پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
درستش قئیش چرمی باشد . قئیش در ترکی کمربند را گویند
قیش به ترکی قئیش به معنی چرم و به کمر بند چرمی هم گفته شود . قورشاق هم به شالی گفته می شود که به کمر می بندند . قورشاق سالّاماق در قدیم رسمی بود که د ...
دوغان در زبان ترکی به معنی زاینده از مصدر دوغماق به معنی زاییدن . مثل اسم زاینده رود . در معنی افزاینده نیز می باشد . دوغان شهر یعنی شهر در حال افزایش
در زبان ترکی نین به لانه مرغ گفته می شود من تویوق تک ، اؤز نینیمده دوستاغام ایللر بویو // بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو "نین" دن نجات من مانند مرغ ...
ایده در زبان ترکی به معنی سنجد و یا درخت سنجد می باشد . ایده آغاجی یعنی درخت سنجد . ایدَلو یعنی جایی که آنجا درخت سنجد زیاد است . یا جایی که سنجد در ...
اریگ در زبان ترکی به معنی زرد آلو و به درخت زرد آلو هم گفته می شود . اریگ آغاجی یعنی درخت زرد آلو . اریگلو جایی که در آنجا درخت زردآلو زیاد باشد . م ...
سراشیبی در زبان ترکی می شود " ائوز آشّاقی"
به در رفتگی در زبان ترکی چئخیق گفته می شود . از مصدر چئخماق به معنی در آمدن
ابراهیم تاتلیسس در زبان ترکی به معنی ابراهیم شیرین صدا یا ابراهیم خوش صدا معنی می دهد . تاتلی در زبان ترکی استانبولی یعنی شیرین و سَس هم یعنی صدا و آ ...
زندانی در ترکی می شود "دوستاق" ( دوستاغ ) من تویوق تک ، اؤز نینیمده"دوستاغام " ایللر بویو // بیر خوروز یوللا تاپام من بلکی بو نین دن نجات من مانند م ...
سرگرم کردن در ترکی می شود " باشی قاتماق " من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟/"باشیمی قاتیب" اوشاقلار من ِ بچه چه می فهمیدم ؟ بچه ها ( در عالم بازی های کودک ...
به تحریض کردن در زبان ترکی 《 ایتیتمَک 》گفته می شود . ایتیتمک در لغت به معنی تیز کردن چاقو یا شمشیر گفته می شود . در اصطلاح به تحریض و تحریک دو نفر بر ...
دان در زبان ترکی به معنی صبح زود ، صبح الطلوع است . به ستاره ی صبح دان اولدوزی گفته می شود . دان اولدوزی ایسته ر چیخا گؤز یالواری چیخما / او چیخماسا ...
صبح شدن ، سپیده دمیدن در اصطلاح ترکی می شود "صبح یاریلماق " قورخوم بودی یار گلمه یه بیردن یاریلا صبح /باغریم یاریلار صبحوم آچیلما سنی تاری! من از آن ...
زهر ه ترک شدن در اصطلاح ترکی می شود "باغری یاریلماق " قورخوم بودی یار گلمه یه بیردن یاریلا صبح /باغریم یاریلار صبحوم آچیلما سنی تاری! من از آن می تر ...
چشم به راه داشتن در اصطلاح ترکی " آسیلی قالماق " در معنی لغوی آویزان ماندن . گؤزلر آسیلی یوخ نه قارالتی نه ده بیر سس چشم ها به راه دوخته شده بدون شب ...
دل درد در زبان ترکی" سانجیلانماق " دوز واختا دولار تاختا – طاباق ادویه ایله / اونداکی ننه م سانجیلانار زنجفیل اولماز در حالت عادی طبق چوبی ما پر از ...
در اصطلاح تورکی "چوپه دؤنمَک" یعنی لاغر شدن و دچار سوء تغذیه شدن ملت غمی اولسا ، بو جوجوقلار چؤپه دؤنمه ز / اربابلاریمیزدان دا قارینلار طبیل اولماز ...
نحیف در زبان ترکی یعنی " جانسیز "
در زبان ترکی"گوزله" ! یعنی به همین خیال باش
دوقوز در زبان ترکی به معنی خوک می باشد
گردن گرفتن در زبان ترکی " بویون آلماخ "
برون در زبان ترکی به معنی بینی می باشد . همچنین به معنی پیچ جاده هم می باشد . مثال قیزیل برون ، گوی برون . داشلی برون یعنی پیچ سنگلاخ . البته در اینج ...
