پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
متریک :[ اصطلاح فرش بافی ]واحد اندازه گیری ضخامت خامه پشمی مورد مصرف در قالیبافی است. به عدد طولی خامه پشمی یک لا بر حسب متر که وزن آن یک گرم باشد می ...
خامه:[ اصطلاح فرش بافی ] اصطلاحاً در هنر فرشبافی به نخ پشمی مورد استفاده برای پرزهای فرش است که به صورت دو لا تهیه می شود خامه گفته می شود.
پشم بهاره: بهاره:[ اصطلاح فرش بافی ] پشمی است که طی روزهای آخر زمستان یا اول بهار، قبل از بارش اولین باران بهاری بر روی گوسفندان چیده شده باشد که بخا ...
کرک:کرک :[ اصطلاح فرش بافی ]الیاف ظریف لابلای موی بز یا شتر است و لیکن در فرش، به الیاف ظریف و بلند پشمی ( مانند پشمهای گوسفندان نژاد مرینوس در استرا ...
پَخْته : گوسفند سه چهار ساله ، گوسفند پرواری راح گلگون چو گل شکر خنده پَخته ای گُشته در آتش زنده معنی بیت : شراب گلگون چون گل در میان مجلس شکر خنده ...
آبگینه گهر: شیشه سرشت باده در جام آبگینه گهر راست چون آب خشک و آتش تر معنی بیت : شراب سرخ در درون جامی که از شیشه بود درست مانند آتش تر بود در درون ...
آبگینه گهر: شیشه سرشت باده در جام آبگینه گهر راست چون آب خشک و آتش تر معنی بیت : شراب سرخ در درون جامی که از شیشه بود درست مانند آتش تر بود در درون ...
دستبند زدن: دست به دست هم دادن و دایره وار رقصیدن . گرد آن بزمه پرند زده کبک و دراج دست بند زده بزمه ی پرند زده : در این بیت آتش منظور است. ایهاماً ...
بخار گیاه: دود آمیخته به آب که از گیاه و چوب سوخته بر می خیزد . زردی شعله در بخار گیاه گنج زر بود زیر مار سیاه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
بخار گیاه: دود آمیخته به آب که از گیاه و چوب سوخته بر می خیزد . زردی شعله در بخار گیاه گنج زر بود زیر مار سیاه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان ...
شوشه : تغییر یافته شوشی یا شؤشه یا شوشا که واژه ی ترکی است امروزه همان شیشه ی فارسی است . پیشروی در ۳ جبهه آغاز گردید : سمت راست به سوی شیروان، سمت ...
شوشی : تغییر یافته ی شؤشه یا شوشا که واژه ی ترکی است که همان شیشه ی فارسی است . پیشروی در ۳ جبهه آغاز گردید : سمت راست به سوی شیروان، سمت چپ به سوی ...
گوهر سرخ زردشتی : آتش مقدس زردشتی . آتشی زو نشاط را پشتی کان گوگرد سرخ زردشتی دکتر ثروتیان در مورد گوهر سرخ زردشتی می نویسد : ( ( نظامی زردشتیان را ...
زیبقی های آبگینه ی آب : جیوه ای های ظرف آب ، در بیت زیر بالکنایه قطره های آب رودخانه و جز آن زیبقی های آبگینه آب تخته بر تخته گشته نقره ناب معنی بیت ...
آبگینه ی آب : شیشه ی آب ، ظرف آب زیبقی های آبگینه آب تخته بر تخته گشته نقره ناب معنی بیت : قطره های آب در ظرف و جایگاه خود یخ بسته و تخته بر تخته چو ...
تیغ را آب کردن :نور خورشید را از میان بردن تاب سرما که برد از آتش تاب آب را تیغ و ، تیغ را کرد آب معنی بیت : تاب و شدت سرما که تاب و توان از آتش می ...
تیغ را آب کردن :نور خورشید را از میان بردن تاب سرما که برد از آتش تاب آب را تیغ و ، تیغ را کرد آب معنی بیت : تاب و شدت سرما که تاب و توان از آتش می ...
آب را تیغ کردن : آب را منجمد کردن و چون خنجری از یخ ساختن تاب سرما که برد از آتش تاب آب را تیغ و ، تیغ را کرد آب معنی بیت : تاب و شدت سرما که تاب و ...
آب را تیغ کردن : آب را منجمد کردن و چون خنجری از یخ ساختن تاب سرما که برد از آتش تاب آب را تیغ و ، تیغ را کرد آب معنی بیت : تاب و شدت سرما که تاب و ...
آب کردن چیزی : آنرا گداختن ، بالکنایه از میان بردن تاب سرما که برد از آتش تاب آب را تیغ و ، تیغ را کرد آب معنی بیت : تاب و شدت سرما که تاب و توان از ...
جامه ی مرتفع: جامه ی بلند و قیمتی ، قبای بلند مرتفع جامه های قیمت مند بیشتر زانکه گفت شاید چند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 491 )
حمل داران: ( حمله داران ) کاروانیان حمل داران در آمدند به کار حمل بر حمل ساختند نثار ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 491 )
کهربا پیش یاقوت سفتن :نظیر زیره به کرمان بردن . بالکنایه شایسته ی مقام و منزلت کسی سخن نگفتن . کاردانان چو این سخن گفتند پیش یاقوت کهربا سفتند یعنی ...
طارم : خانه ، خانه ی بلند ( لخت بر هر سری که سخت کند چون در طارمش دو لخت کند ) یعنی : گرز پولادین را بر هر سری که بکوبد آن سر را مثل در خانه دو تکه ...
