پاسخهای علی باقری
ضرب المثل «آبشان از يک جوي نمي رود.» درستش چیه ؟ و مفهومش چیه ؟
آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند. آبشان از یک جو نمی رود :برای ستیزه و لجاجی یا اختلاف عقیده ای که دارند با یکدیگر نمی توانند زیست . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص
هم خانواده های اتفاق اتفاق از ریشه فعل "وفق" می باشد ، وِفْق، موافق، اتفاقات، توافق، موافقت،
مادر ترکی ضرب المثلی داریم که می گوید: اؤزؤم اؤزؤمه ائلَمِئشَم کؤلو، گؤزومه ائلَمِیشَم ترجمه: خودم به خودم نموده ام خاکستر را به چشم خودم نموده ام بیت شعر: لعنت به خودم، خودم نمودم خاک دو جهان، سرم نمودم شعر از: علی باقری
ایرانیان در قدیم به مرکبات نارنگ و تُرنگ ( نارنگ ترش ) می گفتند امروزه هم در ایران به نوعی از پرتقال نارنگی می گویند. نارنگ و ترنگ از زبان فارسی به زبان عربی وارد شده به نارنج وترنج تغییر یافت نارنج ...
قند :در زبان هندی به کریستال "خاندا" گفته می شد . هندی ها وقتی شکر را به شکل نبات یا کرستال تبدیل می کردند به آن خاند می گفتند ایرانی ها خاند را گند و عربها آن را به قند تبدیل کردند . قند مُعَــرَّب ی ...
( Elephent ) : دگرگون شده ی الفیل عربی است که ریشه ی آن پیل پارسی است. در تورانی هم ریشه های فیل و پیل هر دو دیده می شود .
کرکس ـ ( Carcass به انگلیسی ) لاشه و مردار ، Carcass جابه جا شده کرکس است که پرنده ای مردارخوار می باشد. شاید در دوران رواج آیین زرتشتی که جنازه ها را در معرض هوای آزاد در کوه ها قرار می دادند و عملاً هر جنازه خوراک کرکس می شد، این واژه با لاشه و مردار مترادف شد.
کاروان : کاروان تغییر یافته ی کاربان است . " کار "در آن به معنی ارابه است . در قدیم لوازم گرانقیمت و مالیات های جمع آوری شده را با ارابه حمل می کردند و افرادی هم همراه این ارابه ها جهت مراقبت از آن حر ...
بازار : به معنی کار و بار و رفتار و شیوه ی زندگانی بدید، از بدو نیک ، بازارِ اوی ؛ به یزدان پناهید در کار ِ اوی. نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۱۹۰. در جای دیگر می ...
کسی میتونه یک بیت شعر برای موضوع "هر چی بکاری همونو بر میداری " مثال بزنه ؟
ما در ترکی ضرب المثلی داریم که می گوید: هر نه تؤکْسَن آشووا اوْ گَلَرْ قاشِّقووا ترجمه: هر چه در آشَت بریزی (در وقت خوردن) همان به قاشقت خواهد آمد. شعر: هر چه را در آش ریزی بی گمان چون خوری در قاشقت آید همان شعر از (علی باقری)