پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٥٢
پیشنهاد
٤

اسب کسب زیر زین بودن : ظاهراً مهیا بودن اسباب روزی. ( ( روزی تو اگر به چین باشد اسب کسب تو زیر زین باشد ) ) ( حدیقه، ۱٠۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

اسباب دادن: ظاهراً به معنی برخوردار کردن و متمتع ساختن است. ( ( تومر این مرغ راز چاه پر آب نتوانی ز آب داد اسباب ) ) ( حدیقه، ۴۶۵ ) ( فرهنگ لغات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

قیز که در زبان ترکی قئز تلفظ می شود. که از مصدر ترکی قئزماق گرفته شده و چندین معنی دارد. ۱ - گرم شدن، داغ کردن بدن ۲ - عصبانی شدن ۳ - حشری شدن حیوان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

توهم زدن : دچار توهم شدن ، دچار هذیان گویی شدن . خیالاتی شدن . به عالم هپروت رفتن . دچار روان پریشی شدن . " مرد شیشه ای توهم زد و خانواده اش را با چ ...

پیشنهاد
٤

گاز چیزی را گرفتن : با استفاده از آن تند رفتن , با استفاده از آن سریع حرکت کردن ، گازش را گرفتن : در لهجه و گویش تهرانی یعنی تند رفتن .

پیشنهاد
٤

به قد و قواره کسی بودن :به بلندی قامت و اندام او بودن ، کنایه از حریف او بودن ، در حد و اندازه ی او بودن . "نیکبخت واحدی در خصوص صحبتهای علی لطیفی م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مست و پاتیل : سیاه مست ، در تداول عوام ، حالت سکر و بی خبری بعلت مستی . تیان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بو گند دادن:بوی بد پراکندن، بویناک بودن، عفن بودن، گندیده بودن، متعفن بودن.

پیشنهاد
٣

پیچیدن و رفتن : کنایه از اینکه تغییر موضع داد و از حرف و اصرار خود باز گشت . روی بر تافتن ، معادل قدیم آن عنان پیچیدن است . کنایه از اینکه راه خود را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

شوت بودن: کنایه از خنگ بودن و بیشتر حواس پرتی داشتن ، سطح هوشی کمتر داشتن .

پیشنهاد
٤

کنایه از احمق بودن , نفهم بودن , خل و چل بودن .

پیشنهاد
٥

در لاک دفاعی خود فرو رفتن: از موضع خود عقب نشستن. دست از تعدی و تجاوز برداشتن و عقب نشینی کردن، بی توجه به پیرامون خود به فکر فرو رفتن.

پیشنهاد
٥

قصه کلثوم ننه تعریف کردن: کنایه از اینکه با سخنان بی اساس سر مردم را گرم کردن، یک مشت مزخرفات به خورد مردم دادن. با سخنان بی اساس به سر مردم شیره مال ...

پیشنهاد
٥

با زیر آبی در رفتن: با مخفی کاری و زرنگی خود را کنار کشیدن، خود را با مهارت خاصی از معرکه خارج کردن، با زرنگی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سوال کلیدی: سوال حیاتی، سوال اساسی، سوال مهم، سوال اثرگذار، سوال طلایی، سوال ویژه، سوال خاص، ، سوال مشکل گشا،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسم از سمو ( بر وزن غلو ) گرفته شده که به معنی بلندی و ارتفاع است ، و اینکه به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آنست که مفهوم آن بعد از نامگذاری از مر ...

پیشنهاد
٧

مارادونا را ول کن غضنفر را بگیر: کنایه از اینکه از دشمن و غیر خودی نترس مواظب خودی و دشمن داخلی باش که راحت می تواند از اعتمادت استفاده کند و ضربه ی ...

پیشنهاد
٢

شتاب صفر تا صد: کنایه از عکس العمل هر چیز یا هر کس در شروع یک عمل و کار. مثلا شتاب صفر تا صد فلانی خیلی کم است یعنی یک کمی دست و پا چلفتی است. یعنی ...

پیشنهاد
١

از گلو گریستن : ظاهراً به معنی ظاهر گریه کردن و فقط صدای گریه را در آورد نمی باشد مفهوم بیت نظیر این مثل در زبان تازه است که گفتند. ( ( نوحه گر کز ...

پیشنهاد
١

از گردن فرو نهادن : رها کردن از گردن، رفع تکلیف. خود را از مسئولیت کاری و عملی آزاد کردن . ( ( خویشتن را فرو نه از گردن تا شوی نازنین به هر بر زن ) ...

پیشنهاد
١

از صدف مشک و از آهو در جستن : کار بیهوده انجام دادن. نظیر آب در هاون کوفتن . ( ( آستین ارز هیچ خواهی پر از صدف موشک جو ز آهو دُر ) ) ( حدیقه، ۴۴۸ ...

پیشنهاد
١

از شکر تلخ تر به کس نگفتن: از شکر خوشتر به کسی نگفتن، از گل شکر تلخ تر نگفتن، با شیرین تر و با حرمت تر صورتی با کسی گفت و گو کردن، نظیر از گل نازکتر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ینگه در زبان ترکی به معنی جدید، از نو، دوباره، به تازگی، در حال حاظر معنی می دهد. در شب زفاف پیرزنی جلو در حجله داماد نگهبانی می داد که به آن پیرزن ی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سر عین : ظاهرا به اشاره ی چشم است. ( ( تیغ او رخنه کرده از سر عین بیخ دیوار بست ذوالقرنین ) ) ( کارنامه برف ، ۱۸۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سر سردی: از روی بی مهری. ( ( آن یکی گفتش از سر سردی که بدیدم سلیم دل مردی ) ) ( حدیقه ، ۶۷۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر مح ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از ره بردن : منحرف ساختن، به مجاز گمراه کردن و گول زدن. ( ( پدر هر که را ز ره بردن دختر و زنش را بیفشردند ) ) ( کارنامه بلخ ، ۱۹۰ ) ( فرهنگ لغات ...

