پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
صحرا پالون sahra - palōn: [اصطلاح صنایع دستی] نمدی که روی گُرده اسب می اندازند و برای چرا کردن رهایش می کنند.
تلیت telit یا تلیک telik: [اصطلاح صنایع دستی] نمدی کوچک که به هنگام چرا کردن اسب بر پشت آن انداخته می شود.
کولِ گیرkulə - gir یا دوش گیرduš - gir : [اصطلاح صنایع دستی] کت نمدی روستاییان که برای محفوظ ماندن از باران و سرما بر روی دوش خود می انداختند. در بعض ...
پالان نمدی palan - nəmədi: [اصطلاح صنایع دستی] نمدی که به جای پالان به شانه اسب می بندند و اسب را به چرا می فرستند.
کول آگیر kul - a - gir: [اصطلاح صنایع دستی] بالاپوش چوپانان ( پوشش شب ) ؛ در واقع این پوشش نمدی، به منزله ی پتو یا لحاف برای چوپانان است که به آن "کو ...
مُشته muštə: [اصطلاح صنایع دستی] دسته ی علف است برای پاشیدن آب بر روی پشم
پنجه panjə: [اصطلاح صنایع دستی] چوب باریک سه شاخه ای که از چوب نازک جنگل تهیه می شد و برای پهن کردن پشم به کار می رفت.
سفال دَچین sufal - dəčin: [اصطلاح صنایع دستی] تلفظ شرق گیلانی به معنی سفالچین که درغرب گیلان به آن سفالچین sufal - čin: می گویند.
رَکَجrakaj : [اصطلاح صنایع دستی] سفال ساز، کوزه گر، خمره ساز که تلفظ شرق گیلانی است و خُمئِر xum. er نیز تلفظ می شود.
خلات پاره xalat - parə: [اصطلاح صنایع دستی] سفال شکسته
خلات xəlat یا خلت xələt: [اصطلاح صنایع دستی] سفال را گویند.
نفته لیلون گوله ( لولهنگ ) nəftə - lilon - gulə: [اصطلاح صنایع دستی] پیت نفت که در ابتدا سفالی بود و سپس از حلبی هم ساخته شد.
تالمtaləm : [اصطلاح صنایع دستی] چراغ سفالینی که در روشنیِ آن ماهی شکار می کنند و در غرب گیلان بیشتر با این لهجه تلفظ می گردد.
دوشان dušan: [اصطلاح صنایع دستی] تلفظی گالشی است به معنی خم بلند دو دسته
فیشه کونی - kuney fišə: [اصطلاح صنایع دستی] سوت سوتک؛ در قدیم آن را از گل و به شکل خروس می ساختند و می فروختند. گویش لنگرودی است. کالش ها آن را گل فی ...
تالک talək: [اصطلاح صنایع دستی] ظرف سفالین دو دسته برای شیر دوشی
نِیهه nihe یا دوشان نِرخه dušan – nərxə: [اصطلاح صنایع دستی] تلفظی لاهیجانی که در لهجه ی انزلی و گالشی نِرخه nərxə تلفظ می گردد و لنگرودی ها آن را نئ ...
گیلی کوره gili - kurə : [اصطلاح صنایع دستی] کوره ی سفالی مخصوص پختن کَتِه ( برنج )
ماس گوله masə - gulə: [اصطلاح صنایع دستی] کوزه ی سفالی در دار و دسته دار، در ابعاد گوناگون برای به عمل آوردن ماست. کوه نشینان و روستانشینان جلگه در ک ...
گاب دوش gab – duš: [اصطلاح صنایع دستی] ظرف سفالی شیر دوشی
لاکوپجی تونور laku - paji–tunur: [اصطلاح صنایع دستی] تنور سفالی نان لاکوپزی.
آوخانه ow – xanə: [اصطلاح صنایع دستی] تلفظی لاهیجانی و خَله xalə تلفظی لنگرودی و پاشاکی ست و در غرب آبخانه ab - xanə تلفظ می شود. به ظرف استوانه ای س ...
لیلون گوله lilon - gulə: [اصطلاح صنایع دستی] آفتابه ی سفالینی که مخصوص آبریزگاه ها در روستاها بود یا کوزه ای که به آن آوچا گوله awča - gulə می گفتند؛ ...
