پیشنهاد‌های نازنین عظیمی (٢٠٧)

بازدید
١,٧٧٣
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

گفته ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تمام عیار، کاردرست مثلا رمان تمام عیارِ آنا کارنینا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تا، به محض اینکه تا وارد اتاق شد. به محض وارد شدن به اتاق

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رییس کلانتری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر به راه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت نظارت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ژاندرام های سواره

پیشنهاد
١

. to beg or borrow something from someone ?Can I bum a cigarette off you

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

درشکۀ روباز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زوال اخلاقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به قولی The eponymous promise refers to a این وعده به قولی، اشاره دارد به . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

. the name is a sign نامدار باشد. نامدار باشی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانۀ بهداشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل انگلیسی آن Cinematheque است. سینماتک واژه ای است فرانسوی که معادل فارسی آن فیلم خانه می باشد. ماموریت آن حفظ و آرشیو آثار و ابزار مرتبط با سی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١

Maybe we’re just not compatible’ شاید ما بچه دار نمی شویم. به دو گیاه یا انسان یا دو موجود که پیوندپذیر یا آمیزش پذیر نیستند هم می گویند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنی غذا هم هست. She had just had her birthday, and to celebrate, we ordered all kinds of delights تولدش نزدیک بود و برای آنکه جشن بگیریم انواع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ابرباکتری، باکتری های مرگبار مقاوم به دارو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدون وقت قبلی جایی رفتن مثلا دکتر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساعت بدن، ریتم شبانه روزی بدن، ساعت بیولوژیک بدن، ساعت خواب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بار مالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مانا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سگ ولگرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوش آهنگ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

با فراغ بال، راحت و آسوده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

emotionally با شور و هیجان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زننده به معنی زننده یا چیزی که دل را می زند هم هست.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تملق آمیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

a figure in formation dances, such as the lancers and Scottish reels, in which couples split up and move around in a circle in opposite directions, p ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خوشوقتم. ( در تعارف )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١

فراک

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

screw up her eyes چشم هایش را تنگ کرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

از حدقه درآمده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوش نوشی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

گل انداختن گونه یا لپ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی تفاوت مثلا با لحنی بی تفاوت گفت. . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تل سر بچگانه مثل تل خرگوشی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

سِر شدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

لب و لوچۀ آویزان pucker of the lips

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

silk dress لباس حریر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

کم نور مثل فضای کافه.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

هوس آلود

پیشنهاد
٤

هستی گرا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ناجور - ناجورترین

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

خشک و رسمی مثلا، برخوردشان خشک و رسمی بود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

شانه خالی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به صفر رساندن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاسوئیچی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی لطف و مهر، ملال انگیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

خراش خورده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوسیس سوئدی