پیشنهادهای میثم علیزاده لشکانی (٢,٥١٢)
دریچه ابشش که برای ماهی ها هنگام تنفس باز و بسته میشود، ابشش ( خودمانی است، اما در واقع ابشش فقط این پولک باز و بسته شونده نیست )
بازگشتن ( نه از نظر مسیر، بلکه از نظر عقیده یا ملک و املاک کسی به صاحب اولیه )
فیل دریایی
●متحول کردن یا شدن ( در جهت مثبت ) ●از جنبه دیگر نگریستن یا در نظر گرفتن ● به انجام رسانیدن ( یک روند ) دوستانی که این فعل رو "برگشتن" یا " دور زد ...
بسیار جامع، تمام و کمال
خرچنگ خشکی
سخت پوست، مثل خرچنگ
آب دریا، آب شور اقیانوس ها
مبتکر
تشکیلات اقتصادی کسب و کار ( یا توانایی کسب و کار ) ابتکار عمل
پیشنویس یا طرح اولیه ( نوشتن ) خدمت سربازی
ادرس دادن، نشانی دادن مورد بررسی قرار دادن، تلاش برای حل موضوعی
میزبان دسته، گروه بزرگ
رصد، پایش
چه بدونم
●به عنوان صفت: غریب، بیگانه خارجی فضایی، غیرزمینی ● به عنوان اسم: تبعه خارجی موجود فضایی
قابل سکونت، قابل زندگی کردن
علمی، بر مبنای علم و دانش
ظریف و نازک متزلزل، ضعیف
چرخ دنده دندانه ی روی چرخ دنده کسی که جزیی کوچیک از سیستمی بزرگ است
کشف
آماده ( به انجام کاری )
شکار کردن به تفحص وا داشتن
مربوط به کره زمین ( نه کرات دیگر ) ، زمینی
سروکله زدن
بلبرینگ تاثیر ■ lose bearing یعنی گیج شدن، ندونستن اینکه کجایی یا چه کار باید انجام بدی الان
بزرگ کردن ( پرورش دادن ) فرزند یا حیوانی
با عملکرد بهتر باعث خجالت ( شرمندگی ) کسی ( فرد غیر ) شدن
● کارگردان ● مدیر، گرداننده مجموعه
● یه چیز کوچیک ( از یه موضوع کلی ) ، فقط یه ذره ● حاشیه، به حاشیه بردن
قبلش هم any میاد مثلا: Any thing you care to name به معنی: هر چیزی که فکرشو بکنی، هر چی که بگی
وظیفه شناس
Borne اسم مفعول برای Bear است . Bear out: تایید کردن ● در واقع ادعا، داستان یا عقیده ای را مورد قبول دانستن
تایید کردن ● در واقع ادعا، داستان یا عقیده ای را مورد قبول دانستن
● خسته ● جواد، تکراری، خز
● سرخوش ● شوخی وار
این طور به نظر میاد که . . .
شیرفهم کردن
در خود جای دادن
Irritable
● تخته سنگ، صخره ● جنباندن، تکان دادن
به تلفظ این کلمه دقت کنید: پِنجِلِم ، تکیه یا استرس بر روی "پ" است
توجه کنید که این کلمه هم اسم است و هم صفت: ● انگیزه ( اسم ) ● محرک ( صفت )
نکته قابل توجه در مورد این کلمه این است که هم صفت است و هم اسم: ● دقت ● دقیق
● تحت قاعده درآوردن، مطابق ساختن ( با مقادیر ملزوم ) ● مدرج کردن
● اصلی، اولیه ● ابتکاری
مکان یابی
ایستاده، پایه تخت مانند ساعت ایستاده که به "ساعت پدربزرگ"نیز شهرت دارد
پاندول
● تنش ● در مورد فنر یعنی نیروی کشش ( به سمت داخل یا بیرون محور فنر )