پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٢٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تندر استورم ( Thunder Storm ) [اصطلاح پاراگلایدر]: طوفان تندری. فرایند مازاد شکل گیری ابرهای کومولوس تا وزش باران. رعدوبرق و سایر شرایط هوای بحرانی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تریلینگ اج ( Trailing Edge ) [اصطلاح پاراگلایدر]:انتهایی ترین و عقب ترین لبه یک بال ویا ایرفویل ( بال واره ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

توئینگ ( Towing ) [اصطلاح پاراگلایدر]: کشیدن یک گلایدر و خلبان توسط یک رشته طناب یا سیم به وسیله نیروی محرک مانند وینچ و یا مشابه تا به هوا برخواستن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تریم اسپید ( Trim Speed ) [اصطلاح پاراگلایدر]: سرعت تعادل - سرعتی که یک گلایدر متعادل با رها کردن فرامین به آن سرعت میرسد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آپرسورفیس ( Upper Surface ) [اصطلاح پاراگلایدر] : سطح روی یک بال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

توربالانس ( Turbulance ) [اصطلاح پاراگلایدر]: تندبادها و پیچ و تابهای جریانهای هوایی در یک پرواز.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آپ ویند ( Up Wind ) [اصطلاح پاراگلایدر]: جهت پرواز با هدینگ به سمت باد.

پیشنهاد
٠

آپ اسلوپ ویندز ( Upslop WindS ) [اصطلاح پاراگلایدر]: ( بادهای آناباتیک ) بادهایی که بالای یک خط الراس به واسطه حرارت تابش خورشید میوزند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

وریو متر ( Variometer ) [اصطلاح پاراگلایدر] : ابزاری که بالا و پایین آمدن یک گلایدر و مقدار صعود و نزول آن را نشان میدهد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ولو سیتی ( Velocity ) [اصطلاح پاراگلایدر]: اندازه گیری سرعت و جهت حرکت.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ورتیگو ( Vertigo ) [اصطلاح پاراگلایدر]: عدم درک موقعیت به خاطر چرخش زیاد و اختلال در تشخیص آنچه دیده میشود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ونتوری ( Ventury ) [اصطلاح پاراگلایدر] : افزایش سرعت باد زمانیکه باد متراکم و فشرده میشود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

ورتکس ( Vortex ) [اصطلاح پاراگلایدر]: جریانهای پیچشی هوا در نوک بالها - هرنوع جریان پیچشی در هوا -

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وارم فرانت ( Warm Front ) [اصطلاح پاراگلایدر]: جبهه گرم - لبه جلویی یک توده هوای گرم.

پیشنهاد
٠

ویک توربالانس ( Wake Turbulance ) [اصطلاح پاراگلایدر]: اغتشاش در اثر جریان دنباله - جریانهای پیچشی در پشت مسیر یک گلایدر و یا هر نوع هواپیما و بال.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ویند دامی ( Wind Dummy ) [اصطلاح پاراگلایدر]: خلبانی که جهت کنترل وضع هوا ابتدا" به پرواز در می آید.

پیشنهاد
١

ویند ایندیکیتور ( Wind Indicator ) [اصطلاح پاراگلایدر] : سرعت سنج باد و یا جهت نمای باد - باد سنج یا بادنما.

پیشنهاد
٠

ویند گرادیانت ( Wind Gradient ) [اصطلاح پاراگلایدر]: تدرج باد - کاهش سرعت باد با نزدیک شدن به زمین

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وینگ لودینگ ( Wing Loading ) [اصطلاح پاراگلایدر]: نسبت وزن به سطح یک هواپیما که از تقسیم وزن کل در حال پرواز بال وخلبان بر سطح مفید هواپیما بدست می آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویند سوک ( Wind Sock ) [اصطلاح پاراگلایدر]: جهت نمای باد جورابی شکل و یا پارچه ای روی میله اتصال برای نمایاندن جهت جریان باد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وینگ اور ( Wing Over ) [اصطلاح پاراگلایدر] : مانوری که در آن گلایدر و یا بال یک مسیر مانند راندن دوچرخه روی یک دیوار خمیده به بالا و پایین را طی میکن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یاو ( yaw ) [اصطلاح پاراگلایدر] : گردش بال حول محور عمودی به نحوی که یک بال به سمت جلو ودیگری به سمت عقب حرکت میکند گردش به راست و یا چپ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایکس - سی ( X - C ) [اصطلاح پاراگلایدر]: اصطلاح خاص پرواز فرا منطقه ای - کراس کانتری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تندم ( Tandem ) [اصطلاح پاراگلایدر]: پرواز دو نفر با یک گلایدر یا بال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

اسلیپ ( slip ) [اصطلاح پاراگلایدر]:لغزش به داخل یک چرخش ( لغزش به خارج در دور زدن ) بر اثر عدم کنترل کافی.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رزولتنت ( Resulttant ) [اصطلاح پاراگلایدر]: بردار منتج از نیروی برا و پسا در یک ایرفویل - برآیند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

کوئیک لینکز ( Quichlinks ) [اصطلاح پاراگلایدر] : اتصالات فلزی که رایزرها را به بندهای بال متصل میکند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کریبینگ ( Crabbing ) [اصطلاح پاراگلایدر] : کراب گرفتن - حرکت خرچنگ وار - از پهلو حرکت کردن - پرواز در باد با سمتی متفاوت از حرکت رو به جلو به علت فشا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

به درک اسفل: تعبیری منفی و توبیخ آمیز است مانند "به جهنم"، مأخوذ از آیه 145 سورۀ نساء: "انّ المنافقین فی الدّرک الاسفل من النّار" ( منافقان در طبقه ز ...

