پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٥١
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٤

کلمه ی ( حی ) به معنای کسی است که حیاتی ثابت داشته باشد، چون این کلمه صفت مشبه است ، و مانند سایر صفات مشبه ، دلالت بر دوام و ثبات دارد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٦

مفرغ در اصل از ماده ی افراغ گرفته شده ( افراغ ) که فعل امر ( افرغ ) ، مشتق از آن است به معنای ریخته گری است ، یعنی فلز آب شده ای را در قالب بریزند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه ( افراغ ) که فعل امر ( افرغ ) ، مشتق از آن است به معنای ریخته گری است ، یعنی فلز آب شده ای را در قالب بریزند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

طائفه از ماده ی فئه می باشد فئه به معنای پاره ای از مردم است. ( تفسیر نمونه ) کلمه ( طائفه ) به معنای جماعتی از انسانها است و گویا بدین مناسبت جماعت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( اغتراف ) و کلمه ( غرف ) به معنای آن است که چیزی را بلند کنی و بگیری ، مثلا می گویند: ( فلان غرف الماء ) و یا می گویند: ( فلان اغترف الماء ) ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( ابتلاء ) که اسم فاعل آن ( مبتلی ) از مشتقات آن است به معنای امتحان است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه ( جند ) به معنای مجتمعی انبوه است ، چه از انسان و چه از هر چیز دیگر، و اگر لشگر را جند نامیده اند به خاطر همین است که جمعیتی متراکم هستند .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه فصل به معنای جدائی مکانی است ، همچنانکه در آیه : ( و لما فصلت العیر ) به همین معنا است ، و چه بسا که در معنای قطع یعنی ایجاد جدائی دو چیز استعما ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنای کلمه ( واسع ) که یکی از اسامی خدای تعالی است در اصل به معنای حالتی در جسم است که با داشتن آن حالت اشیائی دیگر را در خود می گنجاند، مانند سعه ظر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه استصفاء به معنای اختیار و انتخاب است ، اصل آن ماده : ( صاد - فاء - واو ) است که به معنای چکیده و خالص از هر چیز است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( اصطفا ) به معنای اختیار و انتخاب است ، اصل آن ماده : ( صاد - فاء - واو ) است که به معنای چکیده و خالص از هر چیز است . فرق میان کلمه ( اصطفأ ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( بصط ) که به معنای دادن و از خود دور کردن است همان واپه ی بسط می باشد ، و این کلمه که در اصل از ماده ( باء - سین - ط ) است ، و طبق یک قاعده صرف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( قبض ) به معنای گرفتن چیزی و کشیدن آن به طرف خویش است ، در مقابل کلمه بسط .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( عسیله ) به معنای جماع است ، در صحاح گفته : در جماع ، عسیله است . یعنی لذتی است که تشبیه به عسل شده ، و اگر ( های ) تصغیر در آخرش آورده اند برا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

( وسطی ) مونث ( اوسط ) ( میانه تر ) است ، و منظور از ( صلوة وسطی ) نمازی است که در وسط نمازها قرار می گیرد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( فضول ) مانند کلمه فضل به معنای زیادی است ، با این تفاوت که فضل به طوریکه گفته اند زیادی در مکارم و کارهای ستوده است ، و فضول ، به معنای زیادی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ( فضل ) مانند کلمه فضول به معنای زیادی است ، با این تفاوت که فضل به طوریکه گفته اند زیادی در مکارم و کارهای ستوده است ، و فضول ، به معنای زیادی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه ( موسع ) ، اسم فاعل از باب افعال است که ماضی آن اوسع می باشد و موسع به کسی گویند که داراى وسعت مالی باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

طراز/تراز: تراز معانی متعدد دارد. از جمله "میزان ارتفاع چیزی نسبت به سطح معینی" معادل niveau فرانسوی و level انگلیسی که گاهی آنها را در فارسی به سطح ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تراز/طراز: تراز معانی متعدد دارد. از جمله "میزان ارتفاع چیزی نسبت به سطح معینی" معادل niveau فرانسوی و level انگلیسی که گاهی آنها را در فارسی به سطح ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اهل شقا: ارباب شقا. مردمان بدبخت و مستمند و بیچاره و گستاخ و بی ادب . ( ( و جزا هم قبای جمع بقا و سقا هم شفای اهل شقا ) ) ( حدیقه، ۲۳۱ ) ( فرهنگ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اهل الکفور: کافران، آنان که پیرو اسلام نیستند، ملحدان، بی دینان . ( ( دوری از سرّ کار همچو کفور هست اهل الکفور اهل قبور ) ) ( حدیقه ، ۲۶۸ ) ( فر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولین برج : حمل، اولین برج از بروج دوازده گانه شمسی معادل فروردین . ( ( اولین برج زین حصار کبود تا کمر بر نبست رخ نمود ) ) ( سیرالعباد ، ۲۶۰ ) ( ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

اولوالعلم: خداوندان علم، دانایان، دانشمندان . ( ( شاه و عالم هر دو را حلم است این اوالامر و آن اولوالعلم است ) ) ( ، ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولوالظلم:ستمگران، صاحبان ستم . ( ( ور قدمشان نه در ره ظلم است این اولوالظلم و آن اولوالخمر است ) ) ( حدیقه، ۵۸۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ...

