود گراز به جنس نر آن گفته میشود . در زبان ترکی به خوک ماده مَکَرچین هم گفته می شود. خوک بی مو یا کم موی اهلی دست ...
ز وزدا Zvezda نام کانال تلویزیونی در کشور شوروی است . Zvezda در زبان روسی به معنی ستاره است . " زوزدا" خود را "میهن پرست" توصیف می کند و یکی از حساس ...
لین چان که در سریال جنگجویان کوهستان نقش اصلی را داشت اسمش از Lintang گرفته شده که در زبان جاوه ای به معنی ستاره است . 108 ستاره در این سریال قهرمان ...
فتو ( Fetu ) در زبان ساموآیی به معنی ستاره است .
به گوشت در زبان ازبکی Gosht ، تاجیکی Gusht ، پشتو ( غوښه ) ، اردو ( گوشت ) ، سندی گوشت ، اویغوری ( گۆش ) گفته می شود . همچنین در زبان هندی maans و در ...
خوک تغییر یافته ی پگ ( pig ) در زبان کردی هست . این واژه در زبان انگلیسی به شکل pig و hog امروزه کاربرد دارد . در زبان پارتی هوک ( huk ) نامیده شده . ...
در زبان گرجی به خوک ghori گفته می شود . قوری چای که به شکل خوک ساخته می شده خواستگاهش از این سرزمین هست به این خاطر به این نام نامیده شده
در زبان آذری به رقصیدن اویناماخ گفته می شود . اویین تورکی همان رسم و آیین فارسی است اویین به آن نوع بازی گفته می شود که دارای رسم و رسوم باشد . رقصید ...
واژه ی آئین یک واژه ی ترکی است = آییْن و اوْیوُن = جشن ، مراسم جشن باستانی و سالیانه ی ترکهای چین از مصدر اویناماخ ( رقصیدن در جشن یا بازی کردن همراه ...
= آییْن و اوْیوُن = جشن ، مراسم جشن باستانی و سالیانه ی ترکهای چین دکتر کزازی در مورد واژه ی " آیین " می نویسد : ( ( آیین در پهلوی در ریخت ادون adwēn ...
اصلا در روسیه به آبvody گفته می شود . و ودکا از این واژه گرفته شده است .
در زبان آذری به خورشید ( گؤن ) در زبان های ترکمنی استانبولی و ترکی آذربایجانی گؤنَش ( Goonash ) در زبان های قیرقیزی و قزاقی کؤن ( koon ) و در زبان مغ ...
ماتاهاری ( Matahari ) در زبان های مالایی و اندونزیایی به معنی خورشید می باشد .
در زبان ترکی استانبولی به شتر deve گفته می شود به معنی دیو مانند یا مثل دیو
به شتر در زبان ترکی دؤوه گفته می شود که تغییر یافته دیوه می باشد به معنی دیو مانند یا مثل دیو
در زبان آذری به کوه داغ گفته می شود در زبان های زیر با کمی تفاوت به کوه داغ یا تاغ می گویند . ترکمنی ، ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی Dag در زبان ا ...
از آنجا که در برخی کشورها مجسمه حیوانی که برای آنها مقدس بود را بر سر خروجی آب قرار می دادند، مثلا در فرانسه سر خروس و در اتریش بر سر خروجی آب، سردیس ...
آلپ به معنی کوه بلند
به آب در زبان آذری سو گفته می شود . همچنین در زبان های زیر هم به آب سو گفته می شود . ترکی آذربایجانی Su ، ترکی استانبولی su ، ساموآیی Suavai ، قرقیز ...
در زبان آذری به رودخانه "چای " گفته می شود که از زبان تاتاری گرفته شده که تاتارها به آب چای می گویند .
به رودخانه در زبان آذری چای در زبان ترکی استانبولی ایرماق گفته می شود . در زبان ارمنی به آب :" اؤر " گفته می شود . که در واژه ایرمان دیده می شود
فره در اصل به معنی نور ، آتش ، و روشنایی است . واژه ی Fire که در زبان های انگلیسی و اروپایی به معنی آتش است با این کلمه هم ریشه می باشد. .
در زبان پشتو به رودخانه سند گفته می شود .
در زبان ترکی به رودخانه ( چای ) cay و در زبان ترکی استانبولی ) ırmak ائرماق ) گفته می شود . کردی cem ( چیم ) دقت شود به چم های کنار رودخانه قزاقی ...
در زبان کره ای به رودخانه گنگ ( gang ) گفته می شود .
گنگ ( Ganges ) بزرگترین و معروفترین رودهندوستان با ۲۵۰۶ کیلومتر طول است. این رود از مرکز کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و سراسر شمال هند و نیز کشور ب ...
در زبان کردی به رودخانه cham ( چم ) گفته می شود . چم در زبان ترکی به معنی: اصول، راه و روش، فوت و فن، ترفند، هم آمده است. مثل "بیر ایشین چمین تاپاق، ...