پیشنهاد
٦

خسر الدنیا والاخره: کنایه از خسارت دو طرفه مربوط به آیه 11 سورۀ حج که می فرماید: "برخی از مردم خدا را بر کناره راه عبادت می کنند. پس اگر خیری به ایش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

هباء منثورا: به معنی غبار پراکنده و مأخوذ از آیه 23 سورۀ فرقان که می فرماید: " وقدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا" ( و به هر عملی که کرده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

نور علی نور: اگر کار یا چیز خوبی به همراه یک خوبی دیگر بیاید یا فرد دارای وضو دوباره وضو بگیرد این عبارت را به کار می برند که مربوط به آیه 35 سورۀ نو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

ما شاء الله: یعنی آنچه خدا بخواهد و از آیه 39 کهف گرفته شده "ولولا إذ دخلت جنّتک قلت ما شاء الله لا قوّة إلا بالله إن ترن انا أقلّ منک مالاً و ولداً" ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

کن فیکون شدن:کنایه از نابود شدن ، از میان رفتن ، هلاک گشتن ، از هم پاشیدن برگرفته از آیه 40 سورۀ نحل دربارۀ اراده الهی است که ( هر چه را بگوید: باش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بارک الله: برگرفته از آیه "فتبارک الله احسن الخالقین" ( سوره مؤمنون، آیه 14 ) است که در پایان آیات مربوط به مراحل خلقت انسان آمده است و در مقام تحسین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گام: به نظر می رسد گام در فارسی با واژه انگلیسی come ( آمدن ) و Coming ( درحال آمدن ) که بیشتر منظور از آمدنی است که با قدم زدن و پیاده آمدن صورت گرف ...

پیشنهاد
٠

پرداختن از چیزی : پاک کردن از چیزی ، از میان برداشتن آن چیز . ( ( این بام و سرای بی وفایان را از شحنه و شش عسس بپردازم ) ) ( تازیانه های سلوک، نق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسد نازم: جای آن دارد که ناز کنم. ( ( گر ناز کنم بر آفرینش من فرزند خلیفه ام، رسد نازم ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

فرزند خلیفه: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "فرزند خلیفه " می نویسد : ( ( کنایه از انسان است و به اعتبار اینکه آدمی در جهان ، مقام خلیفة اللهی دارد *وَ إِ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست دریازیدن: دست بیرون آوردن ، دست دراز کردن ( ( چون بال شکسته گشت بر پرم چون دست بریده گشت دریازم؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سر بپرداختن از عقل: سرِ عقل را برداشتن ، سر عقل را بریدن ( ( از جان جهول دل فرو شویم وز عقل فضول سر بپردازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل فرو شستن: دل برکندن ( ( از جان جهول دل فرو شویم وز عقل فضول سر بپردازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

باغ الهی:بهشت یا رضوان الهی که" و رضوانٌ مِن الله اکبر " 9/72 ( ( کی باشد کین قفس بپردازم در باغ الاهی آشیان سازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قفس: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " قفس " می نویسد : ( ( قفس کنایه از جسم و قالب خاکی است و از دیرباز در ادب فارسی، روح را به گونه ای پرنده ای که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دون القُلّتین : دکتر شفیعی کدکنی در مورد " دون القُلّتین" می نویسد : ( ( دون القُلّتین تعبیری است در مورد چیزهای کم و ناچیز به کار می رود و اصل آن از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

حَشَر گردیدن : انبوه شدن ، تجمّع کردن . ( ( تا حَشَر گردند شاگردان دون القلّتین پردگی گشتند زین غم اوستادان کمال ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تح ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینه مال: صفت فاعلی مرکب مرخم ، یعنی عشقی که سینه ی عاشق را در هم شکند. ( ( ای دریغان صادقان گرم رو در راه دین تیر ایشان دیده دوز و عشق ایشان سینه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناریان: دوزخیان ، اهل دوزخ ، آنان که به دوزخ خواهند رفت . ( ( ناریان بین با سه دوزخ سرد مانده در تموز ابلهان بین با دو دریا غرق گشته در سفال ) ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذوالبقا: از صفات باری تعالی است ، آنکه صاحب جاودانگی است. ( ( کی توان مر ذوالجلال و ذوالبقا را یافتن در خط خوب تکین و در خم زلف ینال؟ ) ) ( تازیا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

حال و مُحال: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " حال و مُحال" در بیت زیر می نویسد : ( ( حال واردی است غیبی و الاهی که بدون دخالت سالک و بی اراده ی او ، بر وی ...