پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
در زبان قزاقی به رودخانهuzan ( اوزن ) گفته می شود .
راکی ( Rocky ) در زبان انگلیسی یعنی صخره ای کوهستان راکی یعنی کوهستان سنگی یا صخره ای
کیوی ( kivi ) در زبان فنلاندی به معنی سنگ می باشد . مخصوصا سنگ های صاف و صیقلی به اندازه میوه ی کیوی KIVI - PEKKA a very reliable machine. KIVI - PE ...
در زبان کردی به سنگ ( Kevir ) گفته می شود
پرس در زبان فرانسه به معنی سنگ هست
کامیون در زبان لهستانی به معنی سنگ ( Kamienie ) هست . احتمالا کامیون را به این خاطر به این نام نامیده اند که سنگ ها را در معادن جابجا می کرده است . ...
میشکا نوعی شیرینی هست که در مراسم عزاداری و سر مزار و در مساجد در مراسم های مختلف استفاده ی آن در ایران مرسوم است . در زبان اسلوونیایی ( Miška ) به ...
به موش در زبان ترکی سیچان ( Sichan ) گفته می شود در معنی لغوی حیوانی که مکرر و لحظه به لحظه فضله اندازد و در معنی اصطلاحی ترسو . ترکی استانبولیsıchan ...
در زبان آذری به گاو در حالت کلی " اینک " inek یا "قارا مال "گفته می شود . ولی همان طور که عرب ها به شتر اسامی مختلفی داده اند در زبان ترکی گاو هم به ...
به درخت در زبان ترکمنی ، ترکی آذربایجانی ، ترکی استانبولی ( آغاج ) قزاقی ( آغاش ) گفته می شود .
در زبان آذری به گاو نر ( ورزو ) اؤکؤز می گویند . گاونر در زبان های زیر به این شکل آمده است انگلیسی ، اویغوری ox ترکمنی ، استانبولی ، قیرقزی ( اؤکؤز ...
در زبان آذری به گاو نر ( ورزو ) اؤکؤز ( ukuz ) می گویند . گاونر در زبان های زیر به این شکل آمده است انگلیسی ، اویغوری ox ترکمنی ، استانبولی ، قیرقز ...
در زبان ترکی به درخت زنده آغاج یا آغاش گفته می شود . و به درختی که بریده شده و زنده نباشد اگر در سقف خانه به کار برده شود " تیر " اگر به شکل ستون خان ...
در زبان آذری به کیسه زهر ی که در کبد وجود دارد اود ( Od ) گفته می شود که به معنی سم می باشد همچنین به زهر مار ( آق ) گفته می شود اصطلاح "ایچوا آق قات ...
آتابک = آتابئیگ = آتا ( پدر ، بزرگ ) بیگ = خان بزرگ ، خان خانان ، وزیر ، سابقاً از رتبه های درباری در حکومت های ترک
= آباجیْ = آغاباجی = آغا ( پیشونداحترام برای خانمها ) باجی ( خواهر ) = خواهر مکرمه و بزرگوار
آستان آستانه در زبان ترکی آستایانه بوده = = آست ( = زیر ، پائین ، مقابلِ اوست = رو ) یانه ( طرف ) = پائین دست ، طرف پائینی خانه ، پیشگاه ، پائین د ...
آزار = آز ( آزماق = منحرف شدن ، گم شدن ، بیمار شدن ) ار ( پسوند ) = بیماری ، ( رفتارِ ) غیر صحیح و با اذیت ؛ آزار دوتماق = بیمار شدن ، توْیوق آزاری = ...
آز تغییر یافته ی واژه آج بوده که در ترکی به معنی گرسنه می باشد . = آج = گرسنه ، حریص ؛ آزمند = آدم گرسنه و حریص و طمعکار ؛ آج آدام = آدم حریص و گرسنه ...
اوْردوُ = اور ( وسط ) دو ( پسوند ) = مرکز ، پایتخت ، مرکز مملکت ، قشون وتجهیزاتشان ، محل گشت و گذار که بصورت گروهی می روند ، محل تفریح و تفرج ؛ اردوک ...
آذربایجان = آذ ( و آس = نیت خیر ، اوغور ، نام قوم معروف ) ار ( جوانمرد ) بای ( = بیگ ) جان ( پسوند مکان ) = مکان خان جوانمرد قوم آذ ، آذربیگستان ؛ نا ...
واژه ی اوجاق یک واژه ترکی است که در اصل اودجاق بوده که برای سهولت اوجاق تلفظ شده . ( اود جاق ) اود به معنی آتش و جاق پسوند مکان به معنی محل آتش یا آت ...
در زبان آذری به ببر توغای گفته می شود . ببر در پهلوی در همین ریخت کار برد داشته است . واژه ی توغای در زبان آذری با واژه های Tiger انگلیسی ، Tiger آ ...
در زبان آذری به گاو و هر حیوان باربر و یدک کش مال گفته شده . در زبان کره ای به اسب مال می گویند . در اصطلاح ترکی مال به آدم نفهم و کودن و کم عقل هم گ ...
قزاقیستانی ها به اسب Jılqı می گویند که همان ایلخی است ( رمه و گله ٔ اسبان ) که در زبان فارسی به آن خیل ( گروه اسبان ) گفته می شود و واژه خیلی را از آ ...
