پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٨٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

حشیش:[ اصطلاح طب سنتی ]گیاه خشک و شبیه به خشک شده و گویند مخصوص نباتی است که بر روی زمین پهن نبوده و با ساق باشد و به حد ثمنش نرسد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

حب:[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه در ثمر بارز و بی غلاف باشد مثل گندم و جو.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

حِرّیف: :[ اصطلاح طب سنتی ] یعنی تند و تیز، و گزنده. طعمی است که در حین چشیدن زبان را بسیار بگزد و اجزای آن در زبان فرو رود و موجب تفریق اجزای زبان ش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

حاد:[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی تند است و آن مرکب از تلخی و حرافت است و فعل آن مثل افعال اجزای آن است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

خمل:[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی پرز است و در ادویه هر چه شبیه به پرز بر سطح ظاهر آن باشد مانند آنچه بر روی به می باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

خفیف:[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی سبک و آنچه بر طبع احتمال آن آسان بود و سریع الزوال باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خلعلع :[ اصطلاح طب سنتی ]اسم ضبع است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خروء:[ اصطلاح طب سنتی ]سرگین طیور و غیرها است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دهنی:[ اصطلاح طب سنتی ] آنکه در جسم او چربی موجود باشد و باعث اشتعال او گردد مثل مغزها و تخمها و چوب صندل ابیض و دیودار و عود هندی و مانند اینها. ده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خائز:[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه اجزاء خلط را بهم آورد و غلیظ گرداند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوای سمی:[ اصطلاح طب سنتی ]آنکه به کیفیت تأثیر آن موافق مزاج نبود و بالخاصیه کشنده باشد مثل افیون.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دوای مطلق:[ اصطلاح طب سنتی ]آنکه تأثیر به کیفیت کند و جزو بدن نشود .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوای غذایی:[ اصطلاح طب سنتی ]آنکه تأثیر کیفیت آن زیاده بر تأثیر کمیت و ماده آن باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دلوک:[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی مالیدن است و مراد از آن آنچه از سنونات با انگشت بر دندان و غیر آن بمالند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ذفر:[ اصطلاح طب سنتی ]بدبوی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رودومالی: [ اصطلاح طب سنتی ]شراب متخذ از عصاره گل سرخ است با عسل.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسوب: [ اصطلاح طب سنتی ]ته نشین مایعات و آنچه در مایعات اندازند و بر روی آب نایستد آن را راسب نامند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رزین: [ اصطلاح طب سنتی ]آرمیده و مرد پربار و در ادویه آنچه در متانت و سنگینی و خوش جوهری تمام باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رخص: [ اصطلاح طب سنتی ]به فتح اول و ثانی به ناز پرورده و در ادویه هر چه نازک و زودشکن باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رجیع: [ اصطلاح طب سنتی ]فضله هضم اول انسان است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زغب: [ اصطلاح طب سنتی ]اول مویی که بر بدن حیوانات برآید و اسم کیمخت است که ساغری باشد و در ادویه آنچه بر سطح او چیزی شبیه به موی تازه برآمده باشد مزغ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زعوقت: [ اصطلاح طب سنتی ]طعم بسیار کریه و مرکب از مرارت و ملوحت است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شطب: [ اصطلاح طب سنتی ]به ضم اول و ثانی جوهر شمشیر و به فتح اول و سکون ثانی جدا گردیدن و دور شدن و پوست باز کردن و در ادویه هر چه به این صفت باشد شطب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سایل: [ اصطلاح طب سنتی ]آنچه اجزاء آن در همه جهات حرکت کند اعم از آنکه اتصال اجزاء او منقطع شود یا نشود مثل آب و روغنها.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

شرف: [ اصطلاح طب سنتی ]به ضم اول و فتح ثانی کنگره ها است و در ادویه آنچه در اطراف او زواید و برآمدگیها باشد مشرف نامند مانند سر انار.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدق[ اصطلاح طب سنتی ]به فتح اول و یا کسر آن و سکون ثانی فراخی گوشه دهان و به فتحتین فراخ شدن گوشه دهان.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

شدخ عضل[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی از هم باز شدن و گسیختن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

شجر[ اصطلاح طب سنتی ]نباتی است که با شاخ خشبی باشد و کامل او آنکه با اجزاء تسعه نباتیه باشد و آن ثمر و ورق و لیف و صمغ و بزر و قشر و اصل و عصاره و حب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

[ اصطلاح طب سنتی ]به فتح اول و کسر ثانی دریدن پلک چشم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفیق[ اصطلاح طب سنتی ]پوست درشت و مستحکم یافته شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

صالح الکیموس[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه از او خونی متولد گردد و به همه جهات آنکه اعتدال داشته و سایر اخلاط مخلوط به آن به قدر طبیعی باشد و خلط بد از او به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفق[ اصطلاح طب سنتی ]به فتح اول و ثانی آبی که بر ادیم و یا مشک نو بریزند پس زرد گردد و به معنی طرف و کنار و در نباتات آنچه چین دار و با زردی و میل به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

طلا[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه رقیق القوام باشد و بر عضو مالند و نام نوعی از شراب است. دارو و مرهمی مالیدنی ، خمیر دارو ( پماد ) بود تا پنج روز بسته سرش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

طحن[ اصطلاح طب سنتی ]خرد کردن و طاحونه که آسیا باشد مسمی به اسم لازم است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

طبیخ[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه جوشانیده آب آن را استعمال نمایند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

ضماد[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه غلیظ القوام که مایع و نرم باشد بر عضو بمالند و یا بر او بندند اعم از آنکه موم و روغن داشته باشد و یا نداشته باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

غلیظ[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی کثیف است و در اغذیه بیشتر متداول است و استعمال لفظ کثیف در ادویه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

غض[ اصطلاح طب سنتی ]به ضاد معجمه تر و و تازه نارس از نباتات است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

غرغره[ اصطلاح طب سنتی ]آواز مختلف است که از حلق آید و مراد از آن حرکت دادن مایعات است در حلق و فرو بردن آن و یا فرو نابردن و ریختن آن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

عفص[ اصطلاح طب سنتی ]به کسر فا طعم زمخت که زبان را درشت سازد و اجزای آن را به سبب برودت به هم آورد و فعل آن تبرید و تکثیف و تصلیب و تخشین و ردع است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

عصیر[ اصطلاح طب سنتی ]آب افشرده از نباتات که منجمد نشده باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قنبعه[ اصطلاح طب سنتی ] به ضم اول و ثالث و سکون ثانی قبه های خوشه کشت است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

عصاره[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی عصیر است امّا در آنچه بی آتش به هوا و یا به آفتاب منعقد کرده باشند استعمال نمایند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

فرزجه[ اصطلاح طب سنتی ]شافه ای که قبل و رحم را مخصوص باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

فتیله[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی شافه ای که مخصوص به دبر باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

عنقود[ اصطلاح طب سنتی ]خوشه نباتات و عناقید جمع آن است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لیف[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه از اصول و لحای نباتات روید و باریک تر از لحاء باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لعوق[ اصطلاح طب سنتی ]به معنی انگشت پیچ است که از معجون رقیق تر باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لعابی[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه از خسیانیدن آن در آب اجزای آن مخلوط به رطوبت شده چیزی لزج به هم رسد و چون برشته کنند الزاق آن رفع شود مانند بهدانه و بزرق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لطیف[ اصطلاح طب سنتی ]آنچه در شأن آن باشد که بعد از ورود در بدن منقسم گردد به اجزای بسیار صغار و نفوذ در جمیع اجزای بدن به سرعت کند مثل زعفران.