set a precedent
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• ایجاد رویه کردن، رویه سازی کردن
• سابقه ایجاد کردن ( برای موارد مشابه آینده )
• پیشینه قانونی یا اداری درست کردن
• الگو یا نمونه شدن برای تصمیم گیری های بعدی
🔸 نکته:
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت ریشه حقوقی داره و تو دادگاه ها خیلی استفاده میشه، ولی تو محیط های اداری، شرکتی و حتی روابط روزمره هم به کار میره. وقتی میگن فلان کار �رویه ایجاد میکنه�، یعنی اگه الان اجازه بدی، بعداً بقیه هم انتظارش رو دارن.
🔸 مثال ها:
• “If we let one employee come late every day, it sets a precedent for others. ”
اگه به یک کارمند اجازه بدیم هر روز دیر بیاد، برای بقیه رویه ایجاد میکنه
• “The judge’s decision set a precedent for similar cases. ”
رأی قاضی برای پرونده های مشابه سابقه ایجاد کرد
• “I don’t want to set a precedent by giving you special treatment. ”
نمیخوام با رفتار ویژه ای که با تو میکنم رویه ای ایجاد بشه
• ایجاد رویه کردن، رویه سازی کردن
• سابقه ایجاد کردن ( برای موارد مشابه آینده )
• پیشینه قانونی یا اداری درست کردن
• الگو یا نمونه شدن برای تصمیم گیری های بعدی
🔸 نکته:
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت ریشه حقوقی داره و تو دادگاه ها خیلی استفاده میشه، ولی تو محیط های اداری، شرکتی و حتی روابط روزمره هم به کار میره. وقتی میگن فلان کار �رویه ایجاد میکنه�، یعنی اگه الان اجازه بدی، بعداً بقیه هم انتظارش رو دارن.
🔸 مثال ها:
اگه به یک کارمند اجازه بدیم هر روز دیر بیاد، برای بقیه رویه ایجاد میکنه
رأی قاضی برای پرونده های مشابه سابقه ایجاد کرد
نمیخوام با رفتار ویژه ای که با تو میکنم رویه ای ایجاد بشه
سابقه ایجاد کردن
الگوی رفتاری ایجاد کردن
معیار برای آینده ایجاد کردن
الگوی رفتاری ایجاد کردن
معیار برای آینده ایجاد کردن
برجا گذاشتن سابقه
باب کردن؛ بدعت گذاردن
یک نمونه و الگو برای دیگران بودن
بدعت گذاشتن