پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,١٧٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بانکه bankə: [اصطلاح صنایع دستی] شیشه ای شبیه نقل دان که علاوه بر استفاده برای ترشی و مربا، در عطاری ها و بقالی ها برای گیاهان دارویی و آب نبات، شکلا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تسمه چوپوقیtəsmə - čupuqi : [اصطلاح صنایع دستی] نوارهایی باریک برجسته بر روی بدنه ی صندوق که به صورت مورب نقش می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسط خانه vəsət - ə - xanə یا چارخانه čar - xanə: [اصطلاح صنایع دستی] نقش های چهارخانه ای یا شطرنجی که بر روی بدنه نقش زده می شود. ( نوعی نقش )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوشاخه du - šaxə و ای شاخه i–šaxə[اصطلاح صنایع دستی]: گوشه های صندوق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تا به تا tabə - ta یا تامبتا tambəta: [اصطلاح صنایع دستی] نوار پایین صندوق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گول میخ gul - ə - mix: [اصطلاح صنایع دستی] تکه ای آهن که پس از داغ کردن در کوره با چکش یک طرف آن را روی سندان پهن می کردند؛ میخی بزرگ که به عنوان تزی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پَسینه pāsinə: [اصطلاح صنایع دستی] به وسط صندوق می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

رَزَک razak: [اصطلاح صنایع دستی] میله ای فلزی به شکل نیم دایره که در جلوی صندوق زده می شود برای رد شدن میله و چفته و تعبیه ی قفل بر روی آن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

چفته čəftə: [اصطلاح صنایع دستی] فلزی شکل گرفته در طرح های مختلف برای انداختن در رزک. روی درِ صندوق نصب می شد و قفل می خورد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

تُخمه tuxmə یا تَخماق taxmanq: [اصطلاح صنایع دستی] چکشی از جنس چوب کیش، ویژه ی صاف کردن حلب ها بر روی صندوق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

تُخمه tuxmə یا تَخماق taxmanq: [اصطلاح صنایع دستی] چکشی از جنس چوب کیش، ویژه ی صاف کردن حلب ها بر روی صندوق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُشتاره kuštarə: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری دو تیغه در نجاری برای رنده کردنِ چوب ها

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

فقان fəqan: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی اره برای برش دادن چوب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بِج انبار bəj - ānbar: [اصطلاح صنایع دستی] انبار برنج، صندوقی چوبی بدون نقش و نگار با رنگ اصلی چوب ویژه ی برنج روستاییان که در زیر ایوان ( تِلار ) و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دولابچه dullabčə: [اصطلاح صنایع دستی] صندوقچه ای ثابت در دیوار خانه ها برای نگهداری اشیاء و لوازم با ارزش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دس انبار dəs - ānbar: [اصطلاح صنایع دستی] صندوقی چوبی نجاری شده با پایه های خراطی. این صندوق را معمولا در ایوان برای نگهداری باقی مانده ی غذا، میوه، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اورسو صوندوق ursu - sunduq یا عروسی صوندوق arusi - sunduq: صندوقی که برای جهیزیه ی دختران، با رنگ های شاد و طرح هایی از عروس و داماد و یا تک چهره ی ز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

یاشک yašāk: [اصطلاح صنایع دستی] صندوق چوبی، انبار چوبی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

چکتو čakəto یا چوکوتورčukutur : [اصطلاح صنایع دستی] مانند اسکیت بود ( اسکی روی برف ) . این اسکی مدور از چوب انار و یا سرشاخه ی درختان ساخته می شد و گ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاموا گول kamva - gul: [اصطلاح صنایع دستی] کاموایی دسته شده به شکل دایره ای کوچک یا توپی گرد که این گل در نوک چموش و گاه بر روی آن دوخته می شد. این ت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

خِرمابُوته xərmabutə: [اصطلاح صنایع دستی] نقش ترنجی با سرهای کج شده که به زبان محلی خرما بوته یا بوته ی خرما به آن می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

حلوا گول hālva - gul: نقش حلوایی، لوزی های متصل به هم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

خِروا گول xərva - gul: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی نقش در چموش که شبیه درخت آلوچه است. غنچه آلوچه، درخت آلوچه.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گازن gazən: [اصطلاح صنایع دستی] ابزاری آهنی به شکل V انگلیسی با لبه ای پهن و تیز، برای بریدن چرم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماه تابی mah - tabi: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی نقش هلالی همانند ماه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چموش پاتاوه čamuš - patavə: [اصطلاح صنایع دستی] پاپوش و مچ پیچ روستایی که به آن "چاموش"نیز می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دووَندی dovandi: [اصطلاح صنایع دستی] منظور دو بندی است. به چموشی گفته می شود که دارای دو بند چرمی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پابزار pabzar: [اصطلاح صنایع دستی] نام دیگری برای چموش ( شرق گیلان )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چموش پاتُوئه čamuš - patowə: [اصطلاح صنایع دستی] چموش پاتابه ی پشمی، مخصوص زمستان بود و برای راه های دور مورد استفاده قرار می گرفت.