لَخت : گرز پولادین لخت بر هر سری که سخت کند چون در طارمش دو لخت کند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 490 ) : دکتر کزازی در مورد واژه ...
در سر شدن: نابود شدن ، بر باد رفتن سرورانی که سروری کردند با تو بسیار همسری کردند هیچکس با تو تاجور نشدند همه در سر شدند و سر نشدند ( هفت پیکر نظام ...
زمین رفتن پیش کسی : بالکنایه سجده بردن و چاپلوسی کردن ( زمین رفتن ) هرکسی پیش او زمین می رفت در خور فتح آفرین می گفت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ث ...
دارای قلب : دارنده و شاه قلب سپاه ، خان خانان ، ایهاماً صاحب دل و جرأت شاه را در ظفر قوی شد دست قلب و دارای قلب را بشکست ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکت ...
سست گوشی : تیز گوشی ، غفلت و عقب نشینی کآهن شه چو سخت کوشی کرد لشگر ترک سست گوشی کرد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 489 )
حمله بر:حمله برنده ، تازنده در دلیران چین گشاد عنان جمله بر ، گه به تیغ و گه بسنان ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 488 )
مهره نهادن :مهره در تاس انداختن و فال گرفتن ، آگاه شدن از راز ها ، ایهاماً مهره ی دیوار نهادن و پی ریزی کردن کار شاه با خصم جفته سازی کرد مهره پنهان ...
مهره نهادن :مهره در تاس انداختن و فال گرفتن ، آگاه شدن از راز ها ، ایهاماً مهره ی دیوار نهادن و پی ریزی کردن کار شاه با خصم جفته سازی کرد مهره پنهان ...
جفته سازی: قرینه سازی ، شبیه سازی ، خود را شبیه دشمن کردن و حیله ساختن شاه با خصم جفته سازی کرد مهره پنهان و مهره بازی کرد یعنی : شاه با دشمن شبیه سا ...
کار نکردنی: کار غیر لازم ، کار ناشایست غم دشمن نخورد و می می خورد کارهای نکردنی می کرد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 487 )
تیغ در کسی در آوردن : او را کشتن و شمشیر بر وی کشیدن تیغ اگر بایدت در او آریم ورنه بندش کنیم و بسپاریم معنی بیت :اگر لازم است او را بکشیم و گرنه زند ...
تیغ در کسی در آوردن : او را کشتن و شمشیر بر وی کشیدن تیغ اگر بایدت در او آریم ورنه بندش کنیم و بسپاریم معنی بیت :اگر لازم است او را بکشیم و گرنه زند ...
مسالک: راهها ، جمع مسلک ( اصطلاح جغرافیا در قدیم ) وان دگر مشرف ممالک بود باج خواه همه مسالک بود ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 486 ...
مشرف : بازرس ، رئیس اطلاعات وان دگر مشرف ممالک بود باج خواه همه مسالک بود ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 486 )
سر به آب سیه بردن:سر به گل فرو بردن ، مردن و در گوشه بدبختی بسر بردن زرد گوشان به گوشه ها مردند سر به آب سیه فرو بردند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ...
زرد گوشان:دو رویان ، کاهلان فرو مایه ( حاسدان ) زرد گوشان به گوشه ها مردند سر به آب سیه فرو بردند ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 48 ...
تشنیع :آوازه و عتاب شاه تشنیع ترک خود بشناخت هندوی کرد و پیش او در تاخت معنی بیت : شاه آواز و عتاب معشوق و کنیزک خود را شناخت . ترکتازی کرد و به سوی ...
معادل ترکی گمراه کردن " آزدیرماخ می باشد . آزدیرماخ در زبان ترکی معنای وسیع تر از گمراه کردن دارد . در ترکی آزدیرماخ یعنی حیوان و یا انسانی را به جای ...
سیب عاشقان : نوعی سیب است که نیمی از آن زرد و نیمی سرخ ( کنایه از همانندی دو نیمه ) درج یاقوت را به در یتیم کرد چون سیب عاشقان به دو نیم معنی بیت : ...
سیب عاشقان : نوعی سیب است که نیمی از آن زرد و نیمی سرخ ( کنایه از همانندی دو نیمه ) درج یاقوت را به در یتیم کرد چون سیب عاشقان به دو نیم معنی بیت : ...
ناز را بر سر عتیب کشیدن : ملامتگری را با ناز پوشاندن چشم را سرمه فریب کشید ناز را بر سر عتیب کشید معنی بیت : برای فریفتن سرمه بر چشم کشید و سرزنش و م ...
مشک بر تقویم ماه راندن : زلف بر رخسار افکندن ماه را مشک راند بر تقویم غمزه را داد جادوئی تعلیم ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص484 )
فراخ بودن برگ : فراوان بودن نزل و توشه ، فراوانی نعمت گفت کای میزبان زرین کاخ جایگاهت خوش است و برگ فراخ ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
فراخ بودن برگ : فراوان بودن نزل و توشه ، فراوانی نعمت گفت کای میزبان زرین کاخ جایگاهت خوش است و برگ فراخ ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ...
فرس افکندن بر کسی یا چیزی : او را مغلوب کردن و به سوی او اسب تاختن طرح کرده رخش خورنق را فرس افکنده چرخ ازرق را رخ و فرس هر دو اصطلاح شطرنج است. مع ...
فرس افکندن بر کسی یا چیزی : او را مغلوب کردن و به سوی او اسب تاختن طرح کرده رخش خورنق را فرس افکنده چرخ ازرق را رخ و فرس هر دو اصطلاح شطرنج است. مع ...