پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
اسب کسب زیر زین بودن : ظاهراً مهیا بودن اسباب روزی. ( ( روزی تو اگر به چین باشد اسب کسب تو زیر زین باشد ) ) ( حدیقه، ۱٠۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...
اسباب دادن: ظاهراً به معنی برخوردار کردن و متمتع ساختن است. ( ( تومر این مرغ راز چاه پر آب نتوانی ز آب داد اسباب ) ) ( حدیقه، ۴۶۵ ) ( فرهنگ لغات ...
قیز که در زبان ترکی قئز تلفظ می شود. که از مصدر ترکی قئزماق گرفته شده و چندین معنی دارد. ۱ - گرم شدن، داغ کردن بدن ۲ - عصبانی شدن ۳ - حشری شدن حیوان ...
توهم زدن : دچار توهم شدن ، دچار هذیان گویی شدن . خیالاتی شدن . به عالم هپروت رفتن . دچار روان پریشی شدن . " مرد شیشه ای توهم زد و خانواده اش را با چ ...
گاز چیزی را گرفتن : با استفاده از آن تند رفتن , با استفاده از آن سریع حرکت کردن ، گازش را گرفتن : در لهجه و گویش تهرانی یعنی تند رفتن .
به قد و قواره کسی بودن :به بلندی قامت و اندام او بودن ، کنایه از حریف او بودن ، در حد و اندازه ی او بودن . "نیکبخت واحدی در خصوص صحبتهای علی لطیفی م ...
مست و پاتیل : سیاه مست ، در تداول عوام ، حالت سکر و بی خبری بعلت مستی . تیان
بو گند دادن:بوی بد پراکندن، بویناک بودن، عفن بودن، گندیده بودن، متعفن بودن.
پیچیدن و رفتن : کنایه از اینکه تغییر موضع داد و از حرف و اصرار خود باز گشت . روی بر تافتن ، معادل قدیم آن عنان پیچیدن است . کنایه از اینکه راه خود را ...
شوت بودن: کنایه از خنگ بودن و بیشتر حواس پرتی داشتن ، سطح هوشی کمتر داشتن .
کنایه از احمق بودن , نفهم بودن , خل و چل بودن .
در لاک دفاعی خود فرو رفتن: از موضع خود عقب نشستن. دست از تعدی و تجاوز برداشتن و عقب نشینی کردن، بی توجه به پیرامون خود به فکر فرو رفتن.
قصه کلثوم ننه تعریف کردن: کنایه از اینکه با سخنان بی اساس سر مردم را گرم کردن، یک مشت مزخرفات به خورد مردم دادن. با سخنان بی اساس به سر مردم شیره مال ...
با زیر آبی در رفتن: با مخفی کاری و زرنگی خود را کنار کشیدن، خود را با مهارت خاصی از معرکه خارج کردن، با زرنگی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن
سوال کلیدی: سوال حیاتی، سوال اساسی، سوال مهم، سوال اثرگذار، سوال طلایی، سوال ویژه، سوال خاص، ، سوال مشکل گشا،
اسم از سمو ( بر وزن غلو ) گرفته شده که به معنی بلندی و ارتفاع است ، و اینکه به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آنست که مفهوم آن بعد از نامگذاری از مر ...
مارادونا را ول کن غضنفر را بگیر: کنایه از اینکه از دشمن و غیر خودی نترس مواظب خودی و دشمن داخلی باش که راحت می تواند از اعتمادت استفاده کند و ضربه ی ...
شتاب صفر تا صد: کنایه از عکس العمل هر چیز یا هر کس در شروع یک عمل و کار. مثلا شتاب صفر تا صد فلانی خیلی کم است یعنی یک کمی دست و پا چلفتی است. یعنی ...
از گلو گریستن : ظاهراً به معنی ظاهر گریه کردن و فقط صدای گریه را در آورد نمی باشد مفهوم بیت نظیر این مثل در زبان تازه است که گفتند. ( ( نوحه گر کز ...
از گردن فرو نهادن : رها کردن از گردن، رفع تکلیف. خود را از مسئولیت کاری و عملی آزاد کردن . ( ( خویشتن را فرو نه از گردن تا شوی نازنین به هر بر زن ) ...
از صدف مشک و از آهو در جستن : کار بیهوده انجام دادن. نظیر آب در هاون کوفتن . ( ( آستین ارز هیچ خواهی پر از صدف موشک جو ز آهو دُر ) ) ( حدیقه، ۴۴۸ ...
از شکر تلخ تر به کس نگفتن: از شکر خوشتر به کسی نگفتن، از گل شکر تلخ تر نگفتن، با شیرین تر و با حرمت تر صورتی با کسی گفت و گو کردن، نظیر از گل نازکتر ...
ینگه در زبان ترکی به معنی جدید، از نو، دوباره، به تازگی، در حال حاظر معنی می دهد. در شب زفاف پیرزنی جلو در حجله داماد نگهبانی می داد که به آن پیرزن ی ...
از سر عین : ظاهرا به اشاره ی چشم است. ( ( تیغ او رخنه کرده از سر عین بیخ دیوار بست ذوالقرنین ) ) ( کارنامه برف ، ۱۸۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...
از سر سردی: از روی بی مهری. ( ( آن یکی گفتش از سر سردی که بدیدم سلیم دل مردی ) ) ( حدیقه ، ۶۷۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر مح ...
