پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٧١)
به درد کاری نخوردن ضعیف بودن
خیلی هم . . . نبودن تعریفی نبودن زیاد اهلِ . . . نبودن
جلب توجه نکردن
لازم نداشتن چیزی تمام شدن
یه کم روش فکر کنم
بهم برخورد
لیوان بیرون بر
از خود میراث و اثری ماندگار به جای گذاشتن
با چشمهای خودت ببین
تنها دلخوشیم
مدام به گذشته فکر نکن
به کمتر از حقت راضی نشو
شورش در اومده دیگه!
تو اصلا منطقی حرف نمیزنی حرفات بی معنیه
زورکی وارد شدن برای دزدی ورود غیرقانونی برای دزدی
ودیعه
ملچ و مولوچ کردن
دست تو بینی کردن
وقت استراحت
بازی شروع شد وقتشه خودت رو نشون بدی
میتونم وسط حرفتون یه چیزی بگم ؟
چه ساعتی برات مناسبه ؟
بی موقع دهان خود را باز کردن سوتی دادن
طرف خرپوله
طرف غلط میخوره توی پول طرف خرپوله
خیلی بهت میاد
سفره پهن کردن
تمیز کردن سفره
سفره جمع کردن
مرخصی بلندمدت
دل کسی را به دست آوردن
تناسب داشتن با سوابق یا پیشینه کسی
جای همه تون خالی
برخلاف تمام پیش بینی ها با وجود همه سختی ها
جلو بودن با اختلاف ( گل یا امتیاز )
تمام جنبه های . . .
حداقل مطلق کمترین مقدار لازم
حقش بود این بلا سرش بیاد
پرید تو گلوم
با طعم و مزه ی بادام
دیگه بس کن این وضعیت رو دیگه بس کن این دیوونه بازی رو جلوی این کارهای غیرعادی با غیرمنطقی رو بگیر
سابقه ایجاد کردن الگوی رفتاری ایجاد کردن معیار برای آینده ایجاد کردن
برات گرون تموم میشه هزینه داره برات برات دردسر داره
در حق کسی پدری ( مادری ) کردن
با کسی پدر کشتگی داشتن
دارم سگ دو میزنم
سگ دو زدن
پدر کسی را درآوردن
سیاست پدر و مادر نداره
پدر در پدر جد اندر جد