پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٨٤
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لحاء[ اصطلاح طب سنتی ]ریشه های باریک نبات است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لزاق و لزوق[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه بر عضو بچسبانند و با چسبندگی باشد. "لطوخ"به معنی اندودن چیزی است بر عضو که از طلا غلیظ تر و از ضماد رقیق تر باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیموس[ اصطلاح طب سنتی ]اخلاط متولده از هضم کبدی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لخلخه[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه با مایعات در ظرفی کرده بر هم زده بو کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کماد[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه گرم کرده بر عضو بندند مثل تکمید به سبوس گندم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کثیف[ اصطلاح طب سنتی ]به خلاف لطیف و آن چیزی است که اجزای او به دشواری قبول انفصال از کیفیت بدنی کند و نفوذ در اجزای بدن به سرعت ننماید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

مغری: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی تغریه کننده و آن دوای یابسی رانامند که درآن رطوبت لزجه باشد که بچسبد بمنافذ و فو هات منافذ و سد کند و مانع سیلان گردد ما ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

مبهی: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی به حرکت در آورنده قوت باه و زیاد کننده ماده آن که منی و ریاح غلیظه منعظه است و آن دوائی را نامند که تولید ماده منی و ریا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

لزج: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی چسبنده وآن دوائی را نامند که بالفعل و یا بالقوه در حین تاثیر حرارت مزاجی در آن قابل امتداد گشته اجزای آن ازهم منقطع نگرد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاسرالریاح: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی شکننده و دفع کننده ریاح و آن دوائی را نامند که قوام ریاح غلیظه محققه اعضا را بقوت حرارت و تجفیف خود رقیق ساخته دف ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لادغ: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی گزنده و آن دوائی را نامند که بقوت حرارت و شدت نفوذ خود در عضو فرو رود و تفرق اتصال در منافذ کثیره قریبه بهم احداث نماید ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

قاشر: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی خراشنده پوست و جدا کننده آن و آن دوائی را نامند که بسبب قوت جلای خود جلا دهد و ببرد پوست فاسد عضو را مانند قسط و زراوند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاوی: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی داغ کننده و سوزنده و مراد از آن دوائی است که جلد را بسبب شدت احراق و تجفیف خود بهم در آورد و مجاری اخلاط آن را مسدود ساز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

قاتل: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی کشنده وآن دوائی را نامند که بسبب ضدیت خود روح حیوانی و قوی را فاسد و فانی گرداند و هلاک سازد مانند افریبون وافیون و بیش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاصر : [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی فشارنده و آن دوائی را نامند که بسبب قوت قبض و جمع خوداجزاعضو را بفشارد تا آنکه آنچه از رطوبات رقیقه در خلل و فرج آن اس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

غسال: [ اصطلاح طب سنتی ]یعنی شستشو دهنده وآن دوائی را نامند که بقوت جالیه منفعله خود که رطوبت باشد نه به قوت فاعله که حرارت باشد بحرکت و سیلان در آور ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دابق: [ اصطلاح طب سنتی ] دوائی را نامند که بسبب لزوجت جوهر کثیف خود بدست بچسبد مانند دبق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

رادع:[ اصطلاح طب سنتی ] یعنی مانع و بازگرداننده. ردع در برابر جذب است؛ و رادع دوایی است که به سبب طبیعت سرد و قوه قبض خود حدّت گرمای عضو را می شکند و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

خاتم: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی تمام کننده زخمها و آن دوائی را نامند که بسبب قوت مجففه خود بر سطح ظاهر جراحت تفرقی و رطوبطی نگذارد و خشک کند آنرا و خشک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

حکاک: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی به خارش درآورنده وآن دوائی را نامند که بسبب حدت و گرمی خود جذب کند بسوی مسام اخلاط گزنده خارش کننده را نباشد بآن حد که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

حالق: [ اصطلاح طب سنتی ] حلاق یعنی سترنده موی و آن دوائی را نامند که بیخ موی را سست گرداند و آن را دفع سازد و یا آنکه سست کند که به آسانی کنده شود ما ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

جامد: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی بسته کننده و آن دوائی را گویند که از شان آن باشد که اخلاط رقیقه سائله را منجمد و بسته گرداند مانند موم و نشاسته و کتیرا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

جاذب: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی کشنده و آن دوائی را نامند که بحرکت درآورد اخلاط و رطوباتی را که ملاقی آن است بسبب لطافت و حرارت خود جذب نماید آنها را ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

جالی: [ اصطلاح طب سنتی ] یعنی پاک کننده و آن دوایی را نامند که ازشان آن تحریک رطوبات لزج جامده و دفع آنها باشد از سطح عضو و فوهات مسامات مانند انزروت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک فوریتی ( طرح یا لایحه ) : [ اصطلاحات مجلسی ] طرح یا لایحه ای است که به دلیل نیاز فوری جامعه و اولویت طرح یا لایحه مورد نظر نسبت به سایر موارد مطرو ...

پیشنهاد
١

هیات رئیسه دائم مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی متشکل از نمایندگانی که برای یکسال اداره مجلس را به عهده می گیرند. رئیس مجلس، دو نایب رئیس، شش منشی و ...

پیشنهاد
٠

هیات رییسه سنی مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی از نمایندگان هر دوره مجلس شورای اسلامی که در آغاز هر دوره بر اساس ضوابط سنی اداره جلسات مجلس را تا انت ...