از ره بردن : منحرف ساختن، به مجاز گمراه کردن و گول زدن. ( ( پدر هر که را ز ره بردن دختر و زنش را بیفشردند ) ) ( کارنامه بلخ ، ۱۹۰ ) ( فرهنگ لغات ...
از روی به پشت دادن: مراد از روی خاصان و محارم است و مراد از پشت نامحرمان و عوام الناس است. "روی" وجه الله است و" پشت" خلق الله. یعنی راز را از وجه ال ...
از دیده باد آوردن: ورم چشم از گریه ی فراوان . ( ( از دل آتش ز دیده باد آورد علت جهل خویش یاد آورد ) ) ( حدیقه ، ۴۰۸ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...
از خود صید کردن : ظاهراً به معنی کشتن نفس است با توجه به حدیث شریف" موتوا قبل ان تموتوا "خود را نادیده گرفتن و فراموش کردن . ( ( شبلی آنگه که کرد ا ...
از خود زادن: ظاهراً به معنی از خود هنری نشان دادن و فرزند خصال خویشتن بودن است. ( ( گر تو هستی ز نسبت آدم هم ز خود زای با کمر چو قلم ) ) ( حدیقه، ...
از خود پیاده کردن: از خودبینی و خودخواهی دور کردن، از خود غافل کردن . ( ( باز دارش ز خو پیاده کند گوشه ی چشم او گشاده کند ) ) ( حدیقه، ۱۵۹ ) ( فر ...
از خط بودن: شاید مراد بیرون از خط و منحرف از جاده ی حقیقت باشد. ( ( جان بوبکر خط اوسط بود نه ز خط بد عتیق در خط بود ) ) ( حدیقه ، ۲۲۹ ) ( فرهنگ ...
از خانه : آشنا، از یک خانواده، هم خانواده. ( ( شرع از اشعار سخت بیگانه است گرچه با او کنون هم از خانه است ) ) ( حدیقه ، ۱۴۶ ) ( فرهنگ لغات و تعب ...
از جگر قلیه پیاز خوردن: نظیر:" از ران خود کباب خوردن است "که کنایه از با مشقت خود چیزی حاصل کردن می باشد . ( ( بی نیاز ار غم نماز خوری از جگر قلیه ...
از پسِ پشت کردن: پشت سر گذاشتن، پشت سر نهادن، کنارگذاشتن . ( ( پیش روی آوریده راه درشت قبله کرده پاک ازپس پشت ) ) ( سیر العباد، ۲۴۸ ) ( فرهنگ لغ ...
از بن ناخن: کنایه از ذخیره و جمع شده باشد و کنایه از اطاعت و بندگی و ته دلی هم هست. دادمردی و علم و حفظ سخن . سر انگشتش از بن ناخن ( حدیقه، ۲۵۲ ) ...
از آسمان زنبیل فرستادن: از آسمان چیزی به زمین آوردن و کشیدن به کنایه از امر غریب و ممتنع الوقوع به ظهور آوردن . نیست دنیا تو را به هیچ سبیل نفرستدت ...
از آب و کار شدن: ضایع گشتن و دیگر کاری از وی بر نیامدن . چار حسش ز آب و کار شده حس ذوقش یکی هزار شده ( کارنامه بلخ، ۱۸۰ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...
ارزانی بودن: درخور، لایق، سزاوار، مستحق کی بدین اصل و منصب ارزانی است جز کسی کش سر مسلمانی است ( حدیقه، ۹۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی ...
زکات از ماده تزکیة گرفته شده تزکیة در اصل - چنانکه راغب در مفردات آورده - به معنی نمو و رشد دادن است ، و زکات نیز در اصل به معنی نمو و رشد است ، سپس ...
دسیسه از ماده دس گرفته شده دس در اصل به معنی داخل کردن چیزی توام با کراهت است ، و دسیسه به کارهای مخفیانه زیانبار گفته می شود .
جنان ( از ماده جن بر وزن فن ) به معنی پوشانیدن چیزی است به این خاطر قلب را جنان ( بر وزن زمان ) می گویند چون در میان سینه نهفته است و یا اینکه اسرار ...
ملکوت در اصل از ریشه ملک ( بر وزن حکم ) به معنی حکومت و مالکیت است ، واو و ت برای تاکید و مبالغه به آن اضافه شده است.
مفاتح جمع مفتح ( بر وزن بهتر ) به معنی کلید است ، و نیز ممکن است جمع مفتح ( بر وزن دفتر ) به معنی خزینه و مرکز نگاهداری چیزی بوده باشد .
سفاح ( بر وزن کتاب ) به معنی زنا می باشد و در اصل از سفح به معنی ریزش آب و یا اعمال بیهوده و بی رویه گرفته شده است . قرآن آن را کنایه از آمیزش نامشرو ...
واژه سحر ( بر وزن بشر ) در اصل به معنی پوشیده و پنهان بودن است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگی خاصی بر همه چیز حکومت می کند ، نام آن سحر گذاشته شده است ...
ارحام جمع رحم ( بر وزن خشن ) در اصل به معنی محلی است از شکم مادر که بچه در آن پرورش می یابد ، سپس به تمام نزدیکانی که در اصل از یک مادر متولد شده اند ...
حمس ( بر وزن خمس ) به معنی کسی که در دین خود محکم و پابرجاست .
اسباط از سبط ( بر وزن حفظ ) و سبط ( بر وزن ثبت ) و انبساط گرفته شده در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( ب ...
سبط ( بر وزن حفظ ) در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( بر وزن سبد ) گفته می شود ، زیرا شاخه های آن به راح ...