پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
لحاء[ اصطلاح طب سنتی ]ریشه های باریک نبات است.
لزاق و لزوق[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه بر عضو بچسبانند و با چسبندگی باشد. "لطوخ"به معنی اندودن چیزی است بر عضو که از طلا غلیظ تر و از ضماد رقیق تر باشد.
کیموس[ اصطلاح طب سنتی ]اخلاط متولده از هضم کبدی است.
لخلخه[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه با مایعات در ظرفی کرده بر هم زده بو کنند.
کماد[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه گرم کرده بر عضو بندند مثل تکمید به سبوس گندم.
کثیف[ اصطلاح طب سنتی ]به خلاف لطیف و آن چیزی است که اجزای او به دشواری قبول انفصال از کیفیت بدنی کند و نفوذ در اجزای بدن به سرعت ننماید.
مغری: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی تغریه کننده و آن دوای یابسی رانامند که درآن رطوبت لزجه باشد که بچسبد بمنافذ و فو هات منافذ و سد کند و مانع سیلان گردد ما ...
مبهی: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی به حرکت در آورنده قوت باه و زیاد کننده ماده آن که منی و ریاح غلیظه منعظه است و آن دوائی را نامند که تولید ماده منی و ریا ...
لزج: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی چسبنده وآن دوائی را نامند که بالفعل و یا بالقوه در حین تاثیر حرارت مزاجی در آن قابل امتداد گشته اجزای آن ازهم منقطع نگرد ...
کاسرالریاح: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی شکننده و دفع کننده ریاح و آن دوائی را نامند که قوام ریاح غلیظه محققه اعضا را بقوت حرارت و تجفیف خود رقیق ساخته دف ...
لادغ: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی گزنده و آن دوائی را نامند که بقوت حرارت و شدت نفوذ خود در عضو فرو رود و تفرق اتصال در منافذ کثیره قریبه بهم احداث نماید ...
قاشر: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی خراشنده پوست و جدا کننده آن و آن دوائی را نامند که بسبب قوت جلای خود جلا دهد و ببرد پوست فاسد عضو را مانند قسط و زراوند ...
کاوی: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی داغ کننده و سوزنده و مراد از آن دوائی است که جلد را بسبب شدت احراق و تجفیف خود بهم در آورد و مجاری اخلاط آن را مسدود ساز ...
قاتل: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی کشنده وآن دوائی را نامند که بسبب ضدیت خود روح حیوانی و قوی را فاسد و فانی گرداند و هلاک سازد مانند افریبون وافیون و بیش ...
عاصر : [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی فشارنده و آن دوائی را نامند که بسبب قوت قبض و جمع خوداجزاعضو را بفشارد تا آنکه آنچه از رطوبات رقیقه در خلل و فرج آن اس ...
غسال: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی شستشو دهنده وآن دوائی را نامند که بقوت جالیه منفعله خود که رطوبت باشد نه به قوت فاعله که حرارت باشد بحرکت و سیلان در آور ...
دابق: [ اصطلاح طب سنتی ] دوائی را نامند که بسبب لزوجت جوهر کثیف خود بدست بچسبد مانند دبق
رادع:[ اصطلاح طب سنتی ] یعنی مانع و بازگرداننده. ردع در برابر جذب است؛ و رادع دوایی است که به سبب طبیعت سرد و قوه قبض خود حدّت گرمای عضو را می شکند و ...
خاتم: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی تمام کننده زخمها و آن دوائی را نامند که بسبب قوت مجففه خود بر سطح ظاهر جراحت تفرقی و رطوبطی نگذارد و خشک کند آنرا و خشک ...
حکاک: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی به خارش درآورنده وآن دوائی را نامند که بسبب حدت و گرمی خود جذب کند بسوی مسام اخلاط گزنده خارش کننده را نباشد بآن حد که ...
حالق: [ اصطلاح طب سنتی ] حلاق یعنی سترنده موی و آن دوائی را نامند که بیخ موی را سست گرداند و آن را دفع سازد و یا آنکه سست کند که به آسانی کنده شود ما ...
جامد: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی بسته کننده و آن دوائی را گویند که از شان آن باشد که اخلاط رقیقه سائله را منجمد و بسته گرداند مانند موم و نشاسته و کتیرا ...
جاذب: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی کشنده و آن دوائی را نامند که بحرکت درآورد اخلاط و رطوباتی را که ملاقی آن است بسبب لطافت و حرارت خود جذب نماید آنها را ب ...
جالی: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی پاک کننده و آن دوایی را نامند که ازشان آن تحریک رطوبات لزج جامده و دفع آنها باشد از سطح عضو و فوهات مسامات مانند انزروت ...
یک فوریتی ( طرح یا لایحه ) : [ اصطلاحات مجلسی ] طرح یا لایحه ای است که به دلیل نیاز فوری جامعه و اولویت طرح یا لایحه مورد نظر نسبت به سایر موارد مطرو ...