کوتر آب خور kotər - ab–xor: [اصطلاح صنایع دستی] ظرف سفالی لعابدار که مختص آب کبوتران بود.
گوله gule: [اصطلاح صنایع دستی] کوزه ی سفالین، گالش ها آن را لیلون liulon و اهالی لاهیجان آن را لیلن گوله lilən - gulə تلفظ می کنند.
نمک کوزه nəmak - kuzə: [اصطلاح صنایع دستی] کوزه ی سفالی یا آبراهه ی متخلخل که نمک را به منظورِ پاشیدن روی پلو در آب حل می کردند.
چیری čiri: [اصطلاح صنایع دستی] ظرف سفالی یا مسین ویژه ی شیردوشی
نمک اوگوله nəməkow - gulə: [اصطلاح صنایع دستی] کوزه ی نمک
دُوکو duku یا فُکو fuku: [اصطلاح صنایع دستی] همانند گوشت کوب، اما بزرگتر از آن؛ گوشت کوبِ سفالی با خطوط مورب در کف که مخصوص پهن کردن نان های سنتی هما ...
بوستی busti: [اصطلاح صنایع دستی] تلفظ شرق و غرب گیلان؛ کوزه ی سفالی لعابدار یا بدون لعاب، بلند و کشیده با یک دسته، ویژه ی ترشی و کره و روغن و شیره و ...
نان بیجnan - bij : [اصطلاح صنایع دستی] ساج سفالی مختص پختن نان برنجی، نان لاکو
کاتیج katiĵ: [اصطلاح صنایع دستی] ظرفی از سفال پخته و لعابدار برای پختن خورشت
شیر پراچ šir – prač: [اصطلاح صنایع دستی] صافی سفالی برای چای و شیر.
گیلی کوزه gili – kuzə: [اصطلاح صنایع دستی] کوزه ای گلی
کمر کوزه kamar - kuzə: [اصطلاح صنایع دستی] ظرف سفالی مختص بادکش کردن پشت و کمر
گیلی بوشقاب gili - bušqab: [اصطلاح صنایع دستی] بشقاب گِلی یا سفالی، برای خوردن غذا
گیلی کاسه gili - kasə: [اصطلاح صنایع دستی] کاسه گلی و یا سفالی
مهرmohr : [اصطلاح صنایع دستی] این کار در مورد شانه هایی که به شکل ماهی بود و فرورفتگی هایی داشت، انجام می گرفت. با کمک پیلیس پس از شکل دادن گودی ها، ...
دنده dandə: [اصطلاح صنایع دستی] درآوردن شیارهای یکنواخت روی چوب ( دندانه های شانه )
پیلیس pilis: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری بیضوی شکل که برای صاف کردن شانه از آن استفاده می کردند که به "لیسه کشیدن" معروف بود.
دم گیریdam - giri : [اصطلاح صنایع دستی] نازک کردن یا ورقه کردن تخته ها
قواره qavarə: [اصطلاح صنایع دستی] برش دادنِ تخته ها یا چوب ها به ابعاد یکسان
زیره zirə: [اصطلاح صنایع دستی] اره ی است که پشت شانه را با آن می زدند تا دنده ها یکنواخت به دست آید.
بَچ bač: [اصطلاح صنایع دستی] فاصله انداختن مابینِ دنده های شانه و انداختن میله ای کوچک چوبی که در آخر شانه باقی می ماند.
قلاب qulab: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری برای گرد کردنِ سردنده ها
رَشگِه شونه rəšgə–šunə یا رَشکِه شانه rəškə – šunə: [اصطلاح صنایع دستی] شانه ای چوبی ویژه ی پاک کردن موها از تخم شپش در قدیم
چوب سابčub - sab : [اصطلاح صنایع دستی] شبیه سوهان و کمی بزرگتر از سوهان های معمولی برای صاف کردن دنده های شانه
چوبی شونه čubi - šunə : [اصطلاح صنایع دستی] شانه ی چوبی، تراشیده از چوب گلابی ( خوجxuj ) و شمشاد ( کیش kiš / شیشارšišar ) مستطیلی و در دو ضلع طولی، د ...
لاک lak: [اصطلاح صنایع دستی] چوبی ویژه ی خمیرگیری و آب کردنِ کشک یا مالش دادنِ چای شانه سازی
گردوgərdu : [اصطلاح صنایع دستی] روروئک چوبی، مختص نوزادان نوپا