پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
طرح کردن رخ : انداختن و زدن مهره ی آن ، بالکنایه ریختن قلعه و خراب کردن آن . طرح کرده رخش خورنق را فرس افکنده چرخ ازرق را رخ و فرس هر دو اصطلاح شطرن ...
طرح کردن رخ : انداختن و زدن مهره ی آن ، بالکنایه ریختن قلعه و خراب کردن آن . طرح کرده رخش خورنق را فرس افکنده چرخ ازرق را رخ و فرس هر دو اصطلاح شطرن ...
مگس: مگس نحل ، زنبور عسل گرد شه خانه را عبیر دهد مگسم شهد و گاو شیر دهد. ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص483 )
کُریچه : خانه، خانه ای که کشاورزان بر کنار کشتزار سازند ( خانه باغ ) در زبان ترکی ، پورو ، لنبه ، در طارم زنجان کؤتام ، گفته می شود . سر درآرد بدین ...
عتاب : ناز کردن ، نازش بود سرهنگ خاص پیش رکاب چون ز خسرو چنین شنید عتاب ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص483 )
کارگر : مؤثر ، تأثیر گذار روز تا روز از این قرار نگشت کارگر بود چون ز کار نگشت معنی بیت : هرگز و هیچوقت از این قرار برنگشت و چون از کار رویگردان نشد ...
منظر : دریچه و جایی که آنجا نشینند و به اطراف نگاه کنند . شصت پایه رواق منظر او کرده جای نشست بر سر او پیشخانه و ایوان منظر آن کوشک شصت پله داشت و ب ...
رواق: پیشخانه ، ایوان ، ایوانی که در طبقه ی دوم ساخته شود . شصت پایه رواق منظر او کرده جای نشست بر سر او پیشخانه و ایوان منظر آن کوشک شصت پله داشت و ...
عِلاقه: رشته و آنچه آویخته شود ، گوشواره ، در بیت زیر بالکنایه مهره سم سوی گوش برد صید زبون تا ز گوش آرد آن عِلاقه برون ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکت ...
بد بسیجی: قصد و آهنگ بد داشتن ، بلکنایه محال اندیشی و پیشنهاد سخت و محال شاه چون دید پیچ پیچی او چاره گر شد ز بد بسیچی او ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دک ...
شکار شگفت:آنکه شکار کردنش شگفت انگیز است . در یکی لحظه آن شکارْ شگفت چند را کشت و چند را بگرفت آن شکار شگفت : آن بهرام گور که شگفت شکار بود . ( هف ...
ناچخ : تبر ، امروزه در آذربایجان " ناجاخ " و " نجاخ " گفته می شود . ناچج شه که خون گوران ریخت مگر آتش ز بهر آن انگیخت ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ...
مطرح:جایگاه شکار شاه در مطرح ایستاده چو شیر اشقرش رقص برگرفته به زیر ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص480 )
شاخ بر : پر شاخه ، نخل شاخ بر :نخلی که شاخه ی فراوان دارد نخل تا نخلِ شاهْ بَر باشد برِ خرما فراختر باشد ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱ ...
آب افسرده : آب منجمد ، یخ شاه از آن مرد بینوا مرده تنگدل شد چو آب افسرده ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص478 )
تنگ شدن دانه : کنایه از نایاب شدن آن سالی از دانه بر نرستی شاخ تنگ شد دانه بر جهان فراخ یعنی : از دانه شاخی نرست و دانه نایاب شد . ( هفت پیکر نظام ...
ملک بی تکیه : روزگار ، دنیا ، سلطنت بی دوام جهان ملک بی تکیه را شناخته بود تکیه بر ملک عشق ساخته بود ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص ...
آزردن : شکنجه کردن مردمی کرد در جهان داری مردمی به ز مردم آزاری خصم را نیز چون ادب کردی ده بکشتی یکی نیازردی کادمی را به وقت پروردن کشتن اولی تر است ...
رفتگان : فراریان ، آنانکه ترک وطن کرده اند. کار بی رونقان بساز آورد رفتگان را به ملک باز آورد نظامی عقیده دارد پادشاهان بی عدل و ستمگر بسیاری از مرد ...
حَمل :بار درخت ، در بیت زیر مجازاً فراورده ی کان ها و صنعت و کشاورزی . حِمل : بار و بنه کارداران ز حَمل کشور او حِمل ها ریختند بر در او ( هفت پیکر ...
دو هوایی : تبعیض حل و عقل جهان بدو شد راست دو هوائی ز مملکت برخاست چون این ابیات در وصف عدل و داد بهرام سروده شده ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثرو ...
سکه: ارزش و حیثیت و آبرو : از سکه افتادن : ارزش و اعتبار خود را از دست دادن میوه ها بر درخت بار گرفت سکه ها بر درم قرار گرفت یعنی درخت های میوه بارو ...
سینه باز : دو رنگ ، ابلق ، سیاه و سفید چینیی بر تنش چو سینه ی باز رومیی بر سرش به رسم طراز معنی مصرع اول :جامه ای از بافت چین بر تن داشت که دو رنگ ...
تخت هفت پایه : تختی که هفت پایه و پله داشت . [کمر هفت چشمه را در بست بر سر تخت هفت پایه نشست] هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص475
کمر هفت چشمه : کمری که هفت طرف و کلیچه داشت . کمر هفت چشمه را در بست بر سر تخت هفت پایه نشست هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص475
مبلغ استهلاک پذیر:[اصطلاح حسابداری]بهای تمام شده دارایی یا سایر مبالغ جایگزین بهای تمام شده در صورت های مالی ، به کسر ارزش باقیمانده آن.