هیات رئیسه دائم مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی متشکل از نمایندگانی که برای یکسال اداره مجلس را به عهده می گیرند. رئیس مجلس، دو نایب رئیس، شش منشی و ...
هیات رییسه سنی مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی از نمایندگان هر دوره مجلس شورای اسلامی که در آغاز هر دوره بر اساس ضوابط سنی اداره جلسات مجلس را تا انت ...
هیات رئیسه موقت مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی است از نمایندگان که در دومین جلسه علنی مجلس در هر دوره برای اداره مجلس تا زمان انتخاب هیات رئیسه دائم ...
وظایف نمایندگی : [ اصطلاحات مجلسی ] وظایف نماینده شامل نطق پیش از دستور، بحث های داخل دستور، بحث های جلسات کمیسیون ها، اظهارنظراتی که برای اعمال اصل ...
همه پرسی Referendum : [ اصطلاحات مجلسی ] رای گیری مستقیم از همه افراد جامعه برای تصویب یا رد پیشنهادی که سردمداران یا بخشی از خود مردم آن را ارائه دا ...
نماینده Deputy : [ اصطلاحات مجلسی ] کسی که از طرف یک حزب یا جمعی از مردم برای انجام وظایفی انتخاب شود.
نظام یک مجلسی Unicameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در آن قوه مقننه فقط شامل یک مجلس ( مجلس شورا ) باشد.
نظام انتخاباتی Electoral System : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که شرایط و حقوق و وظایف انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و چگونگی اخذ آرا و تشکیل سازمان ها ...
نظام چند مجلسی Muticameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در آن قوه قانونگذاری مبتنی برداشتن بیش از دو مجلس است. اصولا نظام های چند مجلسی بازتابی ا ...
نظام دو مجلسی Bicameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در ان قوه مقننه مبتنی بر وجود دو مجلس قانونگذاری شورا و سنا است. نظام های دو مجلسی به این من ...
نامزدسازی ( معرفی کاندیدا ) Nomenation : [ اصطلاحات مجلسی ]تعیین کسی به عنوان نامزد یک مقام سیاسی یا اجتماعی که نامزدی او مطابق قانون از طرف رای دهند ...
نطق پیش از دستور : [ اصطلاحات مجلسی ] در هر جلسه قبل از ورود مجلس به دستورکار خود، نمایندگان می توانند در مورد مسایل روز کشور یا مشکلات حوزه انتخابیه ...
نامزد ( کاندیدا ) Candidate : [ اصطلاحات مجلسی ] کسی که برای نمایندگان مردم در پارلمان یا شغل و مقام دیگر داوطلب شده باشد.
مصونیت پارلمانی Parliamentary Immunity : [ اصطلاحات مجلسی ] مصونیت نمایندگان مجلس از تعقیب کیفری پیش از سلب مصونیت به وسیله مجلس مطابق قوانین غالب کش ...
مجمع نمایندگان استانی : [ اصطلاحات مجلسی ] مجمعی است که از مجموع نمایندگان حوزه های انتخابیه محدود در یک استان تشکیل می شود. در این مجمع مسایل کلی مر ...
مصوبه Ratification : [ اصطلاحات مجلسی ] نسخه ای از هر طرح یا لایحه که به تایید نهایی نمایندگان مجلس رسیده باشد.
مجلس شورای اسلامی : [ اصطلاحات مجلسی ] نهاد قانونگذاری جمهوری اسلامی ایران که اعضای آن بر اساس اصل شصت و دو قانون اساسی با رای مستقیم مردم انتخاب می ...
لایحه قانونی : [ اصطلاحات مجلسی ] پیش نویس قانونی است که از طرف دولت به مجلس پیشنهاد می گردد.
مبارزه انتخاباتی Electioneering : [ اصطلاحات مجلسی ] فعالیت های پیش از انتخابات کاندیداها برای جلب آرا یا حمایت سیاسی رای دهندگان.
لابی گری Lobbying : [ اصطلاحات مجلسی ] به عمل برقراری تماس با نمایندگان پارلمان و گفت وگو با آنها برای تاثیرگذاری بر روند قانونگذاری گفته می شود.
لابی Lobby : [ اصطلاحات مجلسی ] واژه انگلیسی به معنای سرسرا و راهرو است. در اصطلاح به مکان هایی گفته می شود که در حاشیه پارلمان ها برخی نمایندگان یا ...
کمیسیون صنایع و معادن : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده صنایع، پست، مخابرات، معادن، پتروشیمی، صنایع هوافضا و ارتباطات ...
کمیسیون بهداشت و درمان : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده بهداشت و درمان، امداد، بهزیستی، تامین اجتماعی و بیمه های اجت ...
کمیسیون تحقیق : [ اصطلاحات مجلسی ] کمیسیونی است که به منظور بررسی اعتبارنامه هایی که توسط شعب مورد تایید قرار نگرفته است یا از سوی نمایندگان مورد اعت ...
کمیسیون انرژی : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده نفت، گاز، برق، سدها و نیروگاه های آبی و برقی، انرژی اتمی و انرژی های ...