پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مهر گیا: دکتر حسن انوری در مورد "مهر گیا " می نویسد: ( ( مهرگیاه، یبروح الصّنم، گیاهی است از تیره بادنجانیان دارای ریشه ای نسبتاً ضخیم و دوشاخه شبیه ...
کوته نظر: بی ذوق و بیگانه با ظرافت و حسن و هنر. ( ( چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبت خط همی بیند و عارف قلم صنع خدا را ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، ح ...
قدم صدق : دکتر حسن انوری در مورد "قدم صدق " می نویسد: ( ( ( پای راستی. گویا مراد پایداری راستین در عشق و دوستی باشد و اصل آن مأخوذاست از قرآن "وَبَشِ ...
الله الله:اسم صوت، برای خدا، به خاطر خدا. ( ( پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش نکن صحبت ما را ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن ا ...
خوان یغما در قدیم سفره ی بوده که برای عموم گسترانده می شده که هر کسی آزاد بوده هر چیزی از آن سفره دلش می خواسته با خودش ببرد یعنی بعد از صرف غذا هر ک ...
اعتدال قامت:موزونی و راستی قد. ( ( تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو بِبُرد قیمت سرو بلند بالا را ) ) ( گزیده غزلیات سعدی، حسن انوری، انتشارات علمی ...
اِرداف: دکتر حسن انوری در مورد" ارداف " می نویسد: ( ( در بیت زیر آوردن مرغ سلیمان به جای"هد هد " نوعی ارداف است ارداف از آرایه های بدیعی و آن است که ...
قافله ی شب: دکتر حسن انوری در مورد" قافله ی شب " می نویسد: ( ( قافله شب کاروانیانی که شب هنگام راه می سپرند و چشم به طلوع آفتاب صبح دارند. ) ) ( ( ...
باد صبا: دکتر حسن انوری در مورد" باد صبا" می نویسد: ( ( باد صبا بادی است که جنبه اساطیری پیدا کرده است. گویند که از زیر عرش بر می خیزد، به وقت صبح از ...
دکتر کزازی در مورد واژه ی " بر افراختن گوش" می نویسد : ( ( بر افراختن گوش کنایه از هوشیار بودن و به دقت شنیدن است ) ) ( ( سپهبد چو بشنید گفتار زال ...
یال فرو بردن : دکتر کزازی در مورد واژه ی "یال فرو بردن " می نویسد : ( ( یال فرو بردن کنایه ای ایماست از " سر خمانیدن " و " در اندیشه فرو رفتن . ) ) ...
سخن پیمودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سخن پیمودن" می نویسد : ( ( پیمودن در "سخن پیمودن" در معنی سنجیدن و اندازه گرفتن است و سخن پیمودن کنایه ی ایما ...
واژه ی سن با واژه ی سناتور هم ریشه است زیرا واژه پارسی کهن hanata و واژه ی پهلوی شنات ŝināt به معنی سال و سنه با تغییری در حرف ش که به س بدل شده ( خر ...
معده، ماست، ماغ، ماهی، مست ، meat ( گوشت انگلیسی ) و. . . از یک ریشه هند و اروپایی mad که به معنی غذاست گرفته شده اند.
مست در اصل یعنی کسی که سیر شده و اشتهایی برای خوردن ندارد. معده، ماست، ماغ، ماهی، مست ، meat ( گوشت انگلیسی ) و. . . از یک ریشه هند و اروپایی mad که ...
معده، ماست، ماغ، ماهی، مست ، meat ( گوشت انگلیسی ) و. . . از یک ریشه هند و اروپایی mad که به معنی غذاست گرفته شده اند.
معده، ماست، ماغ، ماهی، مست ، meat ( گوشت انگلیسی ) و. . . از یک ریشه هند و اروپایی mad که به معنی غذاست گرفته شده اند.
واژه ی میگ با واژه ی میگو نام حیوان آبزی و ملخ که اسم یک نوع حشره است هم ریشه می باشد.
واژه ی میگـو با واژه ی ملخ نام حیوان و میگ که اسم یک نوع هواپیماست هم ریشه می باشد.
ملخ : دکتر کزازی در مورد واژه ی " ملخ " می نویسد : ( ( ملخ در اوستایی مَذَخه بوده است و در ایرانی کهن مَدَخه ) ) ( ( سپاهش به کردار مور و ملخ نبُ ...
زنّاد در لغت نامه ترکی زنّاد : واژه ای شبیه نقاش و بنا و کفاش و. . . صنعتگر ( به خصوص صنعتگر صنایع دستی ) زنّاد به کسانی گفته می شود که در زمینه ی س ...
چشم دژم:چشم خمار ؛ چشم خواب آلوده . دکتر کزازی در ذیل واژه ی " چشم دژم" می نویسد : ( ( در پندار شناسی سخن پارسی ، ویژگی ای است پسندیده برای آن : چشم ...
توختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " توختن" می نویسد : ( ( توختن با بُن اکنون " توز " ، در پارسی ، در معنی به انجام رساندن ، ورزیدن ، گزاردن ، اداکردن ...
