پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٢٥
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بهرام : پهلوان نام پرست شاهنامه فرزند گودرز ( از قهرمانان شاهنامه ) دکتر سرامی در مورد شخصیت بهرام می نویسد : ( ( او برازنده ترین پهلوان گودرزیان اس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسفندیار: پسر گشتاسپ و کتایون ( از قهرمانان شاهنامه ) دکتر سرامی در مورد شخصیت اسفندیار می نویسد : ( ( اگرچه اسفندیار از جهتی قهرمانی مابعدالطبیعی ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

زال:پسر سام و پدر رستم جهان پهلوان ایرانی ( از قهرمانان شاهنامه ) دکتر سرامی در مورد شخصیت زال می نویسد : ( ( از سر سپید زاده شدن تا پرورده شدن به م ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

سام :پسر نَریمان و پدر زال ( از قهرمانان شاهنامه ) دکتر سرامی در مورد شخصیت سام می نویسد : ( ( خصوصیت مهم شخصیت او تدبیر گری است. به یاد بیاوریم که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

سهراب : دکتر سرامی در مورد سهراب می نویسد : ( ( این پهلوان در عین ساده نمایی شخصیتی پیچاپیچ دارد. وی آزمندترین قهرمان حماسه است و شگفت اینجاست که آزم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

بیژن : دکتر سرامی در مورد بیژن می نویسد : ( ( این پهلوان یکی از معروف ترین قهرمانان شاهنامه است. انگار گل او را از شتاب سرشته اند. در جنگ دوازده رخ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

روزگار: دکتر کزازی در مورد واژه ی روزگار می نویسد : ( ( روزگار در پهلوی روچگار rōğgār بوده است . ) ) وز او مایهٔ گوهر آمد چهار برآورده بی رنج و بی ر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

پدید : دکتر کزازی در مورد واژه ی پدید می نویسد : ( ( پدید می باید از پت دیت pat - dīt بر آمده باشد. این واژه اگر به فرجام دیگرگونی خویش می رسید، بدید ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٦

توانایی: دکتر کزازی در مورد واژه ی توانایی می نویسد : ( ( توانایی در پهلوی تواناگیهtuwānāgīh یا توانیگیه tuwānīgih بوده است ) ) ز آغاز باید که دانی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

چیز : دکتر کزازی در مورد واژه ی چیز می نویسد : ( ( چیز در پهلوی چیش čiš و تیس tis بوده است . چیز در بیت در معنی شعر به کار رفته است و ناچیز در معنی آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مایه دکتر کزازی در مورد واژه ی مایه می نویسد : ( ( مایه در پهلوی مایگ māyag و مادگ mādag بوده است . ) ) ز آغاز باید که دانی درست، سر ِ مایه ی گوهر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

درست: دکتر کزازی در مورد واژه ی درست می نویسد : ( ( درست drust ریختی دیگر از درست "درشت" است "درشت" ریختی است که زبان شناسان تاریخی آن را سَندی می ن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

بایستن در پهلوی اپایستنapāyistan بوده است . ز آغاز باید که دانی درست، سر ِ مایه ی گوهران، از نخست؛ ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خوش :تحریف آخوش اوستائی یا آخِش محلی به معنای آسایش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

خلیج معرب کنیک یا کنیج فارسی به معنای گودال یا زمین کنده شده به شکل خمیده پسوند ( ایج ) درکلماتی مانند بسیج ( بستن ، منسجم کردن ) ، آخشیج اوستائی ( آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

خُجَسته : تحریف خوش استه به معنای نیکو شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خیش : تحریف خش فارسی یا خش انداختن بر زمین می باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خورجین : خور در این کلمه تحریف کور به معنای کیسه سیاه بافته شده از موی بز بود که گنجایش بیست من بار راداشت و خورجین تحریف خور گون به معنی وسیله حمل و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

خیزران : این کلمه تحریف نی زاران است در بعضی مناطق ایران به کلمه نی ( خِی ) می گفته اند وبعضی مواقع به آن قامه ، خامه در زبان ترکی به آن قمیش میگویند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خریدن : درقدیم به معنای خر کردن مشتری بوده همانگونه که فروختن به معنای آتش زدن یا افروختن مال بوده است .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

خشت : تحریف کِست به معنای قطعه گل یا بلوک قطعه شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

خط : دراصل این کلمه معرب کلمه خش فارسی می باشد زیرا درقدیم برای نوشتن مطالب مجبور بودند بر روی الواح گلی ایجاد خش کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گنجشک : این کلمه را درزبان بختیاری بِنجِشک تلفظ می کنند وبه بچه گنجشک تیله بنجشک می گویند این کلمه در تلفظ مردم ورامین جَنگوشک می باشد که سرنخی از ری ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

کمین کردن : مانند کما ن کشیده شدن و آماده بودن برای حمله . معمولا از شگرد های گربه سانان در موقع شکار بوده و هست.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

گلوله :تحریف کلمه گوی لوله می باشد ودر اصل منظور از گوی لوله، گوی های فلزی بودند که در لوله ی توپ قرار می دادند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گربه : در گویش محلی چهارمحالی چُریدن به معنای ربودن یا قاپیدن چیزی می باشد همین کلمه را در لهجه همدانی قُر زدن می گویند که قدیمی ترین تلفظ آن گُر می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گوسفند :تحریف کلمه گوشت وند یعنی دامی که برای گوشت آنرا پرورش می دهند. گوسفند :گوسپند دکتر کزازی در مورد واژه ی " گوسپند ( گوسفند ) " می نویسد : ( ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٨