پیشنهاد
٢

اول صف بر کسی ماندن: تقدم و پیشی و ریاست برکسی ماندن. ( ( کاول صف برکسی ماند کاخر کارها نکو داند ) ) . ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه ( فکر ) به معناى نوعی سیر و مرور بر معلومات موجود حاضر در ذهن است ، تا شاید از مرور در آن ، و یک بار دیگر در نظر گرفتن آن ، مجهولاتی براى انسان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

کلمه ( فقه ) به معناى آن است که فهم ، یعنی همان صورت ذهنی را بپذیرد، و در پذیرش و تصدیق آن مستقر شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( فهم ) به معناى آن است که ذهن آدمی در برخورد با خارج به نوعی عکس العمل نشان داده و صورت خارج را در خود نقش کند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

کلمه عرفان و معرفت ، به معناى آن است که انسان صورتی را که در قوه دراکه اش ترسیم شده ، با آنچه که در خزینه ذهنش پنهان دارد، تطبیق کند، و تشخیص دهد که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه ( ذکر ) ، به معناى پیش کشیدن صورتهایی است که در خزینه ذهن انبار شده ، و آن را بعد از آنکه از نظر و فکر غایب بوده ، حاضر سازیم ، و یا اگر حاضر بو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مورد استعمال کلمه شعور محسوسات است ، نه معقولات و به همین جهت حواس ظاهرى را مشاعر می گویند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کلمه ( شعور ) که به معناى ادراک دقیق است از ماده ( شعر - به فتح شین ) گرفته شده ، که به معناى مو بوده و ادراک دقیق را از آنجا که مانند مو باریک است ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( حسبان ) به معناى ظن است ، با این تفاوت که گویا استعمال کلمه حسبان در مورد ظن استعمالی است استعارى ، مانند کلمه عد - شمردن چون همه می دانیم که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٩

کلمه ( ظن ) به معناى تصدیق بیش از پنجاه درصد و نرسیده به صد در صد است ، زیرا که اگر به درجه صد در صد برسد جزم و قطع می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه ( عقل ) در لغت به معناى بستن و گره زدن است . و به همین مناسبت ادراکاتی هم که انسان دارد و آنها را در دل پذیرفته و پیمان قلبی نسبت به آنها بسته ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

میسر در عرب بیشتر در یک نوع خاصی از قمار استعمال می شود، و آن عبارت است از انداختن چوبه تیر که از لام و اقلامش هم می گویند. و اما چگونگی این بازى ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مقامر ( قمارباز ) را یاسر می گویند، و اصل در معنایش سهولت و آسانی است ، و اگر قمار باز را آسان خواندند به این مناسبت است که قمار باز بدون رنج و تعب و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کلمه ( صیام ) و کلمه ( صوم ) در لغت مصدر، و به معناى خوددارى از عمل است ، مثلا صوم از خوردن ، و صوم از نوشیدن ، و از جماع و از سخن گفتن و راه رفتن و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام ایوان کوپالا که به لغت ایرانی، سکایی به معنی ایوان تنومند و به لغت اسلاو به معنی ایوان تعمید دهنده است، در رابطه با جشن و سرور اواسط فصل بهار است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

ایوان ( Eyvan ) در اساطیر اسلاوها نام زرتشت به صورت ایوان ( دانای درخشان ) و ایوان کوپاله ( دانای درخشان تنومند ) ـ که هر دو در رابطه با آتش های مقدس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اصل کلمه سمبل یونانی Symvolo است به معنی"جفت و جور کردن دو چیز در کنار هم ، به هم پیوستن و روی همدگر انداختن" می باشد. این کلمه به زبان لاتین رفته و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

جا افتادن : پذیرفته شدن , تثبیت شدن . عادی شدن ، سازگار شدن ، " هنوز در این استان مرزی اهمیت رسانه و نقش آن در توسعه استان برای خیلی از مدیران بخش خ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

درگیری داشتن : نزاع داشتن ، مجادله داشتن ، مباحثه داشتن ، مشاجره داشتن . " نماد شناسان همیشه در مباحث نمادشناسی با هم درگیری دارند . "

پیشنهاد
٤

انگشت در نمک زدن : سوگند خوردن و عهد کردن. ( ( اشاره به این حدیث نبوی "افتتح بالملح و اختم به" ) ) ( سفینة البحار ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ...

پیشنهاد
٤

انگشت دراز نکردن: انگشت کشیده داشتن از چیزی، کنایه از اعتراض نکردن و عیب نگرفتن. ( ( با تو یک روز آز و ناز نکرد بر تو انگشت کس دراز نکرد ) ) ( سیر ...

پیشنهاد
٥

انگشت به دندان گرفتن: تعجب کردن، سخت حیران شدن. ( ( کان زن او را جواب داد درشت که به دندان گرفت از او انگشت ) ) ( حدیقه، ۵۴۵ ) ( فرهنگ لغات و تع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

الف وحدت : در اصطلاح صوفیه موجودات خارجیه به حروف عالیات نشان داده شود، و هر گاه از موجودات به حرف عالیات نشان داده شود. معین است که الف که اول حروف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

در بسم بودن : در چیزی فرو رفتن و پنهان شدن. ( ( خصم را رمح چون الف در بسم چشم ها کرده همچو جان در جسم ) ) ( حدیقه، ۵۲۷ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

اُشنان فروش : اشنانی و اشنان گیاهی است که بدان رخت شویند. ( ( هنری گشته از هزار پدر خاصه اشنان فروش و صابونگر ) ) ( کارنامه بلخ، ۱۹۶ ) ( فرهنگ ...