دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٦,٨٢٤
رتبه در دیکشنری
٧٣١
لایک
٥٩٨
دیسلایک
١٤٣
جدیدترین پیشنهادها
٤ ماه پیش
١
اغوا کننده
٤ ماه پیش
٠
پیرزن حالش خیلی خراب بود. سوار ماشینش که می کردن داشت چونه می انداخت. ( عزاداران بیل، غلامحسین ساعدی، بخش ۹، داستان اول ) معنی: داشت جان می داد.
٤ ماه پیش
٠
کالسکه وارد میدانچه شد و ایستاد. اسب ها نفس تازه کردند و به طرف خیابان شلنگ برداشتند و زنگوله ها را به صدا درآوردند. ( عزاداران بیل، غلامحسین ساعدی، ...
٤ ماه پیش
٠
It’s no coincidence that . . . عجیب نیست که . . .
٥ ماه پیش
١
mechanical task کاری مشخص و ساده، کار تکراری
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.