کِرِت: نام پدرکردهای جهان برادر لاری پدرلرها که هردو برادر ازسرزمین آشورآمده و لاری درمنطقه خانقین و ( keret ) درسلیمانیه عراق ساکن شده و ( keret ) ق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

کورش :نامی ترکیب شده ازنام کور به معنای پسر و ( یوش ) یک نام فارسی باستان معادل یوشع عبری که درکل کورش یعنی پسریوش مانند نام جامبوی که به معنی پسر جا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیومرث:تلفظ قدیم این نام کیانرسی یا کیان نرس می باشدکیا به معنای بزرگ ونرسی نیز یک نام باستانی است ونام مادی گئومات برگرفته از نام کیا ماد به معنای ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کیک :واژه ای هند واروپائی مشترک بین زبان فارسی وانگلیسی به معنای نان شیرین این کلمه را درخراسان کاک در زبان تالشی کوکا ودراصفهان کاکولی می گوبند درکر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

بتون : بتون با واژه بُن فارسی همریشه می باشد در زبان انگلیسی bottom به معانی پایین, زیر, ته, کف, پا, بن بکار رفته است .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

بُن : دکتر کزازی در مورد واژه ی بُن می نویسد : ( ( بُن با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است. ) ) چو دیدار یابی به شاخ ِ سخن بدانی که دانش نیاید ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

آمدن : دکتر کزازی در مورد واژه ی آمدن می نویسد : ( ( آمدن در پهلوی متن matan بوده است . ) ) چو دیدار یابی به شاخ ِ سخن بدانی که دانش نیاید به بُن ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

یافتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی یافتن می نویسد : ( ( یافتن در پهلوی ایافتن ayāftan بوده است . ) ) چو دیدار یابی به شاخ ِ سخن بدانی که دانش نیاید به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیدار: دکتر کزازی در مورد واژه ی دیدارمی نویسد : ( ( دیدار در پهلوی دیتار dītār بوده است . ) ) چو دیدار یابی به شاخ ِ سخن بدانی که دانش نیاید به بُن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آموختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی آموختن می نویسد : ( ( آموختن در پهلوی هاموختن hammōxtan بوده است . ) ) ز هر دانشی چون سخن بشنوی ز آموختن یک زمان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

شنودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی شنودن می نویسد : ( ( شنودن در پهلوی اشنوتنašnutan بوده است . با بن اکنون ِآشنو āšnaw ) ) ز هر دانشی چون سخن بشنوی ز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

غنودن : دکتر کزازی در مورد واژه ی غنودن می نویسد : ( ( غنودن به معنی آرمیدن و خفتن این فعل در پارسی از فعل های تک بنه است و تنها بن گذشته آن کاربرد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

پوییدن : به شتاب رفتن و دویدن دکتر کزازی در مورد واژه ی پوییدن می نویسد : ( ( پوییدن در معنی به شتاب رفتن و دویدن است و در پهلوی و پارسی، تنها بُن ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

نهان: دکتر کزازی در مورد واژه ی نهان می نویسد : ( ( نهان در پهلوی نیز " نهان" بوده است؛ ن در آن پیشاونی است که فرود را باز می نماید؛ این پیشاوند را ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

آشکار دکتر کزازی در مورد واژه ی آشکار می نویسد : ( ( آشکار ریخت کوتاه شدهی " آشکارا " در پهلوی آشکاراگāškārāg می تواند بود ) ) تویی کردهٔ کردگار جها ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

جهان: دکتر کزازی در مورد واژه ی جهان می نویسد : ( ( جهان ریختی است از گهان gēhān که در پارسی گیهان و کیهان شده است. چنان می نماید که جهان از ریخت تا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

معرب :تازیکانه دکتر کزازی واژه ی " تازیکانه " را در نوشته های خود به جای واژه ی " معرّب" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازیکانه : معرّب دکتر کزازی واژه ی " تازیکانه " را در نوشته های خود به جای واژه ی " معرّب" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بودن : دکتر کزازی در مورد واژه ی بودن می نویسد : ( ( بودن در پهلوی بوتنbutān، در پارسی با هستن درآمیخته است ( بُنِِ اکنون ) ( ریشه مضارع ) آن در پهل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

سود : دکتر کزازی در مورد واژه ی سود می نویسد : ( ( سود درپهلوی سوت sūt بوده است. ریختی دیگر از آن در پارسی سودا است به معنی بازرگانی و داد و ستد که د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

گفتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی گفتن می نویسد : ( ( گفتن در پهلوی واختن wāxtan بوده است ، نیز گفتن guftan. ) ) حکیما چو کس نیست، گفتن چه سود؟ از این ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

گَمیش : یک نوع علف که در کنار آب رشد می کند . از آنجا که ریشه کن کردن آن کاری است مشکل . به کاری که مشکل باشد گمیش یا قمش می گویند . به نظر می رسد ای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

کاش :آرزو کردن - این کلمه درسانسکریت ish و درانگلیسی wish و درزبان ترکی استامبولی ( keshki ) تلفظ می شود.