پیشنهاد
٠

هیات رئیسه موقت مجلس : [ اصطلاحات مجلسی ] هیاتی است از نمایندگان که در دومین جلسه علنی مجلس در هر دوره برای اداره مجلس تا زمان انتخاب هیات رئیسه دائم ...

پیشنهاد
٠

وظایف نمایندگی : [ اصطلاحات مجلسی ] وظایف نماینده شامل نطق پیش از دستور، بحث های داخل دستور، بحث های جلسات کمیسیون ها، اظهارنظراتی که برای اعمال اصل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

همه پرسی Referendum : [ اصطلاحات مجلسی ] رای گیری مستقیم از همه افراد جامعه برای تصویب یا رد پیشنهادی که سردمداران یا بخشی از خود مردم آن را ارائه دا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

نماینده Deputy : [ اصطلاحات مجلسی ] کسی که از طرف یک حزب یا جمعی از مردم برای انجام وظایفی انتخاب شود.

پیشنهاد
٠

نظام یک مجلسی Unicameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در آن قوه مقننه فقط شامل یک مجلس ( مجلس شورا ) باشد.

پیشنهاد
١

نظام انتخاباتی Electoral System : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که شرایط و حقوق و وظایف انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و چگونگی اخذ آرا و تشکیل سازمان ها ...

پیشنهاد
٠

نظام چند مجلسی Muticameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در آن قوه قانونگذاری مبتنی برداشتن بیش از دو مجلس است. اصولا نظام های چند مجلسی بازتابی ا ...

پیشنهاد
٠

نظام دو مجلسی Bicameralism : [ اصطلاحات مجلسی ] نظامی که در ان قوه مقننه مبتنی بر وجود دو مجلس قانونگذاری شورا و سنا است. نظام های دو مجلسی به این من ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامزدسازی ( معرفی کاندیدا ) Nomenation : [ اصطلاحات مجلسی ]تعیین کسی به عنوان نامزد یک مقام سیاسی یا اجتماعی که نامزدی او مطابق قانون از طرف رای دهند ...

پیشنهاد
٦

نطق پیش از دستور : [ اصطلاحات مجلسی ] در هر جلسه قبل از ورود مجلس به دستورکار خود، نمایندگان می توانند در مورد مسایل روز کشور یا مشکلات حوزه انتخابیه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

نامزد ( کاندیدا ) Candidate : [ اصطلاحات مجلسی ] کسی که برای نمایندگان مردم در پارلمان یا شغل و مقام دیگر داوطلب شده باشد.

پیشنهاد
١

مصونیت پارلمانی Parliamentary Immunity : [ اصطلاحات مجلسی ] مصونیت نمایندگان مجلس از تعقیب کیفری پیش از سلب مصونیت به وسیله مجلس مطابق قوانین غالب کش ...

پیشنهاد
٠

مجمع نمایندگان استانی : [ اصطلاحات مجلسی ] مجمعی است که از مجموع نمایندگان حوزه های انتخابیه محدود در یک استان تشکیل می شود. در این مجمع مسایل کلی مر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

مصوبه Ratification : [ اصطلاحات مجلسی ] نسخه ای از هر طرح یا لایحه که به تایید نهایی نمایندگان مجلس رسیده باشد.

پیشنهاد
١

مجلس شورای اسلامی : [ اصطلاحات مجلسی ] نهاد قانونگذاری جمهوری اسلامی ایران که اعضای آن بر اساس اصل شصت و دو قانون اساسی با رای مستقیم مردم انتخاب می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

لایحه قانونی : [ اصطلاحات مجلسی ] پیش نویس قانونی است که از طرف دولت به مجلس پیشنهاد می گردد.

پیشنهاد
٠

مبارزه انتخاباتی Electioneering : [ اصطلاحات مجلسی ] فعالیت های پیش از انتخابات کاندیداها برای جلب آرا یا حمایت سیاسی رای دهندگان.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

لابی گری Lobbying : [ اصطلاحات مجلسی ] به عمل برقراری تماس با نمایندگان پارلمان و گفت وگو با آنها برای تاثیرگذاری بر روند قانونگذاری گفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

لابی Lobby : [ اصطلاحات مجلسی ] واژه انگلیسی به معنای سرسرا و راهرو است. در اصطلاح به مکان هایی گفته می شود که در حاشیه پارلمان ها برخی نمایندگان یا ...

پیشنهاد
٠

کمیسیون صنایع و معادن : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده صنایع، پست، مخابرات، معادن، پتروشیمی، صنایع هوافضا و ارتباطات ...

پیشنهاد
٠

کمیسیون بهداشت و درمان : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده بهداشت و درمان، امداد، بهزیستی، تامین اجتماعی و بیمه های اجت ...

پیشنهاد
٠

کمیسیون تحقیق : [ اصطلاحات مجلسی ] کمیسیونی است که به منظور بررسی اعتبارنامه هایی که توسط شعب مورد تایید قرار نگرفته است یا از سوی نمایندگان مورد اعت ...

پیشنهاد
١

کمیسیون انرژی : [ اصطلاحات مجلسی ] این کمیسیون برای انجام وظایف محوله در محدوده نفت، گاز، برق، سدها و نیروگاه های آبی و برقی، انرژی اتمی و انرژی های ...