زنجان : نگارنده در مورد نام زنجان نظریه ی جدیدی دارد که از همه ی مواردی که در بالا ذکر شده بسیار قابل قبول و عقل پسند می باشد . واژه زنجان و زنگان از ...
مُغ: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مغ " می نویسد : ( ( مغ در معنی پیشوای زرتشتی است . مغان تیره ای باستانی و راز آلود از ایرانیانند که همواره پیشوایی دی ...
بِنَو:از نویدن به معنی نالیدن ( ( کنون زود پیرایه بگشای و رو به پیش پدر شو به زاری بنو ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...
باب :بابا دکتر کزازی در مورد واژه ی " باب" می نویسد : ( ( باب واژه ای است پارسی به معنی پدر و ریختی از " بابا" ؛ این واژه با " پاپ " و " پاپا" در زبا ...
قندهار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " قندهار" می نویسد : ( ( قندهار شهری است که امروز در افغانستان جای دارد و در ادب پارسی ، کانون و خاستگاه زیبایان و ...
اهواز : دکتر کزازی در مورد واژه ی " اهواز " می نویسد : ( ( چنان می نماید که اهواز ریخت جمع از هوز است ، به شیوه ی زبان تازی . " هوز " نیز ریخت تازیکا ...
کمر کردن دو دست بر گردگاه : کنایه فعلی ایما به معنی در بر گرفتن. "چو آن دید سیندخت برپای جست کمر کرد بر گردگاهش دو دست" ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...
روی زرد بودن : کنایه است از دردمندی و دلشدگی.
نی: در معنی نه نی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " نی" می نویسد : ( ( نی در پهلوی نِه nē، ریختی است کهن تر از" نَه". این واژه با no در انگلیسی و اسپانیا ...
سپنجی: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سپنجی " می نویسد : ( ( سپنجی ریختی است پساوندی از "سپنج " که در معنی ناپایدار و زود گذر به کار برده شده است ریخت که ...
کَفْتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کَفتن" می نویسد : ( ( کفتن kaftan، با بن اکنون کف kafدر پهلوی به معنی افتادن است که در ریخت کَفْتِن، با همین معنی ...
این واژه با واژه ی دفع، مدافع، دفاع، هم ریشه می باشد.
در زبان ترکی به آن" تِل" گفته می شود. البته املای صحیح آن طِل می تواند باشد. به کسی که تل داشته باشد تِلْلِی گفته می شود. واژه طرلان و تللان از آن گر ...
چمیدن در زبان ترکی می شود "سَکْمَک" نوعی راه رفتن نرم و آرام طوری که بدن در یک امتداد بدون تکان های عمودی حرکت کند مثل راه رفتن کبک که به آن خرامیدن ...
واژه ی انگلیسی national با واژه الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ای ...
نا منظم کار کردن موتور اتومبیل در اثر اختلال در برق خودرو. ریپ زدن هم گفته می شود.
قُرُق یک واژه ی ترکی است که اصل آن قؤروق بوده که معادل فارسی آن محافظت و مراقبت می باشد. از مصدر ترکی قؤروتماق به معنی محافظت کردن. و دور کردن افراد ...
baby انگلیسی تغییر یافته ی" بَه بَه" یا" بَه بِه " می باشد. که در زبان ترکی و فارسی بچه و طفل و کودک معنی می دهد.
گایا در زبان ترکی به صخره و پرتگاه گفته می شود.
چاپار از مصدر ترکی چاپّاق گرفته شده و به حرکت سریع و دویدن تند حیوان چهارپا مثل اسب و الاغ و شتر گفته می شود. ملک نیاز ورندیلین سالاردى آتین چاپوپ ق ...
سراغ در اصل سراق بوده یک واژه ی ترکی است از مصدر سؤروشماق به معنی پرس وجو کردن، جستجو و تفحص کردن، در مورد کسی یا چیزی دنبال اثر و رد و پا گشتن. که ب ...
چماق یک واژه ی ترکی است که از مصدر "چؤماق" ترکی گرفته شده است به معنی کج و راست شدن، حرکت کردن به حالت کج و معوج، حرکت دادن به حالت تلو تلو . چون این ...
واژه ی "کلاس" فارسی همان تغییر یافته ی class انگلیسی می باشد.
به نظر می رسد come در زبان انگلیسی همان تغییر یافته ی گام فارسی باشد. come آمدن معنی می دهد و آمدنی که با قدم زدن صورت گرفته. welcome هم معنی تحت لفظ ...
قرومساق یک واژه ترکی است مثل واژه ی باقیرساق به معنی روده که موقع گرسنگی سر و صدا راه می اندازد. بنابراین قرمساق اسم فاعل است از مصدر ترکی" قوروشدورم ...
آستی: دکتر کزازی در مورد واژه ی "آستی " می نویسد : ( ( آستی ریختی کوتاه شده ی "آستین" است، آنچنان که کمین نیز در ریخت" کمی" به کار رفته است. ی و ین ...
در زبان ترکی پاجا، باجا، به معنی روزنه و سوراخی در سقف خانه جهت روشنایی و خروج دود همچون روشنایی خانه های امروز ی، این واژه همریشه با باجه بانکی است. ...