مازاد سرمایه ( Capital surplus ) :[اصطلاح حسابداری]مازاد سرمایه، هنگامی که یک شرکت سهامی، سهام خود را به بیش از ارزش اسمی آن به فروش می رساند، به مبل ...
ممیزی مالی ( Financial audit ) :[اصطلاح حسابداری]ممیزی مالی به بررسی مطابقت صورت های مالی و صورت وضعیت های مالی، با اصول پذیرفته شده حسابداری، هم چنی ...
جریان نقدی ( Cash flow ) :[اصطلاح حسابداری]جریان نقدی در علم اقتصاد به ورود و خروج نقدینگی در یک تجارت، کسب و کار، پروژه صنعتی یا اقتصادی گفته می شود ...
درآمد عمومی:[اصطلاح حسابداری]درآمد عمومی عبارت است از درآمدهای وزارتخانه ها و موسسات دولتی و مالیات و سود سهام شرکت های دولتی و درآمد حاصل از انحصارا ...
حساب مستقل :[اصطلاح حسابداری]برای جداسازی برنامه ها از محلی که منبع درآمد مالی به طور جداگونه ای است حساب مستقلی وجود دارد که شامل وجوه نقدی یا غیر ن ...
عواید سرمایه ای :[اصطلاح حسابداری]عواید سرمایه ای، ( به انگلیسی: Capital Gain ) میزان سودی است که در اثر فروش یک قلم دارایی مانند برگه سهام، اوراق قر ...
دیون بلامحل:[اصطلاح حسابداری]دیون بلامحل عبارتست از بدهیهای قابل پرداخت سنوات گذشته که در بودجه مربوط اعتباری برای آنها منظور نشده و یا زائد بر اعتبا ...
دارایی نامشهود :[اصطلاح حسابداری]دارایی غیر قالب لمسی که به دارنده، امتیاز مخصوصی را در حال و آینده می بخشد. کارشناسان حسابداری، سال هاست از اصطلاح ...
مخارج سرمایه ای:[اصطلاح حسابداری]مخارجی که موجب افزایش ظرفیت یا کارآیی و یا عمر مفید دارایی می گردد. مخارج سرمایه ای در بدهکار یک حساب دارایی ثبت می ...
سرقفلی:[اصطلاح حسابداری]سرقفلی دارایی نامشهودی که در نتیجه اکتساب یک شرکت توسط شرکت دیگر به قیمتی بیشتر از ارزش واقعی ایجادشده، سرقفلی گفته می شود. ا ...
فوب مبدا :[اصطلاح حسابداری]اصلاحی در تجارت که طی آن مالکیت کالا در زمان خروج کالا از مکان جغرافیایی فروشنده، از فروشنده به خریدار منتقل می شود.
ذخیره لایفو :[اصطلاح حسابداری] تفاوت بین بهای تمام شده موجودی کالا در روش لایفو و بهای تمام شده موجودی کالا در روش فایفو.
اصل ثبات رویه :[اصطلاح حسابداری]این اصل به معنای این است که واحدهای تجاری باید دوره به دوره از روش های حسابداری یکنواخت استفاده کند.
اصل افشا :[اصطلاح حسابداری]این اصل به این معناست که صورت های مالی باید در برگیرنده کاملترین اطلاعات برای تصمیم گیری افراد خارج از واحد تجاری باشد.
فوب مقصد :[اصطلاح حسابداری] اصطلاخی در تجارت که طی آن مالکیت کالا از فروشنده به خریدار در مکان جغرافیایی خریدار واگذار می شود.
کالای امانی:[اصطلاح حسابداری] کالایی که توسط یک مالک ( آمر ) برای واحد تجاری دیگری ( حق العمل کار ) ارسال می شود و حق العمل کار در ازاء دریافت حق الع ...
سند وعده دار:[اصطلاح حسابداری]نوشته ای که طی آن امضا کننده متعهد می شود در آینده، مبلغ مشخصی را پرداخت نماید.
محافظه کاری:[اصطلاح حسابداری]مفهومی که بیان می دارد که ارقام مبادلات باید با کمترین مطلوبیت مورد نظر در صورتهای مالی انعکاس یابند.
نرخ بهره:[اصطلاح حسابداری]درصدی است که برای محاسبه مبلغ بهره در مبلغ اصل ضرب می شود.
بدهی احتمالی:[اصطلاح حسابداری]یک بدهی بالقوه که هنوز قطعیت نیافته و در آینده در صورت وقوع رویدادی بالقوه به یک بدهی قطعی تبدیل خواهد شد.
دوره بهره:[اصطلاح حسابداری] دوره زمانی که بهره در آن محاسبه می شود. این دوره از روز صدور سند شروع و تا تاریخ سررسید بطول می انجامد.
دفتر معین:[اصطلاح حسابداری] دفتر حساب هایی که در آن جزئیات مانده های دفتر کل موجود است. مجموع حساب ها در دفتر معین برابر با مانده حساب دفتر کل است.
کاربرگ گسترده:[اصطلاح حسابداری]یک برنامه کامپیوتری که اطلاعات را به وسیله فرمول به یکدیگر مرتبط می سازد.
دفتر روزنامه عمومی:[اصطلاح حسابداری]دفتر روزنامه ای که برای ثبت مبادلاتی که نمی توان آنها را در دفاتر روزنامه اختصاصی ثبت کرد، مورد استفاده قرار می گ ...