پیشنهاد
٠

چاروَردی وئوجی čar - vārdi - vaoji: [اصطلاح صنایع دستی] نوعی پارچه ابریشمی است، چاروردی بافتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاوزار payzar: [اصطلاح صنایع دستی] چموش ( متداول در روستای واجارگاه رودسر )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چل čal: [اصطلاح صنایع دستی] چرخ چوبی ابریشم کشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاشوقک qašuqāk: [اصطلاح صنایع دستی] چوبی قاشق مانند که به دستگاه شعربافی وصل است و وظیفه اش ضربه زدن به ماکوست.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنی خال bani–xal: [اصطلاح صنایع دستی] چوبی پهن و کلفت و توخالی که مربوط به دستگاه شعربافی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

قولونبکqulunbak : [اصطلاح صنایع دستی] میله ای کوچک که از وسط شیار بنی خال می گذرد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلند تومون bulānd - ə - tumōn: [اصطلاح صنایع دستی] تنبان بلند، دامن چین داری که دورتادور آن نوار دوزی شده باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرزقه jarzəqə: [اصطلاح صنایع دستی] جلیقه ی رنگی پول دوزی شده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتا پیرهَن kuta - pirhān: [اصطلاح صنایع دستی] پیراهن کوتاه که همواره روی آن را گلدوزی و قلابدوزی می نمودند و سکه های اشرفی به آن می آویختند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیجاقوبه kija - qubə: [اصطلاح صنایع دستی] پیراهن پولک دار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چنگک دور دَبَد čəngək - dowr–dabad[اصطلاح صنایع دستی]: پارچه ای برای بستن از زیرِ گلو به دور

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چارقَت čarqat: [اصطلاح صنایع دستی] روسری سفیدی که روی روسری سیاه برای جوانان می بافتند و زنان پیر گاهی هر دو را با هم به صورت "پیشانی دبود" pišani - ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مَندیل mandil: [اصطلاح صنایع دستی] همان پیشانی دبود است که به شکل عمامه می بستند. تمام پارچه های ذکرشده ی پیشین از ابریشم بافته می شد و تنها روستاییا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیادسمال Siy - dəsmal: [اصطلاح صنایع دستی] روسری ساده برای زنان سالخورده.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

تومون tumōn: [اصطلاح صنایع دستی] تنبان بلند، دامن بلند پرچینی که برای جوانان به صورت رنگی و با نوار دوزی در پایین بود و برای زنان سالخورده ساده دوخته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُربّو murabbu: [اصطلاح صنایع دستی] لباس زنان، پیراهنی که تا سرِ زانو می آمد با دو شکاف در طرفینِ لبه، دامن و آستین تنگ و ساده برای زنان پا به سن و چ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

کج kəj: [اصطلاح صنایع دستی] پیله غیرقابل ابریشم کشی را می پزند. با دوک می ریسند و نخ آن را رنگ می کنند. سپس با دستگاه پارچه می بافند که بیشتر در چادر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

هر hər: [اصطلاح صنایع دستی] نقش ابر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

نگاه : دکتر کزازی در مورد واژه ی نگاه می نویسد : ( ( نگاه در پهلوی در ریخت نگاس nigās به کار می رفته است ؛ ستاگ واژه گاه است که در "آگاه " نیز دیده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

فرمان : دکتر کزازی در مورد واژه ی فرمان می نویسد : ( ( فرمان در پهلوی فَرمان framān بوده است ، به همان سان که " فرزند " فرَزند frazand و "فَرْوَهَر" ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

ژرف : دکتر کزازی در مورد واژه ی ژرف می نویسد : ( ( ژرف در پهلوی ژفر zofr بوده است . در واژه ، آنگاه که به پارسی دری رسیده است ، جابجایی آوایی رخ داد ...