پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٣٠)
طرح هادی :[اصطلاح ملک و مسکن] عبارت از طرحی است که در آن جهت گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حا ...
طلاقنامه رسمی :[اصطلاح ملک و مسکن] طلاقنامه در صورتی که مطابق نظامنامه های وزارت عدلیه ( یعنی تنظیم آن مطابق مقررات در دفاتر ازدواج و طلاق ) به ثبت ر ...
عقد :[اصطلاح ملک و مسکن] عبارت است از این که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد. ( ماده ۱۸۳ قانون م ...
کاداستر :[اصطلاح ملک و مسکن] عملیاتی است جهت انجام و نصب علائم و نشانه های مربوط به تحدید حدود املاک و حریم آنها.
کاربری :[اصطلاح ملک و مسکن] یکی از حالات خانه - آپارتمان - زمین - زمین محصور - عمارت مسکونی، تجاری، تجاری مسکونی، پاساژ، تعمیر گاه، چاه تلمبه - جنگل ...
وقف اولادی :[اصطلاح ملک و مسکن] نوعی از وقف خاص است که در آن موقوف علیهم منحصر در فرزندان واقف می باشند . در این نوع وقف حصه هر یک از فرزندان پسر و د ...
رحیقُ رمّانی:شراب سرخ به رنگ آب انار و لعل رمانی روی بهرام از آن گل افشانی سرخ شد چون رحیق رُمّانی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 54 ...
لؤلؤِ تاب: لؤلؤ درخشان و تابنده در نمودار آن دو لؤلؤ تاب عمر گفتم دو روزه شد دریاب ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 545 )
غالیه سودن برجایی: آنجا را خوشبو کردن چون شب از نافه های مشک سیاه غالیه سود بر عماری ماه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 544 )
غالیه سودن برجایی: آنجا را خوشبو کردن چون شب از نافه های مشک سیاه غالیه سود بر عماری ماه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 544 )
عماری ماه: فلک ماه ، برج ماه چون شب از نافه های مشک سیاه غالیه سود بر عماری ماه ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 544 )
شغل پیوند: کار ازدواج و همسری و خویشاوندی . با توام دوستی یگانه شود شغلِ پیوند بی بهانه شود ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 544 )
چنبر : حلقه ی طلسم ، خطوط و حروف و ترسیمات آن . یا ز سرها گشایم این چنبر یا سر خویشتن کنم در سر منظور: این طلسم را خنثی سازم ( هفت پیکر نظامی، تصح ...
فرشته پیوند: آنکه خویش و مقرب فرشته است ، اهل معنی و آنکه پیوند بستگی با فرشته دارد . بالکنایه عارف . تا خبر یافت از خردمندی دیو بندی فرشته پیوندی ...
روبات و یا آدم آهنی که امروز به دست بشر ساخته شده است اندیشه ی ساخت آن از قدیم بوده و ساختن انسان آهنی که بتواند آن را جایگزین خود در انجام کارها کند ...
بارنامه ی شوی : عقد نامه ، عقد و نکاح همسر که چون اجاره نامه ایست و ایهاماً نامه و نوشته ای است که کسی را بار گردن کسی دیگر می کند . درکشیده نقاب زل ...
بارنامه ی شوی : عقد نامه ، عقد و نکاح همسر که چون اجاره نامه ایست و ایهاماً نامه و نوشته ای است که کسی را بار گردن کسی دیگر می کند . درکشیده نقاب زل ...
ماه خرگه: ماهچه ی خیمه ، نشان و علامت ماه در قبه ی خیمه . در بیت زیر ایهاماً ترک و زیباروی خرگاه . کای فلک آستان درگه تو قرص خورشید ماه خرگه تو ( ه ...
سِقلابی : مردم چکوسلواکی و یوگسلاوی. بانوی سرخ روی سقلابی آن به رنگ آتشی به لطف آبی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 535 )
رنگ بهرامی: رنگ ستاره ی مریخ که به عقیده ی نظامی گنجه ای سرخ است و به عقیده ی برخی نارنجی . روز بهرام و رنگ بهرامی شاه با هردو کرده هم نامی ( هفت پ ...
روز بهرام: روز فرشته ی پیروزی و روز بیستم از هر ماه . روز بهرام و رنگ بهرامی شاه با هردو کرده هم نامی ( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ...
هوای دُوگ :[اصطلاح صید ] هوای ارام .
هِداک :[اصطلاح صید ] رفتن به دریا به قصد انداختن خیط و قلاب.
نَگه:[اصطلاح صید ] اسکله یا لنگر گاه.
نیز:[اصطلاح صید ]سوزن تور بافی
مِیل سینه:[اصطلاح صید ] چوبی که طرفین لنج را به هم متصل می کند.
مِیل:[اصطلاح صید ]تخته جلو لنج که یک سر آن ( سر پایین ) به بیس متصل می باشد.
میداف :[اصطلاح صید ] پارو
مُول کردن :[اصطلاح صید ] سفت و محکم کردن طناب.
مالچ:[اصطلاح صید ]تخته ای که بر روی بیس قرار می گیرد.
ماشُوه:[اصطلاح صید ] قایق کوچکی که معمولا فاقد موتور است.
لهام شدن :[اصطلاح صید ] به گل نشتن لنج.
ماچله :[اصطلاح صید ] غذای یک مدت معین ملوانان.
گُیوم :[اصطلاح صید ] چوبهای عمودی در وسط لنج.
گَلاف :[اصطلاح صید ] نجار ساخت یا تعمیر لنج گفته می شود.
گُوفه:[اصطلاح صید ] تور ترال ماهی و میگو
گلاته:[اصطلاح صید ] دستمزد ملوانان که بصورت سهم از صید دریافت می کنند.
گَسل:[اصطلاح صید ] طنابی که به وسیله آن لنج را به اسکله یا هر چیز دیگر می بندند.
کُنده :[اصطلاح صید ]= چوبی که پروانه لنج بر روی آن سوار میشود. در زبان آذری به چونه ی خمیر و نان کُنده گفته می شود .
گرگور:[اصطلاح صید ] همان دام یا تله ای بزرگ سیمی است که در عمقهای مختلف انداخته می شود.
کلفات :[اصطلاح صید ] نخهای که جهت پوشاندن درزها و سوراخهای لنج از آن استفاده می نمایند.
کاروف:[اصطلاح صید ]به تور ماهیگیری گفته می شود که در سواحل بسیار کم عمق استفاده می شود.
قُماره :[اصطلاح صید ] کابین لنج که ناخدا جهت هدایت لنج درون آن می نشیند.
فُندل:[اصطلاح صید ] اگزوز موتور لنج
غُوص:[اصطلاح صید ] فرو رفتن در دریا
فریس:[اصطلاح صید ]وسیله است چوبی جهت اندازه گیری عمق آب.
غُوز کردن :[اصطلاح صید ]فرو رفتن در دریا.
عُدّه:[اصطلاح صید ]انداختن تور در دریا به قصد ماهیگیری ( تور های انتظاری ) .
عالیه :[اصطلاح صید ] جلو لنج ، به قسمت بیرونی و گودی و زیر لنج گفته می شود ( قوس شکمی لنج )
شوُنه = روغنی است که به بدنه لنج مالیده می شود.