اسب که در فارسی فرس هم نامیده می شود به انگلیسی رفته وبه Horse تبدیل شده اما در زبان آذری به اسب آت گفته می شود همان طور در زبان های تاتاری، استامبول ...
نا خون به معنی بدون خون است جزعی از بدن که در آن خون وجود ندارد .
یک ابزار میله ای از جنس فلز که دارای نوک تیز کج شده می باشد جهت درآوردن انواع نان های تنوری که در حین پخت نان ممکن است در داخل تنورهای سنتی بیفتد و ه ...
تئاتر واژه ای است که در ترکی به آن " تئیات" گفته می شود در اصل به معنی نمایش سرگرم کننده است تئیات چیخاتماخ یعنی نمایش برای سرگرم کردن معنی می دهد . ...
دارو یعنی منسوب به درخت . دار در زبان فارسی به درخت گفته می شود و حرف واو هم پسوند نسبت است مثل پارو ، جارو . چون دارو را در قدیم از برگ درختان می سا ...
دکتر کزازی در مورد واژه ی " چاک" می نویسد : ( ( ریشه و معنای بنیادین چاک بر من روشن نیست. . . انگار که چاق در ”چاقو ”نیز ریختی است از "چاک ": چاقو ( ...
در زبان ترکی کؤشَن یعنی صحرا . کوشانیان و یا دولت کوشانی از این واژه گرفته شده است به معنی صحرا نشینان که در اصل کوشانیان تغییر یافته ی کُؤشکَنلَر بو ...
کوچ یک واژه ی آذری است که تغییر یافته ی واژه کؤش می باشد در زبان ترکی کؤشَن یعنی صحرا . کوشانیان و یا دولت کوشانی از این واژه گرفته شده است به معنی ص ...
دولمه یک واژه ترکی از مصدر دولماق به معنی پرشدن . دولمه یعنی پر شده . نوعی غذا که داخل برگ مو پیچیده شده یا غذایی که داخل فلفل دولمه پرشده باشد . به ...
قانشار یا قنشر در زبان آذری به معنی جلو می باشد .
قزل اوزن در لغت ترکی طلای شناور و در معنای اصطلاحی یعنی: رود ارزشمند.
گُمش در زبان آذری به معنی نقره می باشد . قزیل گمش یعنی طلا و نقره
دیلاق یا دایلاخ یک واژه ترکی است . دایلاخ یک نوع شتر ی است با گردنی دراز و کم مو و لاغر که از نوعی شتر ماده که آن هم "اروانه" نامیده می شود متولد شده ...
باتلاق که در زبان ترکی پاتلاق هم تلفظ می شود از مصدر باتماق گرفته شده به معنی فرو رفتن در گل ، لاق در زبان آذری پسوند مکان است هم معنی زار در فارسی . ...
به باند در زبان آذری ساریق گفته می شود از مصدر ساریماق به معنی پیچیدن چیزی به دور چیز دیگر مخصوصا زخم واژه ی فارسی بند به زبان های غربی وارد شده و در ...
در زبان ترکی اوشاق گفته می شود که در فارسی بچه گفته می شود در حیدر بابای شهریار می خوانیم . حیدربابا ، گون دالیوی داغلاسین ( حیدر بابا پشت تو همیشه ...
جغد در زبان آذری گئـجه قوشی می باشد به معنی مرغ شب . در حیدر بابای شهریار می خوانیم . بایرامیـدی، گئـجه قوشی اوخوردی، ( به یاد دارم که چه شب خاطره ا ...
معنی سخن چین در زبان آذری سؤز گزدیرَن یا سؤزچول می باشد .
به خاکستری در زبان آذری "بوز " گفته می شود . حیدربابا، داغین داشین سره سی، ( حیدر بابا به یاد داری طبیعت سحر انگیز کوه و کمر را ) کهلیک اوخور، دالی ...
تیکمه داش در زبان آذری به معنی سنگ های چیده شده و یا کاشته شده می باشد . تیکمک یعنی چیدن به شکل عمودی . داش هم به معنی سنگ . تیکمه داش در اینجا اسم خ ...
کپه داغ در اصل کُـپّه داغ می باشد . یعنی کوهی که بر اثر متورم شدن از دل زمین یا خاک بیرون آمده است. کُـپَّک به معنی باد کردن و بالا آمدن معنی می دهد ...
قره قوم در ترکی به معنی ماسه ی سیاه یا شن سیاه می باشد . اما در اصل به شن های نرم اطراف رودخانه گفته می شود . که در فارسی به آن احتمالاً ماسه بادی می ...
در زبان آذری به پررو" اوزلو" می گویند که یک اصطلاح است . معنی تحت الفظی آن به فارسی" رودار " می شود .
معنی قره آتلو در زبان آذری دارنده ی اسب سیاه می باشد . آت در زبان آذری به معنی اسب و لو هم پسوند نسبت و دارندگی است و قره هم به معنی سیاه . در اینجا ...
در زبان آذری به جوانمرد" ایگیت" گفته می شود . حیدربابا، ایگیت امک ایتیرمز، ( حیدر بابا آگاه باش و بدان که جوانمرد هیچ وقت نان و نمک و زحمت کسی را از ...