پاسخهای علی باقری
ضرب المثل فارسی معادل ضرب المثل گرجستانی "مس خودتان بهتر از طلای مرد دیگری است "
معادل آن تقریبا این ضرب المثل فارسی است ((سرکه نقد به از حلوای نسیه )) چیز کم ارزشی که در اختیار و در دم دست توست بهتر از آن چیزی است که با ارزش است ولی تو بدان دسترسی نداری و یا از اختیار تو بیرون است
در جایی خواندم که چنار ،گوجه فرنگی و کدو تنبل و خیار و الله عباسی جزو گیاهان دو لپه ای هستند.الله عباسی چیه دقیقا؟میوه است یا گل یا درخت؟
جمله ای که بدان اشاره کرده اید در کتاب علوم تجربی کلاس چهارم ابتدایی صفحه 125 آمده و آن جمله هم این است . سیب، پرتقال، خیار، گوجه فرنگی، گل سرخ، چنار، لاله عباسی، کدو تنبل و... از گیاهان دولپه هستند. ...
مفهوم "طلا که پاکه چه منتش به خاکه " چیه ؟
معنی ضرب المثل -> طلا که پاکه، چه منتش به خاکه شخص پاک و درست کاری برای اثبات بی گناهی خود، به رفع و رجوع و شاهد و واسطه نیاز ندارد.
نهار:اسم، ثلاثی مجرد ، نهر( ریشه ) ، جامد غیر مصدری ، مفرد، مذکر، مجرور ، نکره، سالم همان طور که می بینید ریشۀ این کلمه ( نهر ) می باشد . که به معنی" جاری شد" است . مثل" نهر الدم " ...
این بیت رو به نثر برگردونید سوزنده چراغستم در گوشه این مامن پروانه بسی دارم سر گشته به پیرامن
در گوشه ي اين جايگاه مثل چراغي روشن هستم . پروانه هاي زيادي به دور من مي گردند .
مفهوم عبارت: «هر چه زود برآید، دیر نپاید» از کدام بیت دریافت میشود؟
باد آورده را باد می برد گزینه چهار درست است
″میدونستم، باید همونجا خودمو از خجالت میکشتم″ میخواستم اصطلاحی برای ترجمه این جمله به انگلیسی پیدا کنم که هوش مصنوعی بهم جملهی ″ I had to swallowed my pride right there″ رو پیشنهاد داد و منم نتونستم از داخل گوگل معنای درستی برای عبارتش پیدا کنم که مطمئن بشم درسته یا نه میشه یکی اگه میدونه کمکم کنه؟
من مجبور بودم همان جا غرورم را زیر پا بگذارم .( غرورم را بشکنم ) He was forced to swallow his pride and ask if he could have his old job back. او مجبور شد غرورش را بشکند ( زیر پا بگذارد) و بپرسد که آیا می تواندبه شغل قبلی خود برگردد .
در مصاحبت های دور همی مي گويند فلانی مجلس آرای بلا معارض بود ،این ترکیب ادبی کنایه از چیست؟
بی رقیب و یکه تاز مجلس بود .
" در کوزه " کنایه از چیه ؟ «باید گذاشت در کوزه آبش را خورد.»
( بگذار در کوزه آبش را بخور ) معنی ضرب المثل -> بگذار در کوزه آبش را بخور نوشته، سند و یا هر چیز دیگری که بی ارزش و بی خاصیت و به درد نخور باشد. کنایه از اینکه بینداز دور و دیگر به درد نمی خورد . یعنی بی ارزش و بیفایده است و به درد نمی خورد . دیگر به درد نمی خورد ببر نگهش دار
مفهوم کلی ایم ضرب المثل : «جایی نمیخوابه که آب زیرش بره.»
احتمالا ریشه ی این ضرب المثل ترکی می باشد . این ضرب المثل از این ظرب المثل ترکی گرفته شده است که می گوید : اؤکؤز بئله یئرده یاتماز آلتینا سؤو چئخا ترجمه : گاو نر در جایی نمی خوابد که آب به زیرش برود . بیت شعر : مرد ِدوراندیش هرگز صید مکّاران نشد گاو نر جایی نخوابد آب در زیرش رود ( باقری )