پیشنهاد
٢

از روی به پشت دادن: مراد از روی خاصان و محارم است و مراد از پشت نامحرمان و عوام الناس است. "روی" وجه الله است و" پشت" خلق الله. یعنی راز را از وجه ال ...

پیشنهاد
٢

از دیده باد آوردن: ورم چشم از گریه ی فراوان . ( ( از دل آتش ز دیده باد آورد علت جهل خویش یاد آورد ) ) ( حدیقه ، ۴۰۸ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

پیشنهاد
٢

از خود صید کردن : ظاهراً به معنی کشتن نفس است با توجه به حدیث شریف" موتوا قبل ان تموتوا "خود را نادیده گرفتن و فراموش کردن . ( ( شبلی آنگه که کرد ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از خود زادن: ظاهراً به معنی از خود هنری نشان دادن و فرزند خصال خویشتن بودن است. ( ( گر تو هستی ز نسبت آدم هم ز خود زای با کمر چو قلم ) ) ( حدیقه، ...

پیشنهاد
٢

از خود پیاده کردن: از خودبینی و خودخواهی دور کردن، از خود غافل کردن . ( ( باز دارش ز خو پیاده کند گوشه ی چشم او گشاده کند ) ) ( حدیقه، ۱۵۹ ) ( فر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از خط بودن: شاید مراد بیرون از خط و منحرف از جاده ی حقیقت باشد. ( ( جان بوبکر خط اوسط بود نه ز خط بد عتیق در خط بود ) ) ( حدیقه ، ۲۲۹ ) ( فرهنگ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از خانه : آشنا، از یک خانواده، هم خانواده. ( ( شرع از اشعار سخت بیگانه است گرچه با او کنون هم از خانه است ) ) ( حدیقه ، ۱۴۶ ) ( فرهنگ لغات و تعب ...

پیشنهاد
٢

از جگر قلیه پیاز خوردن: نظیر:" از ران خود کباب خوردن است "که کنایه از با مشقت خود چیزی حاصل کردن می باشد . ( ( بی نیاز ار غم نماز خوری از جگر قلیه ...

پیشنهاد
٢

از پسِ پشت کردن: پشت سر گذاشتن، پشت سر نهادن، کنارگذاشتن . ( ( پیش روی آوریده راه درشت قبله کرده پاک ازپس پشت ) ) ( سیر العباد، ۲۴۸ ) ( فرهنگ لغ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از بن ناخن: کنایه از ذخیره و جمع شده باشد و کنایه از اطاعت و بندگی و ته دلی هم هست. دادمردی و علم و حفظ سخن . سر انگشتش از بن ناخن ( حدیقه، ۲۵۲ ) ...

پیشنهاد
٢

از آسمان زنبیل فرستادن: از آسمان چیزی به زمین آوردن و کشیدن به کنایه از امر غریب و ممتنع الوقوع به ظهور آوردن . نیست دنیا تو را به هیچ سبیل نفرستدت ...

پیشنهاد
٢

از آب و کار شدن: ضایع گشتن و دیگر کاری از وی بر نیامدن . چار حسش ز آب و کار شده حس ذوقش یکی هزار شده ( کارنامه بلخ، ۱۸۰ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ارزانی بودن: درخور، لایق، سزاوار، مستحق کی بدین اصل و منصب ارزانی است جز کسی کش سر مسلمانی است ( حدیقه، ۹۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

زکات از ماده تزکیة گرفته شده تزکیة در اصل - چنانکه راغب در مفردات آورده - به معنی نمو و رشد دادن است ، و زکات نیز در اصل به معنی نمو و رشد است ، سپس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

دسیسه از ماده دس گرفته شده دس در اصل به معنی داخل کردن چیزی توام با کراهت است ، و دسیسه به کارهای مخفیانه زیانبار گفته می شود .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

جنان ( از ماده جن بر وزن فن ) به معنی پوشانیدن چیزی است به این خاطر قلب را جنان ( بر وزن زمان ) می گویند چون در میان سینه نهفته است و یا اینکه اسرار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

ملکوت در اصل از ریشه ملک ( بر وزن حکم ) به معنی حکومت و مالکیت است ، واو و ت برای تاکید و مبالغه به آن اضافه شده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

مفاتح جمع مفتح ( بر وزن بهتر ) به معنی کلید است ، و نیز ممکن است جمع مفتح ( بر وزن دفتر ) به معنی خزینه و مرکز نگاهداری چیزی بوده باشد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

سفاح ( بر وزن کتاب ) به معنی زنا می باشد و در اصل از سفح به معنی ریزش آب و یا اعمال بیهوده و بی رویه گرفته شده است . قرآن آن را کنایه از آمیزش نامشرو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

واژه سحر ( بر وزن بشر ) در اصل به معنی پوشیده و پنهان بودن است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگی خاصی بر همه چیز حکومت می کند ، نام آن سحر گذاشته شده است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارحام جمع رحم ( بر وزن خشن ) در اصل به معنی محلی است از شکم مادر که بچه در آن پرورش می یابد ، سپس به تمام نزدیکانی که در اصل از یک مادر متولد شده اند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حمس ( بر وزن خمس ) به معنی کسی که در دین خود محکم و پابرجاست .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسباط از سبط ( بر وزن حفظ ) و سبط ( بر وزن ثبت ) و انبساط گرفته شده در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

سبط ( بر وزن حفظ ) در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( بر وزن سبد ) گفته می شود ، زیرا شاخه های آن به راح ...