داشلی در زبان ترکی به معنی سنگلاخ است در اینجا اسم خاص می باشد
قوجا یک واژه ی ترکی می باشد به معنی پیر . قوجالیق یعنی دوران پیری . قوجالماق یعنی پیر شدن
در زبان ترکی به عبوس " قاش قاباقلی " گفته می شود.
در زبان ترکی " گوزی قانسیز " به آدم جسور گفته می شود
در زبان ترکی " قارین قورساق سیز " یعنی بی تحمل ، بی جنبه قارین قورساقی یوخدو یعنی تحمل ندارد.
در زبان ترکی "قارا وای ویرماق" یعنی فال بد زدن
در زبان ترکی " یومورتا " یومورتا به فارسی یعنی چیزی که به صورت گرد یا مچاله شده در آمده باشد مثلا در ترکی به مشت دست یوموروق گفته می شود .
در ترکی "باشدان آیاقا "
در زبان ترکی یانشاماق یعنی وراجی کردن
قارا سواد و یا کورا سواد در اصطلاح ترکی به معنی بیسواد .
بی ارزش در زبان آذری به کنایه "ائته آتسون ائت یئمز " ( جلو سگ بیندازی سگ نمی خورد ) . کنایه از اینکه خیلی بی ارزش است .
به شلوغ کاری کردن در زبان آذری " آت اوینادماخ " ( اسب دواندن ) گفته می شود . آت اوینادما در اصطلاح ترکی یعنی شلوغ نکن
حسادت در زبان آذری "سانجیلانماخ " معنی تحت الفظی ( دل درد گرفتن ، شکم درد ) در اصطلاح حسادت . به آدم حسود ( قارنی زیقلی ) هم گفته می شود.
شلوغی در زبان آذری " باساباس "
معادل به رخ کشیدن در زبان آذری " اوزه چکمک " می باشد . به رخ کشیدن : [عامیانه، کنایه ] به چشم آوردن، یادآوری کردن.
در زبان آذری به التماس کردن "یالوارماخ " گفته می شود . همچنین در ترکی " ائیلان دیلی چئخارتماخ " ( زبان مار در آوردن ) یا ( مثل مار در برابر کسی زبان ...
در زبان ترکی به پارتی بازی اوزگورَنّیک ( روی همدیگر را در قفا و پنهانی دیدن ) گفته می شود.
لب : در زبان پهلوی نیز لب تلفظ می شده در گیلکی لپ و در کردی با لفظ لوچ . لبه به قسمت بیرون زده ی هر چیزی گفته می شود . لبه از لب ه ترکیب شده و ه در آ ...
مات در زبان ترکی و فارسی به معنی ساکت ماندن به علت حیرت و تعجب بیش از اندازه می باشد طوری که از تعجب زبان انسان بند آید . واژه مات ترکی و فارسی با کل ...
واژه ی ابد با واژه پا هم ریشه می باشد . پا در زبان پهلوی با لفظ pād آمده است به معنی انتها و قسمت پایین و متضاد آن اپد بوده به معنی بدون انتها. اپد ب ...
در زبان فارسی به هر طرف دروازه یا بار چهار پا یک لینگه ی گفته می شود . بعد ها این لفظ به چیزهای دیگر مثل لینگه ی پا و لینگه کفش نیز کاربرد پیدا کرد . ...
در زبان فارسی به هر طرف دروازه یک لینگه ی در گفته می شود . بعد ها این لفظ به چیزهای دیگر مثل لینگه ی پا و لینگه کفش نیز کاربرد پیدا کرد . واژه لنگ به ...
الف ) پا پا در زبان پهلوی با لفظ pād آمده است به معنی انتها و قسمت پایین و متضاد آن اپد بوده به معنی بدون انتها اپد به عربی رفته و به ابد تبدیل شده ا ...
واژه ی قوزک یک واژه ی ترکی از مصدر " قؤزاق " به معنی برآمده و برجسته . بادکرده . این واژه پس از ورود به زبان فارسی به "گوژ " و یا به لفظ " کوژ " و در ...
پوتین از واژه ایغوری " پوُت " گرفته شده که به معنی پا در زبان ایغوری می باشد . پوتین یعنی شبیه به پا یا پاپوش در زبان اویغوری
پایه یعنی شبیه به پا
در زبان گیلکی یعنی رودخانه. رودبار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رودبار " می نویسد : ( ( رودبار در پهلوی روتبار rōt - bār به معنی کناره ی رود است؛ با ...